مثلا چرا باید زن پشت سر مرد نماز بخواند؟چرا زن نمیتواند بدون اجازه شوهرش بیرون از خانه برود؟ چرا زن نمیتواند مرجع تقلید شود؟چرا زن نمیتواند قاضی شود ؟ چرا زن در هر زمانی که شوهرش دلش خواست باید با او نزدیکی نماید؟یعنی زن نمیتواند مالک بدن خود باشد؟شاید با شوهرش دعوای شدیدی کرده باشد و از او در آن لحظه متنفر باشد و آن وقت اگر در آن لحظه مرد دلش خواست با او نزدیکی کند زن باید اطاعت کند؟اگر مثلا زن دلش خواست با شوهرش نزدیکی کند مرد مختار است که قبول یا رد کند؟چرا پیامبر گرامی اسلام (ص) برای تعریف از عایشه از مثال "غذا " استفاده می کنند؟چرا حضرت علی می فرمایند که ایمان زن از مرد متفاوت است؟دلیلش این آمده که زن در دوران قائدگی نماز نمیخواند.ولی آیا این که زن شش سال زودتر از مرد نماز میخواند کم چیزی نیست؟در اکثر موارد بالا دلیل این تفاوت ها احساسات زن مطرح شده ولی واقعا در هر مورد و مسئله ای ایقدر این دلیل احساساتی بودن به کار میرود که انگار زن عقل کافی ندارد... چرا پیامبر (ص) میفرمایند زنی که شوهرش از دستش ناراحت شده باشد نباید تا صبح خوابش ببرد حتی اگر حق با زن باشد و مرد مقصر باشد..؟واقعا دلیل این تمایزات چیست؟ با تشکر فراوان و التماس دعا
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برخلاف نظر شما از ديدگاه ما اسلام توجه بي دليل و يك طرفه به مردان نداشته، بلكه نگاه اساسي اسلام نگاه انسان محور است نه مرد محور، بلكه در قرآن به عنوان اصلي ترين منبع ديني ما به طور صريح براي برطرف شدن اين تلقي نادرست تلاش شده است؛ براي روشن شدن اين مساله به نظر مي رسد بسيار ضروري است تاملي دقيق در مورد نگاه اسلام به زن و مرد داشته باشيم، آن گاه با ديدي درست مي توان به موارد خاصي كه در آن ها از نظر اسلام تفاوت هايي بين زن و مرد در نظر گرفته شده نگريست:
بر اساس آيات قرآن خداوند انسان را آفريد تا خليفه و نمايانگر جمال و جلال او باشد. روشن است كه انسان اعم از زن و مرد است:« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً ؛ (1) مي خواهم در زمين جانشيني بيافرينم. » خليفه نه فقط مردها بلكه اعم از زن و مرد است. به همين جهت گرچه حضرت آدم (ع) به عنوان واسطه و پيامبر، وحي را دريافت مي داشت، ولي مخاطب وحي آدم و حوا و نسل آن دو بودند. هر دو در بهشت ساكن شدند و از خوردن شجره منع شدند. شيطان دشمن هر دو معرفي شد. شيطان هر دو را فريب داد. هر دو از آن درخت خوردند و هر دو از بهشت اخراج گرديدند و به سكونت در دنيا محكوم شدند:
«يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمين ... (2) اى آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمتهاى) آن، از هر جا مىخواهيد، گوارا بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد * پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد».
« پس گفتيم: «اى آدم! اين (ابليس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به زحمت و رنج خواهى افتاد».(3)
« فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطان ... (4) پس شيطان آن دو را وسوسه كرد... ».
چنان كه مشاهده مي كنيد در تمام اين آيات مخاطب خداوند زن و مرد هستند، بدون هيچ تفاوتي؛ بعد هم شيطان دشمن بني آدم، اعم از زن و مرد معرفي گرديد. حكم اخراج براي همه صادر شد و اعلام گرديد همه كساني كه تابع پيامبران شوند، دوباره به بهشت و لقاي خدا و مقامات بالاي انساني از جمله مقام خلافت نايل مي شوند. اين امر هيچ اختصاصي به مردها ندارد.
در قرآن همان گونه كه مرداني را به عنوان الگوي انساني معرفي كرده، زناني نيز به عنوان الگوي انساني (زن و مرد هر دو) معرفي شده اند:« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ ... وَ مَرْيمََ ابْنَتَ عِمْرَانَ (5)؛ خداوند براي مومنان به همسر فرعون مثل زده است . . . . و همچنين به مريم دختر عمران ».
در مواردي قرآن اصرار دارد به نوعي عمدا نام زنان را در كنار مردان بياورد تا شائبه هرگونه ترديد در نابرابري زنان با مردان در رسيدن به درجات كمال و تعالي معنوي را برطرف نمايد، مانند اين آيات:
«وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّة؛(6) هر كس عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن و مؤمن باشد، داخل بهشت مىشود. »
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَة ؛(7) هر كس كار شايستهاى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مىداريم».
اما در اين ميان از همه رساتر آيه 35سوره احزاب است:
« مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مىكنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است».
با توجه به اين آيات به خوبي روشن مي شود كه از ديدگاه قرآن كه محور و معيار اصلي در معارف اسلامي است، نگاه، انساني است نه جنسيتي و زن و مرد هر دو در انسانيت و ظرفيت كمال و هدف غايي آفرينش يكسان بوده، به هيچ وجه مرد محور نيست و زن از لحاظ مقام انساني هيچ نقصاني نسبت به مرد نداشته در كمالات انساني تفاوتي بين آن ها مطرح نشده است.
اما در عين حال اين واقعيت هم قابل انكار نيست كه زن و مرد از لحاظ ساختار جسمي و روحي و توانمندي هاي فردي، شرايطي متفاوت داشته، داراي امتيازات و نقصان هايي در برابر هم هستند؛ دين اسلام بر اساس تفاوت ها و اختلافات طبيعي جسمي و روحي وظايف و مسئوليت هاي متفاوتي را براي زنان و مردان در نظر گرفته است.
نتيجه تفاوت مسئوليت ها به تفاوت هايي در نيازمندي ها هم منتهي شده است كه در جمع بندي همه اين موارد مي توان به روشني راز تفاوت هاي موجود در برخي حقوق و منافع و مسئوليت ها را كه براي زنان و مردان ترسيم شده، دريافت.
البته ما هيچ گاه ادعا نمي كنيم كه مي توان هر آنچه در منابع ديني به عنوان قانون بيان شده، با اين تحليل ها و جمع بندي هاي عقلاني توجيه و تفسير نمود، اما روشن است كه همان گونه كه مسئوليت ها و تكليف و كار كردهاي زن و مرد در خانواده و جامعه و... مشابه هم نيست، حقوق آن ها نيز مشابه نيست، اما مساوات و برابري بايد باشد، به اين معنا كه با توجه به مسئوليت و تكليف و كاركرد، حق مساوي بايد به هر يك داده شود.
اتفاقا در وضعيتي كه شرايط و توانايي هاي دو جنس متفاوت و ناهمگون است، اعطاي مسئوليت هاي مساوي و توقع تكاليف برابر ظلمي آشكار به هر دو طرف است كه اسلام هيچ گاه چنين ظلمي را به زنان و مردان روا نداشته است. اسلام در موارد بسياري تكاليف سخت و دشواري را بر دوش مردان گذاشته كه زنان را از آن معاف داشته است .
از باب نمونه تأمين جنبه اقتصادي خانواده كه از حساسيت و سختي خاصي برخوردار است و با نگاه الهي از آنجا كه با حقوق مردم سرو كار دارد و به اصطلاح حق الناس را شامل مي شود مسؤليت سنگيني را به دنبال دارد به عهده مرد است. (8)، تكليف جهاد و فدا كردن جان در موقع لزوم (9) از جمله اموري هستند كه به اقتضاي توانايي هاي جسمي و روحي مرد بر عهده او قرار گرفته اند.
نتيجه تفاوت مسئوليت و كارايي ها ،آن شده كه مزايا و منافع متفاوتي براي زنان و مردان تصوير شود و در قوانين ديني وضعيتي متفاوت براي آنان رقم بخورد؛ كه براي مطالعه در اين زمينه ميتوانيد به كتاب " زن در آئينه جمال و جلال "آيت الله جوادي و كتاب"نظام حقوقي زن در اسلام "شهيد مطهري مراجعه نماييد.
اما در خصوص موارد مورد اشاره شما بايد گفت برخي از احكام خاص در مورد مسائل زنان و مردان ناشي از حفظ سلامت اين دو جنس و به تبع خانواده و جامعه در روابط بين آن ها است كه تلاش مي شود از هر نوع رابطه اي كه به تحريكات و توجه به ويژگي هاي جسمي و جنسي بيانجامد جلوگيري شود ، يعني اصل روابط و تعامل ها به ميزان معقول و ضروري محدود گردد و در همين روابط نيز جلوي توجه و تحريك مردان در برابر ويژگي هاي زنانه - كه شاخصه طبيعي وجود مردان است - گرفته شود.
مثلا مساله عدم جواز امامت جماعت زنان براي مردان مي تواند از همين سنخ باشد يعني يكي از حكمت هاي اين حكم جلوگيري از توجه ماموم به ويژگي هاي جسمي و جنسيتي زن آن هم در حال عبادت مهم نماز كه نياز به حضور قلب دارد مي باشد؛ به عبارت روشن تر طبيعت مردان به گونه اي است كه ويژگي هاي خاص جنس مخالف بسيار مورد توجه و حساسست آن ها قرار مي گيرد بخلاف زنان كه معمولا اين گونه نيستند.
در نتيجه اگر مردي امام جماعت زنان باشد ويژگي هاي جسمي و صدا و حجم بدن او و ديگر شاخصه هاي شخصي او موجب جلب توجه زنان و تحريك جنسي ايشان و يا عدم تمركزشان در نماز نخواهد بود، در حالي كه اگر يك زن امام جماعت مردان باشد به طور طبيعي اين امر اتفاق خواهد افتاد و هم عبادت ناكارآمد خواهد بود و هم زمينه مفاشد ديگري رخ خواهد داد، به همين جهت اگر زن بخواهد امام جماعت زنان باشد به نظر بسياري از مراجع مشكلي در آن وجود ندارد (10) و به همين جهت تعبير شما "چرا بايد زن پشت سر مرد نماز بخواند؟" صحيح محسوب نمي شود.
در مورد مساله خروج از خانه و اذن مرد هم اصولا مساله احساسات و عواطف زنانه مطرح نيست. بلكه همان مساله حفظ خانواده و ساختار نظام مند سلامت اجتماعي هدف اصلي اين دستور محسوب مي گردد؛ در واقع حقيقت اين گونه احكام را بايد در چارچوب نوع ساختاري كه اسلام براي خانه و خانواده تعريف كرده است ديد؛ در اسلام خانواده يكي از مهم ترين مجموعه هاي اجتماعي است كه سلامت و كارايي درست آن در ساختن انسان هاي مفيد و سعادتمند و در نتيجه در ايجاد جامعه اي سالم و مفيد نقش كليدي و اساسي دارد؛ به همين خاطر دستورات زيادي براي نتيجه بخشي اين مجموعه و انجام كامل رسالت آن و دوري ان از آفات در نظر گرفته شده است.
يقينا هر مجموعه موفقي هر چند بسيار كوچك، نياز به مدير دارد تا در سايه مديريت و هماهنگي كه بين او و ديگر اعضا مجموعه برقرار مي شود، هدف معيني كه پيش روي مجموعه است، به درستي تحقق يابد و هر يك از اعضا براي خود و براي رسيدن به هدف مورد نظر خود تلاش نمايند.
اسلام به دلايل مختلف كه تا حدودي هم روشن است، از ميان اعضاي خانواده، شوهر را به عنوان مدير اين مجموعه انتخاب كرده، (11) براي او اختيارات و امتيازات ويژه اي را معين كرده، تصميم گيري براي افراد مجموعه را در بخشي از مسائل شخصي و جمعي بر عهده او نهاده است. البته در مقابل، هزينه هاي زندگي و مسئوليت اعضا را هم در بسياري از موارد بر عهده او قرار داده است.
مسلما يكي از مهم ترين ابعاد مديريت هر مجموعه اي آگاهي مدير از نوع رفتارها و عملكرد اعضاي مجموعه است. ورود و خروج اعضا يكي از شاخص ترين موارد اين آگاهي هاست كه البته در خصوص فرزندان به شكل طبيعي وجود دارد، اما در خصوص همسر كه نقش برجسته اي در زندگي دارد، به دستور شرع اين تكليف لازم شمرده شده است تا مدير مجموعه به طور كامل از نحوه عملكردهاي كلي اعضاي مجموعه مطلع باشد.
البته آگاهي مي تواند به شكلي كلي و ضابطه مند باشد؛ مثلا زن به مرد اطلاع دهد كه همه روزه براي انجام اين كار از منزل خارج مي شود يا هفته اي يك مرتبه به مادر خود سر مي زند و يا مانند آن؛ حتي در صورتي كه اعتماد و اطمينان بين آنان فراهم شد، زن مي تواند يك اجازه كلي براي همه خروج هاي آينده اش از منزل از همسرش بگيرد. خيال خود را از اين جهت راحت كند، اما جداي از شيوه كسب اجازه، آگاهي مرد از خروج زن از منزل اصل مهمي در مديريت است كه نبايد از اهميت آن غافل بود.
نكته بسيار مهمي كه در اين ميان كم تر به آن توجه مي شود، آن است كه ميزان آسيب پذيري زنان در ارتباطات اجتماعي از جهات مختلف بسيار بالا است. به همين خاطر سطح امنيت خاطر و آرامش رواني مرد در شرايط بي اطلاعي از وضعيت و موقعيت مكاني همسرش بسيار تنزل مي يابد. به همين نسبت توانايي او در انجام كار و فعاليت مثبت نيز بسيار كاهش مي يابد.
اين كه مرد بداند در وضعيت عادي همسرش در منزل - كه امن ترين مكان ممكن محسوب مي شود - است و اگر هم قصد خروج از منزل را دارد، به او اطلاع داده، با هماهنگي با او و تمهيداتي كه او معين مي نمايد، اين كار را انجام مي دهد، اين كاهش امنيت رواني را به حداقل مي رساند . مرد در آرامش رواني به فعاليت اجتماعي خود مشغول خواهد بود.
آنچه معمولا موجب ناراحتي و واكنش افراد مي شود، نوع اجراي اين دستورات و تلقي غلطي كه در ذهن از دستورات ايجاد مي شود است، نه ماهيت دستورات. اگر اين دستور شرعي به شكل درست و متناسب و محترمانه و البته در موقعيت هاي مناسب صورت بگيرد، هيچ يك از حساسيت ها به چشم نمي خورد.
در عين حال توجه به اين نكته هم سودمند است كه خروج زن از خانه همواره نيازمند اذن شوهر نيست، بلكه در مواردي خروج زن از خانه جايز است، از جمله:
1 - كسب علوم واجب و يا انجام تكاليفي كه مستلزم خروج از خانه است.
2 - احقاق حق مانند دادخواهي و شكايت به دادگاه يا اداي شهادت و امثال آن.
3 - بر اساس برخي از فتاوا در صورتي كه قبل از ازدواج زن در كاري استخدام بوده است، پس از ازدواج نيز به خاطر سابقه استخدام ميتواند سر كار خود برود و ازدواج مانع آن نيست.
4 - در صورتي كه به صورت شرط ضمن عقد به هنگام ازدواج، جواز خروج از خانه را شرط كرده باشد. (12)
اما در مورد ساير موارد پرسش نيز در هر كدام پايخ هاي خاص و مورد توجه همان سوال وجود دارد كه در صورت تمايل تان در نوبت هاي بعد آن ها را با رعايت سه پرسش در هر نوبت ارسال نماييد تا به آن ها پاسخ داده شود.
پي نوشت ها:
1. بقره(2)آيه 30.
2. همان، آيه 35-36.
3. طه(20)آيه 117.
4. اعراف(7)آيه 19-25.
5. تحريم(66)آيه 11 - 12.
6. نساء (4) آيه 124.
7. نحل (16) آيه 97.
8. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1404 ه.ق، ج 3، ص 105.
9. همان ج 3، ص 439.
10. توضيحالمسائل مراجع، ج1، ذيل مسئله 1453و استفتاآت آيت الله خامنه اي، سوال 596.
11. نساء (4) آيه 34.
12. آيه الله محمد فاضل، جامع المسائل، نشر مهر، قم، 1376 ش، ص460.
موفق باشید.






