1چرا امامت ائمه مثل حکومت های استبدادی موروثی است؟چرا پدر و پسر پدر و پسر...
2چرافقط واقعه عاشورا ماندگار شده؟به خیلی از خاواده ها در طول تاریخ ظلم شده خیلی سر ها بریده شده خیلی زنها ی بیگناه اسیر شدند و چه بسا بعضیشان برای دفاع از حقیقت مظلوم واقع شده باشند

پرسش: عقيدتي
1. چرا امامت ائمه مثل حكومت هاي استبدادي موروثي است؟ چرا پدر و پسر پدر و پسر...

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
موروثي بودن در مقام و منصب اجتماعي مانند سلطنت يا حكومت به معناي آن است كه به دور از هر گونه معيار اساسي و صحيح، حكومت از كسي به خاندان وي منتقل شود. در بسياري از نظام هاي شاهنشاهي و سلطنتي اين شيوه حكمفرما است. بر اساس آن صلاحيت هاي لازم جهت اداره جامعه و حكومت، به كلي از نظر دور مانده، فقط بقاي قدرت و سلطنت در يك خانواده، اصل حاكم بر همه ارزش ها و معيارها تلقّي مي شود.
بديهي است موروثي بودن به اين معنا از نظر منطقي كاملاً نادرست و باطل مي باشد. بهترين گواه بر بطلان اين روش، نظام هاي موروثي حاكم بر جهان در طول تاريخ است كه موجب سقوط و انحطاط هاي بسياري گرديده است.
بررسي معيارهاي اساسي امامت و رهبري در اسلام به خوبي نشان مي دهد كه اسلام با نظام موروثي كاملاً در تضاد و چالش است و به هيچ وجه چنين شيوه اي را بر نمي تابد. حتي يكي از اهداف امام حسين(ع) از قيام خود، مبارزه با همين شيوه و تفكر بوده است.
اما با دقت و تامل در حقيقت مسئوليت امامت كه رسالتي بسيار سنگين و با اهميت است، مي توان دريافت كه اصولا اين مسئوليت چيزي مانند حكومت و سلطنت و مانند آن نيست و احراز اين مقام نه مقامي اجتماعي است و نه حكومتي ظاهري؛ بلكه نوعي توانمندي براي ارتباط با عالم غيب و تلاش در مسير حفظ حقيقت و هويت دين و هدايت باطني انسان ها به سوي كمالات و سعادت ابدي و -اگر زمينه مساعد بود- تلاش براي برقراري حكومت ديني و اجراي دستورات دين در جامعه است.
بر اين اساس كسي كه امام مي شود، نيازمند بهره مندي از كمالات و برخورداري از قابليت عظيم است كه اين امر نه قابل درك از طرف افراد عادي است و نه امكان انتخاب و تعيين از جانب توده جامعه در آن ممكن است؛ در نتيجه تنها راه اين امر انتخاب الهي و برگزيده شدن از جانب عالم غيب است (1) كه به همين نحو هر امام از جانب پيامبر يا امام قبلي به مردم معرفي مي شد.
اما چرا در سلسله امامان معمولا امامت در يك نسل باقي ماند و امام از بين افراد ديگر برگزيده نشد؟
در اين مورد بايد گفت جزييات اين امر در اختيار ما نيست و خداوند است كه از اين امر آگاه است، چنان كه خود فرموده است:« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه(2)؛ خداوند بهتر مي‌داند رسالتش را كجا قرار دهد».
اما با اندكي تامل روشن مي شود كه مسئوليت خطير امامت، به شرايط و لوازم متعددي نياز دارد. بخش مهمي قابليت ها و ظرفيت هاي والاي روحي است كه هر چند برخي اكتسابي است. اما برخي ديگر وابسته به طهارت نسلي و شرافت معنوي، نيز تهذيب، خلوص و صفاي باطن پدر و مادر و بلكه همه نياكان است. كه اين امر به معناي كامل كلمه تنها در خاندان پيامبر كه منتهي به خاندان حضرت ابراهيم (ع) مي شد محقق بود.
بنابراين اگر انتخاب امامان را در نسل واحدي را شاهديم، اين امر از يك جهت به خاطر وجود تمام شرايط لازم معنوي به ارث رسيده از حضرت آدم(ع) تا آخرين امام در اين خاندان شريف است؛ هر چند از سوي ديگر انتخاب امامان وابسته به كنش هاي اختياري آنان است كه در تمام لحظات عمرشان از هر گونه آلودگي دوري كرده و همواره جزء بندگان شايسته خدا بوده اند. اما در هر حال به يقين انتخاب هر فرد به عنوان امام فقط به خاطر شايستگي هاي ذاتي او بوده و هيچ ضرورتي بر انتخاب فرزند امام قبلي نيست.
همين امر در خصوص امام حسن(ع) اتفاق افتاد. بعد از شهادت حضرت به جاي فرزندانش، برادر بزرگوارش امام حسين(ع) به عنوان امام معرفي شد و بعد از شهادت امام حسين با اين كه برادر بزرگواري مانند محمد ين حنفيه داشت فرزند دوم جوانش به امامت رسيد.
اگر ما فرزندان امام حسين(ع) را امام مي‏دانيم، به خاطر اين است كه امامت آنان توسط خدا تعيين شده، نه بدين لحاظ كه امامت امري موروثي است و پس از يك امام بايد به فرزند وي منتقل گردد. اگر خداوند، پس از امام حسين، فرد ديگري را امام قرار داده بود، بر ما لازم بود كه امامت وي را بپذيريم و اصراري بر بقاي امامت در اين خاندان نداشتيم.
در ميان فرزندان امامان نيز پسراني وجود داشتند كه انسان‌هاي نيك بودند مانند حضرت ابوالفضل، اما عهده‌دار مقام امامت نبودند؛ زيرا از تمامي شرايط لازم براي برعهده گرفتن اين مقام برخوردار نبودند. آن ها خود بر اين حقيقت آگاه بودند و هيچ گاه ادعاي امامت نداشتند، يا به عنوان اين كه ارثي از پدر باشد، مانند فرزندان پادشاهان به نزاع برنمي‌خاستند. اگر كسي چون جعفر كذاب ادعاي امامت كرد، از طرف شيعيان كذب او آشكار شد، زيرا نشانه‌هاي امامت را در او نمي‌ديدند، اگر چه فرزند امام بود و امام قبلي هم بر امامت او تصريح نكرده بود.
در نتيجه امامت، انتخابي از پيش تعيين شده بود. امام قبلي هم تنها مسئوليت معرفي امام بعدي را داشت، نه اين كه بعد از فوت امام قبلي امامت همچون منصبي اجتماعي به فرزند او اعطا و او داراي اين مقام مي شد.
پي نوشت ها:
1. محسن خرازي، بدايه المعارف الالهيه في شرح عقائد الاماميه،انتشارات جامعه مدرسين قم ، ج 2، ص 111ـ 113.
2. انعام(6) آيه 124.
پرسش: عقيدتي
2چرافقط واقعه عاشورا ماندگار شده؟به خيلي از خاواده ها در طول تاريخ ظلم شده خيلي سر ها بريده شده خيلي زنها ي بيگناه اسير شدند و چه بسا بعضيشان براي دفاع از حقيقت مظلوم واقع شده باشند
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قيام امام حسين(ع) گرچه در زمان محدود و مكان معيّن به وجود آمد ، اما شعاع آن جهان را فرا گرفت و جاودانه گرديد. عوامل متعدد در اين امر تأثير گذار مي باشند، كه به برخى آن ها اشاره مى شود:
1ـ مشيت الهى
اراده پروردگار بر اين تعلق گرفته كه براى هميشه، نهضت عاشوراى حسينى از دستبرد شيادان محفوظ بماند: " كافران مى خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل خاموش كنند و البته خدا نور خود را كامل و محفوظ خواهد داشت، هر چند كافران را خوش نيايد "(1)حضرت زينب (س) نيز بر اين امر تاكيد نمود كه دين واهلبيت ماندگار مي باشند. حضرت در مجلس فرمود: " اكنون هر ترفندى دارى بكار گير و هر كوششى از تو ساخته است بكن و هر نيرويى مى توانى برانگيز، ليكن به خدا سوگند كه هرگز نخواهى توانست خاندان وحى را نابود سازى و قرآن را از صحيفه ى روزگار براندازى ؟"(2)
2-آزادى خواهى
آزادى زيباترين واژه اى است كه مردم آن را دوست دارند. از اين رو آزادى خواهان با ستمگران مبارزه مي نمايند تا مظلومان آزاد باشند. امام حسين(ع) بر ضد آزادى ستيزان قيام نمود و اين قيام در زمانى شكل گرفت كه خفقان و ستم جامعه اسلامى را فرا گرفته بود و يزيد و يزيديان به دين زدايى پرداخته و از هيچ ستمى عليه آ زادي و حق گرايان دريغ نمى كردند؛ از اين رو امام مرگ در راه خدا را زينت (3) و تسليم نشدن در برابر ستم را عزت دانست:" مرگ با عزّت بهتر از زندگى با ذلّت است"(4) هموفرمود: «ناپاكِ ناپاك زاده مرا بين دو چيز: شمشير و ذلّت مخيّر قرار داده، اما ذلّ از ما بسيار دور است». (5) آزادى خواهى امام حسين(ع) موجب شد كه غير مسلمانان از قيام او درس بگيرند (6)
3- معنويت
در صحنة كربلا معنويت به اوج رسيد. قيام امام رنگ وبوي خداي گرفت. هرچيزي كه رنگ خدائي به خود بگيرد ماند گار است. امام حسين(ع) پيش از خروج از مدينه هر گونه شائبه دنياگرايي ورياست طلبى را رد نمود وانگيزة قيام را اصلاح امت اسلامي ، امر به معروف ونهي از منكر دانست(7). از سوى ديگر حضرت بارها از جلب رضايت خدا سخن گفت. امام در آخرين لحظات زندگى عرضه داشت:" بارخدايا ! من در برابر حكم تو شكيبايم، جز تو معبودى نيست" (8)
4-سفارش و سيرة معصومان در پاسدارى از قيام امام حسين (ع)
يكى از علل جاويدانگى قيام امام حسين (ع) ‌سفارش و سيرة عملى معصومان(ع) در پاسدارى از قيام امام حسين(ع) است. پيشوايان دين هم خود به پاسدارى از اين حماسه مى پرداختند و هم ديگران به پاسدارى از آن فرا مى خواند؛ از اين رو ائمه(ع) عزادارى مى كردند هم ديگران را به اين امر سفارش مي نمودند ، چنانچه امام سجاد (ع) مدت ها براي امام حسين (ع) گريه مي نمود (9)
4_ پاسدارى از دين و ارزش ها:
امام حسين(ع) در شرايطى قيام نمود كه يزيد به دين زدايى مي پرداخت وشعار مي داد كه بني هاشم با ملك بازي كردند نه خبر ي آمده ونه وحي اي نازل گشته است(10) ، از اين رو امام يكى از اهداف قيام خويش را حفظ دين خواند. (11) و همگان را به قيام عليه رهبران دين ستيز و قانون شكن دعوت كرد. (12). بى ترديد قيام امام حسين(ع) نقش اساسى در حفظ دين داشت. از اين رو مى توان گفت: يكي از علت هاي محبت پيامبر به امام حسين(ع) ، حفظ دين توسط ايشان مي باشد: كه پيامبر (ص) فرمود " حسين از من است ومن از حسين. هر كس حسين را دوست بدارد ، خداوند او را دوست خواهد داشت "(13) ،همچنين پيامبر فرمود: "إنّ لقتل الحسين حرارهٌ فى قلوب المؤمنين لا تبرد أبداً "(14) ؛ به يقين با شهادت حسين ، حرارتي در دل مو منان ايجاد شد، كه هر گز خاموش نخواهد شد.

5ـ برگزارى مجالس عزادارى
شيعيان با ذكر مصائب سيدالشهدا(ع)و تشكيل جلسات عزادارى، عاشقانه در سوگ سيد مظلومان به عزا مى نشينند و با ريختن اشك مانع فراموش شدن نهضت حسينى مى گردند. برگزارى مجالس در حقيقت زنده نگه داشتن ياد و خاطره ى عاشورائيان است. امام صادق(ع)مى فرمايد: من مجلس گرفتن شما را دوست دارم. در مجالس خود امر ما را زنده بداريد. خداوند رحمت كند كسى كه امر ما را زنده بدارد». (15) امام خمينى(ره) مى گويد: "سيدالشهدا را اين گريه ها حفظ كرده است. مكتبش را. . . اين سينه زنى ها و اين دسته جات حفظ كرده. است (16)
6ـ برجستگى پيشواى نهضت
جاودانگى نهضت كربلا معلول آوازه ى رهبرى آن است، كه در رأس قيام بزرگ كربلا شخصيتى بى بديل، مانند حسين بن على (ع)قرار دارد. بدون ترديد حكومت و سيره ى چنين انسانى الگوى جهانيان است، به گونه اى كه امام باقر (ع)مى فرمايد: حسين بن على الگوى من است. (17) استاد مطهرى نيز يكي از علل ماند گاري قيام امام را شخصيت امام حسين (ع) مي داند ياد آور مي شود : هر كس ديگرى و هر شخصيت تاريخى در شرايطى قرار بگيرد كه حسين بن على (ع)در شب عاشورا قرار گرفت، زبان به شكايت باز مى كند. . . ، اما حسين بن على (ع)اصحابش را جمع مى كند، چنان كه گويى روحش از هر شخص موفقى بيش تر موج مى زند(18) و مى فرمايد:". خدايا تو را مى ستايم كه بر ما خاندان نبوت كرامت بخشيدى و قرآن را به من آموختى و به دين آشنا ساختى"(19) تحمل وصف ناپذير حسين بن على (ع)در مقابل شديدترين آزمايش روزگار براى آن حضرت چهره اى هميشگى ساخت تا جايى كه در زيارت آن حضرت آمده است: " از شكيبايى تو در برابر رخدادهاى عظيم، فرشتگان آسمان ها شگفت زده شدند". (20) هلال ابن نافع مى گويد: به خدا سوگند هرگز كشته ى آغشته به خونى را زيباتر و نورانى تر از او نديدم و آن چنان فريفته نور چهره اش بودم كه متوجه نشدم او را چگونه مى كشند. (21)
7ـ پيام رسانى اهل بيت امام حسين(ع)
يك از مؤثرترين عوامل نهضت حسينى ، پيام رسانى اهل بيت امام (ع)و در رأس آن ها حضرت امام سجاد (ع)و زينب كبرى(ع) است. امام حسين (ع) در پاسخ به اين سؤال كه چرا اهل بيت را با خود مى برى؟ فرمود: «ان الله شاء ان يريهن سبايا; خداوند مى خواهد آنان را اسير ببيند. »(22) از اين سخن برمى آيد كه حضرت رسالتى به دوش داشته كه در انجام آن، حضور زنان و فرزندان ضرورى بوده است، كه اين رسالت پس از شهادت آن حضرت نيز براى همگان معلوم گرديد. به راستى اگر افشاگرى امام سجاد (ع)و حضرت زينب (ع) در قالب سخنرانى نبود، حكومت استبدادى يزيد به آسانى اين حادثه ى بزرگ را تحريف مى كرد و براى هميشه آن حركت عظيم را به فراموشى مى سپرد، اما اسيران پيروز با عزاداري و خطبه هاى آتشين خود، نظام طاغوتى يزيد را در برابر اجتماع مردم به محاكمه كشيدند و ماهيت كربلا را از دستبرد و تحريف دشمنان حفظ كرده و چهره ى حقيقى عاشورا را براى نسل هاى آينده ترسيم نمودند.
پي نوشت ها :
1. سوره صف، آيه ى 8.
2. ابن نما حلي ، مثير الاحزان، مدرسه امام مهدى‏(ع) ، ص101
3. جواد محدثي، فر هنگ عاشورا، قم ، نشر معروف ، ص162
4. همان ص26، به نقل از مناقب ابن شر آشوب ج4، ص68
5 جواد محدثي ، همان
6. جواد محدثي، همان، ص279
7. ابن شعبه حرانى ، تحف العقول عن آل الرسول ، جامعه مدرسين‏، ص 239‏
8. عبد الحسين مقرم ، مقتل الحسين، ص 283، بي نام
9. ابن طاوس ، اللهوف ، ناشر :جهان ، ص209
10. مقرم،‌ مقتل الحسين، ص 357
11. محمد بن جرير طبري ، تاريخ طبري، قاهره ،مطبعه الاستقامه بالقاهره، 1358 ج 4، ص 266
12. جواد محدثي ،پشين ، ص63
13. محمد باقر مجلسي ،بحارالأنوار،‌ بيروت ، موسسه الوفاء ، ج 43، ص272
14. سعيد داودي ومهدي رستم ، عاشورا ريشه ها ، انگيزه ها ، قم ، ناشر :مدرسه الامام علي بن ابي طالب (ع)، 1384، ص56
15. سعيد داودي ومهدي رستم ، همان ص66 نقل
ازوسائل الشيعه، ج 10، ص 392.
16. امام خميني ،صحيفه نور ، قم ، موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني، ج 8، ص 69 ـ 72،
17. بحارالانوار، ج 44، ص 227.
18. شهيد مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، ج 1، ص 154.
19. سيد بن طاووس، اللهوف، ص 79.
20. بحارالانوار، ج 101، ص 240.
21. همان، ج 45، ص 57.
22. بحارالانوار، ج 44، ص 364.

موفق باشید.