سلام و خته نباشید.سوالم درباره لغت امتحان است یعنی چی؟
ما امده ایم که امتحان بشویم یعنی چی؟
حال جواب هر چیزی که باشد دو گزینه داریم:
یک:امتحان می شویم چون خداوندهیچ اطلاعاتی در مورد ما ندارد و نظاره می کند تا اعمال ما را ببیند که چه خواهیم کرد.
دو:یا با شنیده ها یمان که خداوند اول و اخر همه علم هاست پس می داند و ان چیزی را که خداوند می داند من توانایی تغییر انچه را خداوند می داند را ندارم و اگر داشتم پس علمش زیر سوال می رفت.
نتیجه:پس من در این دنیا هستم نه می توانم در اول و اخر وحتی کوچکترین اعمالم تغییر دهم چون در اولین لحضه افرینش خداوند عالم بی همتا اخر سرانجام کار مرا می دانست
پس من در این دنیا چه کار می کنم بهتر نبود به جای این همه زجر وترس یک با مرا بعد از افرینش مجازات می کرد.
یک مثلالی است که می وید ازموده را ازمودن خطاست.
حال از شما متشکر می شوم مرا راهنمایی کنید تا از این فکر به نظرم شیطانی است خلاص شوم.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
امتحان در فرهنگ ديني بيشتر با ماده ( فتن ) بيان مي شود كه توجه به معناي لغوي آن بسياري از مطالب را روشن مي كند اين واژه در اصل از" فتن" (بر وزن متن) گرفته شده كه به معنى قرار دادن طلا در آتش، براى ظاهر شدن ميزان خوبى آن از بدى است(1) و يا گذاشتن طلا در آتش براى خالص شدن از ناخالصيهاست (2) واژه فتنه و مشتقات آن در قرآن مجيد، دهها بار ذكر شده و در معانى مختلفى به كار رفته است.
ولى ظاهر اين است كه تمام اين معانى به همان ريشه اصلى كه در معنى فتنه بيان شده باز مىگردد (همانگونه كه غالب الفاظ مشترك چنين حالى را دارند) زيرا با توجه به اينكه معنى اصلى قرار دادن طلا در زير فشار آتش براى خالص سازى، يا جدا كردن سره از ناسره است، در هر مورد كه نوعى فشار و شدت وجود داشته باشد اين واژه به كار مىرود، به امتحان نيز از همين جهت فتنه گفته مي شود زيرا معمولا با فشار و مشكلات همراه است (3)
با توجه به اين معاني مشخص است كه اگر چه هدف از امتحان براي خود انسان روشن شدن ميزان خوبي و نقاط قوت و ضعف جهت جبران و اصلاح و تقويت آنها مي باشد ولي در مقايسه با خداوند هدف خالص نمودن بندگان از آلودگي هاي ظاهري و باطني و رشد دادن آنها در جهت سعادت مي باشد نه كسب اطلاع از وضعيت آنها .
به هر حال دوست بزرگوار خود مي دانيد كه امتحان خداوند ناشي از جهل او به سرنوشت انسان نيست و خداوند متعال به جهت وسعت وجودي و كمال نامحدودي كه دارد به گذشته و حال و آينده از ازل علم و آگاهي داشته است، اما نبايد تصور شود كه آن چيزي را كه خداوند مي داند انسان توانائي تغيير آن را ندارد، اگر سؤال شما خوب تبيين شود مشخص مي شود كه سؤال شما در واقع به اين مطلب بر مي گردد:
چگونه ممكن است خداوند متعال از ازل به سرنوشت انسانها علم داشته باشد و در عين حال انسان در انتخاب سرنوشت خود داراي اختيار باشد و يا به بيان ديگر چگونه اين دو مطلب با هم سازگار هستند كه از يك سو علم خداوند نسبت به آينده افراد تخلف ناپذير است و قطعا همان چيزي كه خداوند مي داند اتفاق مي افتد و از سوي ديگر بيان مي شود كه انسان در انتخاب مسير خود اختيار دارد و مجبور به انجام همان چيزي كه در علم الهي براي او مقدر شده است نيست، كه البته اين سؤال با وجوه مختلف بيان مي شود كه مي توانيد در پاسخ به اين نكات اشاره كرد كه علم پيشين الهي به حوادث آينده هيچ تاثيري در جبري و غير اختياري بودن حوادث نداشته و نخواهد داشت. به يقين خداوند نسبت به اموري كه افراد با اختيار خود انتخاب مي كنند، آگاه است، آن هم به دليل احاطهاي كه به همه امور در كل عالم دارد. اما اين به معناي عدم اختيار آن ها در كم و كيف اعمال خودشان نيست.
علم پيشين خداوند همانند آگاهي پيشين پزشكي است كه ميداند فلان بيمار در آينده دچار فلان بيماري خواهد شد يا با توجه به وضع فعلي اش روند بهبودي يا پيشرفت بيماري اش به كجا منتهي مي گردد. دانستن اين مسايل از طرف پزشك تأثيري در به وجود آمدن يا نيامدن بيماري و روند خاص پيشرفت يا درمان آن ندارد.
آيا اگر معلمي از قبل بداند كه كدام دانش آموز در امتحان نمره بدي مي آورد، در امتحان او تاثيري خواهد داشت؟ مسلما خير، زيرا نتايج ضعيف دانش آموز معلول علت هاي خاص خود مانند كاهلي و تنبلي خود او است كه اطلاع قبلي معلم ربطي به آن ها ندارد؛ به همين شكل علم خداوند به حوادث آينده هم ما را مجبور به حركت به سمت همان اهداف نمي كند.
پس منوط بودن عاقبت فرد به علم الهي به هيچ وجه به معني تاثير علم خداوند بر كيفيت و كميت اعمال فرد نيست. خداوند تنها مي داند كه هر فرد در هر موقعيت زماني و مكاني چه تصميم و انتخابي خواهد داشت. در نتيجه ما در موقعيت خاص انتخاب رفتار پيش رو واقعا اختيار داريم و همان را انتخاب مي كنيم كه خداوند مي داند. (4)
جهت آگاهي بيش تر به كتاب« انسان و سرنوشت» استاد مطهري و «علم پيشين الهي و اختيار انسان» آقاي سعيدي مهر مراجعه فرماييد.
پينوشتها:
1. راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن،بي جا بيتا، ص623.
2. آلوسى سيد محمود،روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم،دارالكتب العلميه، 1415ق، ج 2، ص 65.
3. آيت الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، 1374ش،ج2، ص 23.
4. جعفر سبحاني، منشورجاويد، نشر موسسه امام صادق(ع)، قم، بي تا، ج 4، ص 338.
موفق باشید.






