با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به نظر مي رسد اساس مشكل شما به معلوم بودن اشخاص معصومان از قبل بر مي گردد و اين امر را با اختياري بودن كنش هاي آنان و ارزشمندي رفتارهاي ايشان در تضاد مي بينيد؛ اما به نظر مي رسد حقيقت امر اين گونه نباشد.
اولا اگر منظور از انتخاب شده بودن، علم خداوند به اشاص ائمه باشد، بايد گفت آگاهي پيشين خداوند از اين گونه امور و هر امر ديگري تفاوتي در رقم خوردن اختياري حوادث در طول زندگي بشر ندارد و اين آگاهي پيشين حتي اگر به خود فرد ابلاغ شود اختياري بودن مساله را از بين نمي برد.
به عبارت روشن تر اين آگاهي پيشين لازمه علم مطلق خداوند به همه امور عالم است، اما منافاتي با اختياري بودن رفتارهاي بشر ندارد و با تبيين درست جايگاه اين علم و اختيار بشر به روشني از هم تفكيك شده و هر كدام در جاي خود قرار مي گيرد.
آگاهي مطلق خداوند به نيكي ها و بدي ها و نيكان و بدان، صالحان و ظالمان، مومنان و كافران در همين مقوله تعريف مي شود؛ خداوند از قبل به دقت هرچه تمام تر مي داند كدام يك از بندگان در مسير زندگي از طريق اختيار خود به صلاح و رستگاري و كدام يك به ضلالت و گمراهي خواهند رسيد؛ اما در عين حال انتخاب دو مسير بهشتي يا دوزخي شدن كاملا به اختيار خود ايشان بوده و خداوند آنان را وادار به اين امر نمي كند.
انتخاب پيامبر، امام و معصوم شدن نيز از همين مقوله خواهد بود و خداوند از قبل مي داند كدام يك از بندگان خاص او به واسطه علل و عوامل خاص خود مستحق رسيدن به مقام نبوت يا امامت هستند و لياقت دريافت مقاماتي نظير عصمت را دارا خواهد بود و اين همان حقيقت آيه شريفه: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه؛ (1) خداوند آگاه تر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد» است.
اما چرا خداوند حكيم و عادل در بين همه موجودات اين افراد خاص را براي اعطاي اين درجات برگزيده است؟
پاسخ در درك دقيق حقيقتي است كه ما را به تفاوت رفتار شخصي اين بزرگواران با ديگر انسان ها در شرايط كاملا مساوي رهنمون مي سازد؛ در حقيقت با اثبات عدل و حكمت خداوند در مي يابيم كه اين تمايز و انتخاب خاص نمي توانسته بي دليل و بدون حكمت باشد. اعطاي اين مقام به ائمه دليل بر غير اختياري و به اصطلاح پارتي بازي بودن آن نيست، زيرا براي خداوند تحقق زمان براي درك لياقت بندگان نسبت به نعمات ضرورت ندارد. خداوند از علم ذاتي خود مي داند كه هر بنده اي در شرايط عادي زندگي، چه مقام و مرتبتي را در مسير بندگي احراز مي نمايد .
خداوند مي‏دانسته كه آنان منهاي عصمت هم با ديگران در مراتب اخلاص و فداكاري فرق داشته، توانايي بر عهده گرفتن مقام خطير نبوت و امامت را دارند و از آن جا كه مقام عصمت به عنوان يكي از مهم ترين لوازم نبوت و امامت محسوب مي گردد، از جانب خداوند به ايشان اعطا شد.
در عين حال نبايد فراموش كرد كه هر مقام و منزلت و نعمت خداوندي مسئوليت و تكاليفي مطابق با همان نعمت را به دنبال خواهد داشت. برخورداري از مقام عصمت براي امامان و ديگر مقامات و درجات معرفتي كه به ايشان اعطا شده است، ضرورت قرار گرفتن در برابر سخت ترين آزمايش الهي را در پي داشت و دشوارترين مسئوليت ها و تكاليف را براي ايشان رقم زد. در نتيجه نبايد از اين نكته مهم غفلت نمود و عصمت را ابزاري براي راحتي و بي دغدغه بودن اين بزرگواران تلقي نمود و اين حقيقت تجلي عدالت خداوند در برابر بندگان است.
اين گونه نيست كه اين مقام را به كسي بدهند و او ديگر خيالش راحت و آسوده باشد، بلكه هر چه مقام بالاتر رود، مسئوليت‏ها بيش تر، تكاليف سنگين تر، هجمه‏هاي شيطاني بيش تر و تلاش و سختي و مصيبت و امتحان افزايش مي‏يابد؛ بلكه رسيدن به مقام نبوت و يا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختي‏ها و تلاش‏ها و امتحاناتي سخت امكان پذير است، مانند داستان حضرت ابراهيم (ع) و ذبح فرزند و...!!
حتي آگاهي معصومان از برخورداريشان از اين مرتبه دليل نمي شود كه سختي آزمون هاي الهي را تحمل ننمايند ؛ مثال روشن تر اين امر مثال وزنه برداري است كه اطمينان دارد هيچ يك از حريفان وي تا كنون به ركورد وي دست نيافتند؛ در نتيجه مطمئن است كه اگر همانند گذشته ركورد خود را تكرار كند، يقينا برنده خواهد بود و مربي وي و همه كارشناسان نيز اين امر را پيش بيني مي كنند؛ اما همه اين آگاهي هاي پيشين دليل آن نيست كه وي نهايت تلاش خود را در بالا بردن وزنه به كار نبندد و بيشترين فشار و مشقت را در اين مسير نبيند.
به همين نسبت، فرد معصوم هر چند از عصمت خود آگاه است؛ اما اين امر به معناي ناتواني در انجام گناه و معصيت نبوده وي در برابر آزمون هاي سخت خود و تكاليف دشواري كه پيش رو دارد بيشترين زحمت و مشقت را تحمل مي نمايد، هرچند مي داند در نهايت امر از اين آزمون ها سربلند بيرون خواهد آمد؛ البته اين آگاهي هاي پيشين منحصر در معصومان نيست و برخي بندگان صالح نيز از اين حسن عاقبت و سرنوشت نيك مطلع مي شدند .
در هر حال هر انساني در هر موقعيت و وضعيتي كه قرار دارد، اگر به وظايف و تكاليف خود عمل كند و از آزمون هاي خود نمره عالي كسب نمايد، به موفقيت و سعادت كامل رسيده است. وضعيت انساني عادي كه از هوش و درك و معرفت و ايماني متوسط برخوردار است، اما به همه وظايف خود عمل كرده،همانند وضعيت پيامبري است كه با سطع بالاي معرفت و عنايات الهي و امدادهاي غيبي به وظايف سنگين خود عمل كرده، و در آزمون هاي خود، نمره عالي گرفته است.
وضعيت اين دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدايي و دانشجوي دكترا است كه اگر هر دو تلاش كنند، قادرند نمره بيست بگيرند؛ اگر هر دو بيست گرفتند - از يك جهت- وضعيتي مساوي داشته به يك اندازه قابل تقديرند. شايد بتوان گفت رواياتي كه اشاره به همجواري پيامبران با برخي افراد عادي در بهشت دارد(1)، بياني از اين مطلب و صورتي از همين حقيقت باشد. پس در اين امر هيچ بي عدالتي صورت نپذيرفته است.
پي نوشت ها:
1. انعام (6) آيه 124.
2. شيخ صدوق‏، أمالي، انتشارات اعلمى‏، بيروت‏، 1400 ق، ص 298‏.
موفق باشید.