سلام و خسته نباشید
دختر 21 ساله ای هستم که قراره اخر همین هفته اولین خواستگارم برای صحبت بیاید...و من خیلی نگرانم...چون فکر میکنم امادگیش را ندارم و از طرفی هم بعضی ها از جمله خواهر و مادرم میگویند که تازه دیرم شده..چی چی رو امادگی ندارم!ما باهات حرف میزنیم و پشتتیم و تو زندگی هم کلی چیز یاد میگیری ...ادم که از اول همه چی رو بلد نیست!!
اما دلیل اصلی مخالفتم چیز دیگری است که خانواده ام نمیدونند...قبلشم بگم که پیش مشاور حضوری نمیرم و اصلا
پیشنهادشم نکنید.:
موضوع اینه که من دانشجوی زیست شناسی هستم و تا حدودی از "مراسم اعطای فرزند توسط خداوند" اگاهم..(اسمیه که خودم روش گذاشتم...تا تصورات ناجور نیاد تو ذهنم!!) و دنبال مطالب اموزنده در این زمینه هم رفتم البته نه جاهای بد...تو احکام ها و احادیث از پیامبر در باره چگونگی داشتن ارتباط جنسی...نمیدانم کارم درست بوده یا نه....چیزی که میدونم اینه که مشکلم حل نشد...امیدوار بودم وقتی به احادیث رجوع کنم ببینم که تصورات ناقصم اشتباه بوده و قضیه این ارتباط اینقدر هم وحشتناک نیست...ولی حتی وحشتناک تر از اون چیزی شد که من فکر میکردم
میدونم اگه همسرم ازم در خواست چنین ارتباطی بکنه که میدونم حق طبیعی یه مرده...نمیتونم درخواستش رو قبول کنم و میترسم تو زندگیم همین موضوع منو دچار مشکل کنه...نمیدونم ایا میشه تو این کره ی خاکی مردی باشه که تمایلات جنسی نداشته باشه؟
ایا اگه با تمام عشقی که به فرزند دارم قیدشو بزنم و موقع خواستگاری بگم که شرطم فرزند دار نشدنه اون موقع معنیش اینه که تو باید قید این کار ها رو بزنی و خودش اینو میفهمه یا نه؟یا اصلا میشه کسی قبول کنه بچه نداشته باشه ولی بازم درخواست جنسی داشته باشه....!!!!نمیدونم باید چطوری اینو بهش بفهمونم که من زیر بار این کار ها نمیرم!!!!من خیلی ناراحتم و میترسم...الانم دستام از اضطراب یخ کرده و قلبم تو سینه میلرزه...این مشکلو به هیچ کس نمیتونم بگم...
میدونم که این امر و ارتباطات جنسی رو خدا خواسته و میدونم که تمام بزرگان دین فرزند دارندو خب راه و مکانیسم فرزند دار شدن هم مشخصه!میدونم که نسل شیعه کمه و باید زیاد بشه...ولی من ن م ی ت و ن م....نمیتونم...نمیتونم!!!
میتونم بهش محبت کنم...شرایط خونه رو براش ارامش بخش کنم...لباس های قشنگ و اونی که دوست داره بپوشم هر کاری به جز اون کار رو میکنم.
کمکم کنید...بار ها از خدا خواستم که عقلم رو سر جاش بیاره و این موضوع رو برام حل کنه...اما الان که به اومدن خواستگار نزدیکه دلشورم بیشتر رو بیشتر شده....
یه سوال دیگم داشتم ایا مکانیسم فرزند دار شدن با ارضای جنسی متفاوته یا همونه؟ببخشید که این سوالا رو میپرسم... ولی من خیلی نگرانم...مجبورم اینا رو بپرسم...راهنماییم کنید که چکنم تا در روزهای بعد ازدواج به مشکل نخورم
ممنونم و التماس دعا
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي موضوعي كه شما از آن رنج مي بريد خود عمل جنسي نيست. چه آنكه نياز به عمل جنسي و لذت بردن از آن چيزي است كه خداوندحكيم در سرشت زن و مرد نهاده و سلامت روحي و رواني در گرو داشتن چنين ارتباطي با شوهر شرعي و قانوني است. پس همانطور كه عرض كردم مشكل شما از خود عمل جنسي نيست بلكه ترس از اين عمل است كه در روانشناسي از آن به نام اختلال هراس خاص (فوبي خاص) ياد مي شود و علت آن ميتواند برخي حوادث دوران قبل مانند مورد سوء استفاده ي جنسي قرار گرفتن دركودكي باشد، روانشناسان براي درمان اين نوع اختلال تدابيري انديشيده اند كه دي بريفينگ و EMD و حساسيت زدائي تدريجي نظام دار از جمله آنها مي باشد، تكنيك حساسيت زدائي تدريجي نظام دار زماني قابل اجرا است كه شما ازدواج كرده باشيد، كه با مراجعه به يك خانم سكچوال تراپ اجراي ايت تكنيك تا حل مشكل توسط ايشان پي گيري مي شود و در باره تكنيك دي بريفينگ و EMD نيز بايد عرض نمايم كه بايد در اين خصوص حتما با يك روان درمانگر مراجعه نماييد.
من در اينجا براي آشنايي اجمالي شما با دو تكنيك فوق بايد عرض نمايم كه، بريفينگ(briefing) به معني خلاصهسازي است و دي بريفينگ (debriefing)ضد خلاصهسازي است. همانند واژة شارژ و دشارژ ، ضدخلاصهسازي يعني بيان با تفصيل و جزئيات يعني درمانگر از مُراجع ميخواهد آن حادثه را با جزئيات بيان كند، اين تكنيك از تكنيكهاي گشتالت درماني است، درمانگران گشتالتي ميگويند: وقتي براي شخصيحادثة وحشتناكي اتفاق ميافتد و مشكلات روحي و رواني براي او ايجاد ميكند، اگر آنرا با جزئيات براي روان درمانگر تعريف كند و روان درمانگر مترصد اين باشد كه از آن جزئيات دوباره سوالات ريزتري طرح كند تامراجع با جزئيات ريزتر آنرا جواب دهد، به طوري كه جزئيات ريز آن حادثة وحشتناك كاملا و با تمام ابعاد و زوايا در ذهن مُراجع بيايد، محال است كه ديگر آن حادثه براي آن مراجع آزار دهنده و اختلالزا شود. زيرا اساس در گشتالت درماني اينست كه هيچ تجربه اي بر ما وحشتناك نيست و مكا نيزمي كه ذهن ما دارد اينست كه اگر اموري كه اتفاق ميافتد، هزار بار هم وحشتناك باشد، چندش آور باشد شما وقتي كه آنرا از همة ابعاد و زوايا ببيني، آن واقعه نميتواند اثر بيماريزا داشته باشد، و علّت اينكه اثر اختلالزا دارد براي اينست كه شما به تمام جزئيات آن اشراف پيدا نميكنيد و فقط مثلا يك بعد را ميبينيد وابعاد ديگر را نميبينيد و براي همين از آن وحشت ميكنيد، براي تقريب به ذهن شايد بشود، مثال فردي را زد كه براي اوّلين بار مي خواهد پشت فرمان بنشيند و رانندگي ياد بگيرد، وي ابتداء وحشت ودلهرة زيادي دارد و مي ترسد كه يك نفر را زير بگيرد و يا تصادف وحشتناكي بكند كه منجر به كشته شدنش شود ويا ماشين اش صدمه ببيند، امّا كم كم كه با ماشين اُخت ميشود و به تمام زواياي آن وارد ميشود و احاطه و اشراف به آن پيدا ميكند اين ترس و وحشت او هم به همان نسبت كم ميشود، تا آنجا كه براحتّي در خيابان ويراژ داده و گاهي لايي ميكشد و با سرعت 180 هم در اتوبان مي رود.
مثال ديگر: وقتي در جنوب شرق آسيا سونامي اتفاق ميافتد مثلاً بچهاي كه در خيابان راه ميرود را در نظر بگيريد، ناگهان ميبيند كه در پشت سرش يك موج هفتاد متري ميآيد، اين صحنه وحشتناك همانند كابوسي وحشتناك روح و روان او را بهم مي ريزد و او را دچار اختلالي مي كند كه روانشناسان از آن به PTSD ياد ميكنند، روان درمانگر ميآيد و از اين بچه و بچههاي ديگر ميخواهد صحنه را با جزئيات تصور كنند و نقل كنند تا در آخر كار اين بچه صحنه را آنطوركه هست، برايش جا بيافتد، وقتي آن طور كه بوده جا افتاد ميزان آزاردهندگي آن كم ميشود مثلا فرض كنيد ما از اين بچه بخواهيم آن صحنه را با جزئيات نقل كند سپس از همان جزئياتي كه نقل ميكند سوالات ريزتر و جزئيتري برايش نقل ميكنيم تا بيشتر بگويد و سپس در حضور او از ديگر افرادي كه شاهد جريان بودهاند سوالاتي ميكنيم و از جزئياتي كه تعريف ميكنند باز جزئيات ديگري را استخراج كرده و مورد سوال قرار ميدهيم و به اين وسيله تما ابعاد و زواياي آن صحنه براي بچه «ري تريپ» شود و رو بيايد و اين باعث ميشود كه ميزان آزار دهندگي و اختلال كاهش پيدا ميكند. روان درمانگران ابتدا اين تكنيك را رويPTSD ها اجرا كردند و بعد درافراد و خانواده هايي كه با صحنههاي وحشتناك و اختلالزا روبرو شده بودند، بكار گرفتند. و اما در مورد تكنيك بعدي نيز بايد بگويم كه، EMT يعني درمان از طريق حركات چشم و EMD هم گفتهاند كه به معني حساسيت زدايي از طريق حركات چشم مي باشد و EMDR هم گفته شده كه به معني باز فرآوري و از نو پردازش كردن است. اين تكنيك در راستاي تكنيك «دي بريفينگ»(debriefing) است و كاربرد زيادي هم در خانواده درماني و هم در رابطه بازوجين وهم افرادي دارد كه به خاطر داشتن تجارب وحشتناك و تلخ، دچار مشكل شدهاند. ما در اين بحث به شما ميگوييم كه چگونه ميشود آن تجارب را تا حدّودي كم رنگ كرد تا موجب اختلال جدي در كار كرد خانواده، و يا زوجين ويا افرد نگردد. واژة «شستوشوي مغزي» كه گفته مي شود، همين است، البته ما در مغز و ذهن انسان چيزي به نام دليت(delete) نداريم، كه مثل رايانه اطلاعاتي را حذف كنيم و مغز ما طوري طراحي شده كه هرگز نميتواند چيزي را بطور كامل پاك كند و فقط ميتوانيم آنرا كمرنگ و كماثر بكنيم.
خواهر گرامي انشاء الله با در نظر گرفتن معيارهاي يك ازدواج پايدار و شادي بخش با خيال راحت اقدام به ازدواج نماييد و مطمئن باشيد كه مشكل فوق با دخالتهاي درماني براحتي حل خواهد شد و روزي خواهد رسيد كه شما به افكاري كه هم اكنون در باره مشكلتان داريد، بخنديد.
اگر در تهران زندگي ميكنيد مي توانيد بعد از ازدواج با مطب خانم دكتر اماني كه از سكچوال تراپ هاي با تجربه هستند تماس بگيريد.0212285272
موفق باشید.






