باسلام
جوانی هستم32ساله مذهبی متاهل صاحب2فرزند
مشکلی که باان مواجهم دلتنگی و افسردگی همیشگی است ازوقتی که در خاطرم هست یعنی کودکی دچارافسردگی بودم وازخودم بدم می امده ازگناهان بی شمارم تنبلی بی عرضگی از اینکه هیچ کاری رانمیتوانم درست انجام بدهم ازکسب وکارم اخلاقم رفتارم بادیگران ازهمه اینهابدتراینکه میبینم برای امام زمانم مفید نیستم کسب وکارم وهیچ چیزم مورد تایید امامم نیست رنج میبرم وهمیشه مغموم گرفته هستم وازهیچ چیزی لذت نمیبرم
پرخورم اماازغذالذت نمیبرم و... سعی میکنم همیشه باوضوباشم اما شب موقع خواب بی وضومیخوابم شبها بیدارمیشوم اما همینکه میخواهم وضو بگیرم ونماز شب بخوانم حالتی برایم پیش میاید که انگارتمام غمهای دنیادردلم لانه کرده ومیخوابم واینموضوع درتمام شبهای قدر.جمعه.درموقع زیارت کربلاو...تکرار میشود نمیدانم چکار کنم لطفا کمکم کنید باکمال تشکر
برای پاسخ عجله ای ندارم امابدنبال یک پاسخ عملی هستم تابا ان به ارزویم یعنی مفیدبودن برای امام زمانم ورضایت اقا ازمن وشهادت دررکابش نایل شوم انشاءالله

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي من ابتدا اطلاعاتي در مورد اختلال افسردگي تقديم مي دارم و سپس به غلطهاي شناختي اي كه در ذهن شما وجود دارد و باعث دلمردگي شما مي گردد.
اشاره مي كنم و سپس متخصصيني را به شما معرفي مي كنم كه در اولين قدم براي مقابله با مشكل مي توانيد به ايشان مراجعه نماييد. شما بايد حتما به فكر پيگيري و درمان مشكل خود باشيد. زيرا درمان مشكلات روانشناختي در اوايل بسيار راحت و كم هزينه است. اما اگر اين مشكل ادامه يابد تريجا بغرنج و بغرنج تر مي شود و در نهايت درمان آن به اين سادگي امكان پذير نمي باشد.
افسردگي كه از اختلالات خلق بحساب مي آيد، وداراي علائمي مانند موارد زير است: خلق ناخوش، از دست دادن لذت و يا رغبت، تغيير اشتها و يا وزن، اختلالات خواب، نا آرامي رواني و حركتي، كندي رواني حركتي، فقدان انرژي، كاهش تمركز، افكاري در مورد مرگ و خودكشي، اضطراب، شكايتهاي بدني و جسمي، مثل دردهاي عضلاني در قسمتهاي مختلف بدن، و...،.
افسردگي يكي از اختلالات شايع روانشناختي است كه بسياري از درمانگران آن را در واقع سرماخوردگي عاطفي مي نامند. افسردگي اختلالي است كه قادر است افكار، خلق و خو، احساسات، رفتار، سلامتي جسماني و روحي انسان و به تبع آن آينده شغلي، تحصيلي، زناشويي و فعاليتهاي اجتماعي او را تحت الشعاع قرار دهد. افسردگي در واقع به يك حالت خلقي پايدار از احساس غمگيني با كاهش واضح لذت بردن از تقريبا همه ي فعاليت ها گفته مي شود كه اكثر اوقات يا همه ي روزها تداوم دارد و مي تواند جنبه هاي مختلف از زندگي فرد را تحت تاثير قرار دهد.
علت افسردگي افراد چيست؟ افسردگي اغلب در پاسخ به فقدان و رويدادها و شرايطي شكل مي گيرد كه احساس مي شود به شدت مشكل ساز و غم انگيز هستند يا هويت شخصي ما را تهديد مي كنند. اين شرايط معمولا بسيار دشوار يا حتي غير قابل تغيير به نظر مي رسند. در اين حالت حسي از ناتواني و نااميدي يا حتي غمي فراگير در فرد بوجود مي آيد. با اين وجود گاهي اوقات نيز افراد بدون هيچ دليل مشخصي و به صورت فصلي! افسرده مي شوند. در اين موارد احتمالا چيزي كه در گذشته به شدت به فرد آسيب رسانده است بار ديگر ظاهر مي شود. اگرچه اين وضعيت اندكي گيج كننده و مشكل ساز است. اما روندي غير طبيعي نيست. گاهي اوقات افسردگي شخص مي تواند ريشه در مشكلات خانوادگي و بين زوجي داشته باشد كه در اين موارد علاوه بر ساير درمانها، خانواده درماني و زوج درماني نيز براي بهبود ارتباط شخص با خانواده و يا زوجش و نيز ارتقاء كاركرد خانواده، توصيه مي شود. گاهي اوقات نيز حادثه ي خاصي در شكل گيري افسردگي نقش ندارد و اين حالت صرفا نتيجه تغييرات شيميايي و هورموني است كه بدن را تحت تاثير قرار مي دهند كه برخي مورادي از آنرا به عامل وراثت(ژنتيك) مربوط ساخته اند.
افسردگي از فردي به فرد ديگر متفاوت است، اما علائم و نشانه هاي مشتركي وجود دارند. بسيار مهم است كه بخاطر داشته باشيد هر يك از اين علائم ممكن است در يك فرد معمولي در طول زندگي پيش آيد، اما هر چه اين علائم در فرد بيشتر و از نظر شدت شديدتر و از نظر مدت مزمن تر باشد باشد احتمال اينكه شخص دچار افسردگي شده باشد، بيشتر است. موارد زير از نشانه ها و علائم معمول افسردگي هستند كه شما مي توانيد اين علائم و ميزان آنها را در خودتان بررسي كنيد.
• احساس درماندگي و نا اميدي. فرد ديدگاهي تاريك به آينده خواهد داشت احساس مي كند هيچ چيز هيچ گاه درست نخواهد شد. هيچ كاري نيست كه انجام دهد تا موقعيتش را بهبود بخشد.
• از دست دادن علاقه به فعاليت هاي روزانه. سرگرمي هاي سابق، گذشته ها، فعاليت هاي اجتماعي، يا حتي رابطه جنسي برايش جالب نخواهد بود. فرد علاقه اش را به لذت ها و علاقه مندي هاي گذشته از دست مي دهد.
• تغييرات اشتها و وزن. تغييرات شديد وزن و اشتها در بيمار بروز مي كند تغيير بيش از 5 درصد در وزن بدن در هر ماه از اين علائم است.
• اختلال خواب. بي خوابي، به خصوص بيدار شدن در ساعات اوليه صبح، يا خواب بيش از حد مي توانند از اين علائم باشند.
• زودرنج شدن و تند خويي. فرد احساس آشفتگي و بي قراري مي كند يا لحظه اي نمي تواند آرام بگيرد. محدوده آرامش فرد آن قدر كم مي شود كه هر كسي مي تواند او را تحريك كند و به راحتي از كوره در مي رود.
• احساس كمبود انرژي. احساس خستگي، سستي دارد و احساس مي كند بدن او تخليه شده است. شخص افسرده گاه احساس مي كند بدنش سنگين شده است و حتي كار هاي بسيار ساده را نمي تواند انجام دهد يا انجام اين كار ها برايش بسيار زمان بر است.
• بيزاري از خود. فرد افسرده احساس گناه و بي ارزشي شديدي دارد. فرد براي اشتباهاتي كه مرتكب مي شود خود را به شدت سرزنش مي كند.
• مشكل تمركز، مشكلات تمركزي، تصميم گيري، يا به خاطر آوردن چيزها وجود دارد.
• دردها و ناراحتي هايي كه نمي توان براي آنها توضيح خاصي پيدا كرد. اين بيماران از درد هاي فيزيكي مانند سر درد، پشت درد، دردهاي عضلاني و شكم درد بسيار شكايت مي كنند.
• افكارمنفي، وقتي افراد افسرده مي شوند اغلب نسبت به خود و دنياي اطرافشان افكار منفي دارند. معمولا اين افكار از نظر فرد كاملا درست بنظر مي رسند و فرد تصور مي كند كه هيچ راهي براي تغيير امور وجود ندارد. مطالعات نشان مي دهند كه وقتي حالت افسردگي در افراد از ميان مي رود آنها بار ديگر به همه چيز با ديدي مثبت نگاه مي كنند.
افكار منفي بر احساسات افراد تاثير مي گذارند؛ اين افكار مربوط به 1. خود 2 . دنيا و 3. آينده مي باشد، به طوري كه فرد: 1- خودش را بي ارزش، ناتوان، داراي اشكالات و عيب هاي زياد (ذاتي يا اكتسابي )، مقصٌر، گناهكار، بي بهره، و غير قابل دوست داشتن مي پندارد ( كاهش شديد عزت و اعتماد به نفس )2- دنيا را خطرناك، قهار، غيرقابل پيش بيني وبدون هيچ لطف و زيبايي و هيجان و پر از موقعيت براي شكست و صدمه خوردن و مردم را ومنتقد، طاقت فرسا، بي توجه، غيرقابل اعتماد وظالم مي پندارد. 2- آينده را شبيه وضع حاضر و حتي با مشقٌت و سختي بيشتر، نااميدي بيشتر و شكست بيشتر مي بيند. اين نوع شناخت وعقايد (باورهاي فكري شكل گرفته شده در ذهن ) تقريباً در هر چيزي كه فرد به آن فكر يا احساس مي كند و در حال حاضر انجام مي دهد، تأثير مي گذارند، بطوريكه با كوچكترين مسئله اي بطور ناخودآگاه ذهن شروع به مرور و يادآوري تمامي نكات منفي آن روز و حتي روزهاي گذشته ( و گاهي حتي دوران طفوليت ) مي كند و يك پرده تاريك و وحشتناك جلوي آينده مي كشد. به اصطلاح ذهن دچار يك نوع نشخوار افكار مي شود و شخص را بيشتر در باتلاق افكار منفي فرو مي برد.
پيشنهاد بنده اين است كه حتما در اسرع وقت به يك متخصص اعصاب و روان و نيز مشاور رواندرمانگر و يا روانشناس باليني مراجعه كنند. البته اگر در تهران زندگي مي كنيد من شماره تلفن كلينيك دو متخصص را به شما ارئه مي نمايم كه با توجه به تجارب باليني زياد مي توانند شما را در غلبه بر مشكل فوق ياري نمايند. دكتر حمديه 02188885060 و 02188523416 متخصص اعصاب و روان و دكتر يونسي02144015879 متخصص روان درمانگر
بايد توجه داشته باشيد كه امروزه در درمان افسردگي بر دارو درماني(توسط متخصص اعصاب و روان) و روان درماني(متخصص رواندرماني و ر وانشناس باليني) به صورت تركيبي تاكيد مي شود. اكثر مطالعات نشان مي دهد كه تركيب دارو درماني و روان درماني موثرترين درمان است در واقع بايد به بيمار افسرده كمك شود كه دل مشغوليها و استرس هايش را كم كرده و بتواند با آنها مدارا كند.
شما فرموده ايد:« ازگناهان بي شمارم، تنبلي، بي عرضگي، از اينكه هيچ كاري را نمي توانم درست انجام بدهم، ازكسب و كارم اخلاقم رفتارم باديگران ازهمه اينهابدتراينكه مي بينم براي امام زمانم مفيد نيستم كسب وكارم وهيچ چيزم مورد تاييد امامم نيست رنج مي برم و هميشه مغموم گرفته هستم و از هيچ چيزي لذت نمي برم»، تمام اين موارد فوق از غلطهاي شناختي اي هستند كه ناشي از افسردگي مي باشند و به نوبه ي خود نيز باعث تشديد آن مي گردند، مثلا گفته ايد كه هيچ كاري را نمي توانم بدرستي انجام دهم در حالي كه اين حرف در واقع درست نيست زيرا اگر با خود خلوت كنيد و به گذشته‌ي خود بنگريد مواردي را خواهيد يافت كه در آنها موفق بوده ايد. زيرا اگر اينطور نبود نمي توانستيد ازدواج كنيد، كسب و كار راه بياندازيد و.....، اين غلط شناختي و غلطهاي شناختي نظير آن در مراجعه ي حضوري به متخصصيني كه معرف حضور شدند شناسايي شده و با تكنيكهاي سي بي تي كه يك رويكرد درماني موفق است اصلاح مي گردند. البته معمولا افراد افسرده در ابتداي درمان نياز به مقداري دخالت دارويي دارند تا مقداري بر حالت بي انگيزه گي غلبه نمايند تا بتوانند تكاليف محوله را بخوبي انجام دهند.
موفق باشید.