با سلام.من نوجوانی 16 ساله هستم.من مدتی است که در هر کاری به مشکل بر میخورم و هیچ چیز اون جور که میخوام نمیشه. در امتحان های درسی اصلا اون نمره ای که میخوام و براش میخونم نمیشم.تا جایی که بتونم همیشه سعی میکنم گناه نکنم.اعتقاد دارم که تقلب حرام و گناه است.برای همین تو هیچ کدوم از امتحانام هم تقلب نمیکنم.ولی بازم نمره ای که براش میخونم نمیشم.ولی میبینم کسایی که تقلب میکنن نمره ی بیشتر از من میگیرن و من اعصابم به هم میریزه.علاوه بر این من تیرانداز نیز هستم. و مدتی هست که تو اونم دارم مرتب افت میکنم و رکوردام وامتیازهام کمتر از قبل میشه.چند روز دیگه هم مسابقه دارم.تو کارای دیگه هم همین طوره.البته من مدتی هست که به خاطر مقامات مختلف ورزشی که دارم به خودم یه مقدار مغرور شدم.من باید چیکار کنم؟خیلی داغون شدم.هیچ چیزی بر وفق مرادم نمیشه.به خدا دیگه تحمل ندارم.لطفا کمکم کنین.برای دوری از غرورم چیکار کنم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسش گر گرامي اين كه شما مقيد و پايبند مسائل ديني هستيد بسيار خوب و ارزشمند است، دوست عزيز اين كه تقلب نمي كنيد و دوست داريد به صورت سالم پيشرفت كنيد، زمينه ساز موفقيت هاي بعدي شما است. اصلا نا اميد نباشيد چرا كه شما ابتداي راه پيشرفت هستيد و هنوز 16 سال و جاي پيشرفت بسيار داريد. و كم شدن نمره هاي تان در مقطع كوتاه و يا پايين آمدن ركورد هاي تيراندازي مقطعي، مي تواند آزمايش براي شما باشد خداوند در آيات متعددي از قرآن علت وقوع برخي گرفتاري ها را آزمايش معرفي مي كند: «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً»؛(1) «... و شما را با بديها و خوبيها آزمايش مي كنيم...».
اما اينكه چرا خداوند آزمايش مي كند، براي فراهم آمدن زمينه «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس اين بلاها با نوع واكنش هاي عقيدتي و عملي كه انجام مي دهند، گامي به سوي سعادت يا شقاوت بردارند. از طرفي آنان را كه مبتلا نشده اند، نيز امتحان مي كند كه آيا آنها به وظيفه خود عمل مي كنند يا نه. در سوره ملك مي فرمايد: «آن كسي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل ميكنيد و او شكست ناپذير و بخشنده است.»(2)
اين مي تواند امتحاني براي صبر و اميد شما باشد.
در ضمن اين مشكلات مي تواند زمينه اي براي پيشرفت تان باشد، چون با شكست، انسان تلاشش را بيشتر مي كند و با تحقيق بيشتر، سعي در ريشه يابي مشكلاتش مي كند، و با مشورت با اساتيد، راه كارهاي موفقيت را پيدا خواهيد كرد، اصلا ناراحت و نا اميد نباشيد، و حتما با مشورت با اساتيد تان در درس و ورزش مشكلات را پيدا كنيد و با تمرين علمي و ورزشي بيشتر، حتما موفقيت را به دست خواهيد آورد.
اما براي اينكه بتوانيد غرورتان را زير پا بگذاريد بايد توجه داشته باشيد كه بيماري غرور ريشه در دو چيز دارد:
1 - عدم شناخت صحيح و كافي از خداوند و انسان:
اگر به اين نكته توجه شود كه انسان يك موجود ممكن و ضعيفي است كه از خودش چيزي ندارد و آن قدرضعيف است كه در قرآن هيچ موجودي با صفت ضعف ياد نشده مگرانسان: ( خلق الانسان ضعيفاً) (3). از طرف ديگر اگر عظمت پروردگار عالم و اين كه هر چه هست از اوست روشن شود ديگر جايي براي غرور و عجب باقي نمي ماند؛ چون مي فهمد كه اگر علمي و دانشي دارد از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است و اگر قدرتي دارد از اوست و اگر عبادت و نيايشي مي كند آن هم به توفيق اوست و ... و نيز اگر بداند كه خداوند با اندك اشاره اي مي تواند همه اين سرمايه ها و قدرت ها را از انسان سلب كند و بگيرد هميشه خودش را بدهكار او مي بيند و عجب و غرور را از وجود خويش دور مي كند. البته رسيدن به اين مرحله از معرفت كار ساده اي نيست و جهاد با نفس لازم دارد. دقت در آيات قرآن، سرنوشت مغروران، ( چون شيطان، قارون ، فرعون ها و ...) و نيز دقت در روايات و تاريخ اسلام، كمك خوبي براي شناخت راه درست و مبارزه با اين صفت رذيله است .
2- غفلت و آگاهي: گاهي اوقات ما معرفت به خود و خداي خود داريم ولي دچار غفلت مي شويم و هر چه غفلت گسترده تر و پر دامنه تر گردد، غرور نيز گسترش پيدا نموده و بسترساز بيماري خطرناك خود برتربيني و تكبر ميگردد. و در پرتو از بين بردن غفلت و خروج از خيالات و موهومات توخالي و توجه به عزت حق تعالي و ذلت بندگان با امداد از حضرات معصومين ان شاء الله ميتوان گامهاي بلندي در درمان بيماري غرور برداشت.
انسان سعي كند اعمال متواضعانه را انجام دهد تا اين فضيلت اخلاقي در اعماق وجود او ريشه بدواند و در برابر خدا و خلق تواضع كند؛ آن چه را كه نشانه تواضع است، در عمل و سخن به كار بندد.
تواضع سر رفعت افرازدت
تكبر به خاك اندر اندازدت
اگر طالب تحقيق بيشتر هستيد، شما را به مطالعه كتاب هاي اخلاقي مثل معراج السعاده و چهل حديث امام خميني و قلب سليم شهيد دستغيب توصيه مي نماييم.
پي نوشت ها:
1. انبيا،(21) آيه 35 .
2. ملك (67) آيه 2.
3. نسا،(4)آيه 28.
موفق باشید.






