با سلام میخواستم بگم که خداوند بزرگ چرا انقدر دوست دارد که بنده اش را در برابر خود خوار ببیند مثلا ما دعا که میکنیم خداوند دوست دارد بنده اش دست گدایی به سنتش دراز کند یا زیباترین رکن نماز سجده میشود چون بنده در برابر خدا برخاکسجده میکند
به نظرمناین رفتارها کاملا منافی با رابطه ی عاشقانه بین انسان و خداست مثل(العیاذ بالله)یک پادشاه مغرور که دوست دارد همه در برابرش سده کنند ودیگران را خوار ببیند دزست است که خدا ما رو خلق کرده است ولی این دلیل نمیشود من یک جوان 22ساله هستم از شماخواهش میکنم که به صورت تمام وکمال وبادقت وعقلانی این سوال مراجواب دهید چون همه یاعمالم در گرو ان است وحتی نماز خواندنم هم تحت الشعاع این سوال قرار گرفته خدا خیرتان دهد به امید انکه این جوان را از گمراهی نجات دهید!

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
عبادت ملازم خضوع و خشوع بوده و بدون آن عبادت محقق نمي شود. لذا نمي توان عبادتي را پذيرفت كه در آن خضوع و خشوع نباشد. اما توجه داشته باشيد غرض و فائده نهايي اين خضوع براي خود انسان است.
خداوند بي نياز مطلق بوده كه هيچ نيازي به عبادت بندگان ندارد و اگر روزي همه بندگان، دست از عبادت او برداشته و به خداوند پشت كنند، چيزي از وي كم نمي شود آن چنانكه اگر همه عالم به خورشيد پشت كرده و از نور وي استفاده نكنند تاثير در خورشيد ندارد. لذا نكته مهم در عبادت بندگان آن است كه عبادت بندگان در خود آنها تاثير گذار است و به هيچ عنوان در خداوند تاثير ندارد.
بر اين اساس علم خداوند به كميت و كيفيت عبادت و تاثير گذاري آن در زندگي دنيوي و اخروي باعث شده است. كه افراد را به عبادت فرا بخواند مثلاً وعده هاي متعدد نماز در طول روز انسان را متوجه موجوى متعالي با قدرت برتر كرده كه وي را اتكاء صرف به قدرت موجودات هم نوع خود باز مي دارد، سبب دوري از فسادهاي ديگر مي شود و.... و همينطور در سجده انسان مي خواهد اوج بندگي را در مقابل خدا انجام دهد. عزيزترين عضوش را به علامت عبوديت روى پست ترين چيز يعنى خاك مى‏گذارد، و ديگر آن كه يادآور اين نكته شود كه از چه خلق و به چه بر مي گردد. مردى از اميرالمؤمنين على(ع) پرسيد: معناى دو سجده چيست؟ حضرت فرمودند: سجده اوّلى تأويلش اين است كه وقتى سر برخاك مى‌گذارى، يعنى خدايا! از همين خاك مرا خلق كردى. چنانچه سربرداشتى، يعنى از همين خاك مرا بيرون آورى، وقتى براى بار دوم سر بر خاك نهادى، معنايش اين است كه خداوندا! مرا به همين خاك دوباره باز خواهى گرداند و چون سربرآورى، يعنى از همين خاك دوباره خارج خواهى ساخت.(1) و طبيعي است چنين رويكردي در زندگي انسان بسيار تاثير گذار بوده و وي را بهتر به سمت كمال سوق مي دهد.
بنابراين عبادت خداوند در مهم ترين كاركرد خود سبب مي شود انسان تعالي و كمال پيدا كند و طبيعي است هر اندازه بر كيفيت و كميت اين امر افزوده شود، شخص زودتر به كمال مي رسد و خداوند نيز به همين منظور انسان را به سجده بر خاك و...فرا مي خواند.
به علاوه آنكه ما نيز مانند شما معتقد به نوع رابطه عاشقانه خالق و مخلوق هستيم. اما رابطه عاشقانه نيز هر مقدار معشوق بزرگ تر و محبوب تر باشد عاشق خود را خوار تر و ذليل تر در برابر او مي نمايد و از اين حالت لذت مي برد به علاوه آنكه زماني اين رابطه عاشقانه خواهد بود كه از طرفي عاشق نهايت خضوع و ادب را نسبت به خداوند به خرج دهد و به همه دستورات وي كه با حكمت هاي مختلف بيان شده عمل نمايد و در مجموع نهايت تلاش را براي نزديكي به وي به كار گيرد و واقعاً در عمل اين را نشان دهد و از آن طرف خداوند نيز اين اعمال وي جبران كرده و به نهايت درجه كمال برساند لذا رابطه طرفيني است.
خلاصه آنكه عزت مومن در بين ديگر انسان ها بسيار مهم و ضروري است. ولي از آنجا كه عزت مندي به معناي خاص تنها مخصوص خداوند است انسان در برابر خداوند نبايد شائبه تكبر و عزت ورزي داشته باشد. بلكه بايد نشان دهد كه در برابر عظمت الهي بي نهايت كوچكي خود را درك مي كند و رفتارهاي عبادي بيان گر همين درك معرفتي است كه اظهار آن موجب ارتقاء مقام روحي انسان مي شود.
پي نوشت:
1. شيخ صدوق، علل الشرائع، چ داوري، قم بي تا، ج 2، ص 336.
موفق باشید.