با سلام و خسته نباشید
لطفا بفرمایید اسرائیل چگونه حظور خود را در فلسطین توجیه می کند و کشورهای دیگر هم از او حمایت می کنند؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دولت اسراييل براي تصرف فلسطين سه دليل تراشيده است.
الف:
اينكه يهوديان ساكنين اصلي اين سرزمين بودهاند و در حال حاضر بعد از دو هزار سال سرزمين اجدادي خود را پس گرفتهاند.
اين استدلال دو ايراد اساسي دارد.
اول اينكه با تبعيت از اين استدلال آمريكا و كانادا و استراليا هم بايد به بوميان سرخپوست پس داده شوند.،همينطور شهر استانبول به ايتالياييها پس داده شود چون توسط كنستانتين امپراتور روم ساخته شده است و شهر اسكندريه مصر هم به يونانيان .
دوم: بسياري از همان يهوديان كه دو هزار سال پيش ساكن اورشليم بودهاند بعدها مسيحي شدند، و بخش وسيعي از همان مسيحيان يا يهوديان اوليه مسلمان شدند پس در حقيقت مردم كنوني فلسطين بيشتر فرزندان همان يهوديان اوليه هستند تا يهوديان ساير كشورهاي اروپايي كه در اثر قرنها زيستن در مناطق ديگر و ازدواج با مردمي ديگر اصالت نژادي خودرا از دست دادهاند.
ب :
صهيونيستها معتقدند كه خدا اين سرزمين را به قوم يهود بخشيده است و اين مهم ترين انگيزه خيل عظيمي از مومنان و اهالي شهركنشينهاي يهودي براي تصرف خانههاي فلسطينيان است،
شهيد مطهري در اين باره مي گويد: تصور مي كنيد اينها فقط هدفشان اين بوده كه يك دولت كوچكي در آنجا تشكيل شود؟ خير. آنها مي دانستند كه يك دولت كوچك بالاخره در آنجا مي تواند زندگي كند و آنها مي خواستد كه يك اسرائيل بزرگ را درست كند كه دامنش به ايران هم كشيده شود. كه به قول عبدالرحمان فرامرزي كه گفته است اين اسرائيل را كه من مي شناسم فردا ادعاي شيراز را هم مي كند و هم مي گويد شاعرهاي خود شما سعدي و حافظ و غيره هم در شعرهايشان گفته اند و اسم شيراز را گذاشته اند "ملك سليمان". حالا هر چه بگوييد آن تشبيه است مي گويند شاعر هاي شما اينجا را از قديم گفته اند ملك سليمان پس حالا هم ملك سليمان است. مگر ادعاي مدينه را ندارند، مگر ادعاي خيبر را ندارند؟ مگر اينها ادعاي عراق و سرزمين هاي مقدس ما را ندارند؟(1)
اين استدلال بسيار خطرناك است. و سكوت در مقابلش احمقانه.به علاوه اين قرائت از تورات مورد اعتبار همه يهوديان نيست. ولي بر فرض اگر هم باشد اين نظر فقط براي معتقدين به دين مزبور(هر ديني كه ادعايي اينچنين گزافه داشته باشد) اعتبار دارد نه براي مردم ديگر و هيچ كس به اعتبار اعتقادات خودش حقي بر مايملك ديگران پيدا نمي كند، اگر چنين بود هر كسي به كتاب خود استناد ميكرد و هرج و مرج عظيمي بر جهان حاكم ميشد.
ج :
دولت اسراييل مربوط به مصوبه سازمان ملل است. كه اين استدلال هم پوچ و بي معني است. چون دولتي كه هيچ كدام از مصوبات همان سازمان ملل را نميپذيرد نميتواند به اعتبار آن قطعنامه استناد كند. دولتي كه با ياغيگري كامل همه قطعنامههاي سازمان ملل را انكار ميكند(مثلا تمام قطعنامههاي سازمان ملل متحد كه به مرزهاي سال ۶۷ برميگردد و يا از ساخت شهركهاي يهودي نشينان دست بردارد و يا قطع نامه اي كه مي گويد اسراييل ديواري را كه در خاك فلسطين كشيده از بين ببرد و از محاصره غزه دست بردارد.)
همان گونه كه مشهود است رويه دولت اسراييل فقط بر زر و زور و تزوير برپا گرديده. و بر هر انسان آزاده اي واجب است در مقابل اين زورگوي ايها ساكت ننشيند.
پي نوشت:
1. مجموعه آثار استاد شهيدمطهرى، ناشر صدا، ج17، ص290.
موفق باشید.






