با سلام من دختری 21ساله هستم. مدت 6 ماه است با یکی از اقوام دور که تا روز خواستگاری از وجود او اطلاعی نداشتم ازدواج کرده ام .اما حالا مدام نسبت به همسرم سرد میشوم و گاهی تا حد تنفر هم پیش میروم. اما دلایلم:من خواستگارهای بسیاری داشتم با شرایط شغلی و اعتقادی بهتر که البته چند نفری را که از نظر اعتقادی بسیار قبول داشتم، بعد از عقد از من خواستگاری کردند(اطلاعی از ازدواج من نداشتند). من از نظر تحصیلات و موقیت کاری و حتی خانوادگی از همسرم بهتر هستم اما به هیچ کدام اینها حتی فکر هم نمیکنم مشکل من بر سر اعتقادات است .همسر من پیش از ازدواج نماز نمیخوانده هر چند الان به خاطر شرط من که هنگام عقد گذاشتم میخواند اما باز هم در مواردی که غسل واجب دارد کاهل نماز است.پیش از ازدواج روابط جنسی نامشروع داشته و حالا با افتخار از ان روزها برایم میگوید در حالی که چنین روابطی در خانواده من کاملا منفور است(دو برادر شوهر دارم و هر دو بخاطر روابط نامشروع مجبور به ازدواج با همسرانشان شده اند). بعد از ظهرها مسافر کشی میکند و مدام از ل-ا-س زدنهایش با دختران برایم میگوید و منتظر عکس العمل من میماند. هیچ کدام از دوستانش مورد تایید من نیستند تقریبا همه شان روابط نامشروع دارند و هر وقت حرفی از انها به میان میاید با هیجان تمام از روابط انها صحبت میکند. با جاریهای من دست میدهد و دلیلش را که میپرسم میگوید مهم دل است که پاک باشد.در کنار همه اینها خوبی هم زیاد دارد که من قبل از ازدواج فقط انها را دیدم اما دلیل دیگر من برای تن دادن به ازدواج اصرار خانواده ام بود که همه قاطعانه میگفتند اگر این را هم رد کنی دیگر خواستگاری نخواهی داشت و حالا همانها به من میگویند کاش عجله نمیکردی. احساس تنفری که میگویم ماههای اول بسیار شدید بود اما حالا کمتر شده ولی در تمام این مدت همه فکر میکردند من عاشقترین دختر فامیل هستم و خوشبختترین آنها. در این مدت به شکل ناباورانه ای وزن کم کرده ام و دلیلش را دوری از همسرم جلوه داده ام. این اولین بار است که حتی جلوی خودم عیبهای همسرم را میگویم و از احساس واقعی ام حرف میزنم فقط همه تلاشم را کرده ام که همسرم را دوست داشته باشم اما میترسم روزی کم بیاورم و دیگر نتوانم تحمل کنم.
اما سوالات من:در مقابل حرفهای همسرم چه واکنشی نشان دهم (تاکنون فقط سکوت کرده ام و بحث را عوض نموده ام و اگر کوچکترین اشاره ای به تنفرم از اینگونه روابط میکردم با واکنش شدید او و اینکه دیگران حتی پس از ازدواج هم روابط نامشروع دارند مواجه میشدم )؟ تا کجا میتوانم ادامه بدهم و تظاهر کنم؟چون از روابط قبل از ازدواجش برایم میگفت همان اوایل خیلی ترسیدم که مبادا اگر من ارضایش نکنم به سراغ دیگران برود به همین خاطر مقاومتی نکردم و... اما حالا دخول از واژن هم راضیش نمیکند و مدام پیشنهاد دخول مقعدی را میدهد ان را هم امتحان کرد و درد کشیدن من تا سر حد مرگ را هم دید اما باز هم دست بردار نیست. در قبال این درخواستش چه کنم؟ایا باز هم باید تن بدهم که مبادا سراغ دیگری نرود؟
من میخواهم هرطور شده زندگی ام را حفظ کنم.کمکم کنید.
التماس دعا

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از به وجود آمدن چنين شرايطي براي شما متاسفيم، شما بايد در زمان انتخاب همسر، دقت بيشتري مي كرديد، سن شما زياد نيست، و حرف خانواده تان در مورد نيامدن خواستگار ديگر، درست نبوده است، اما به هر حال زمان به عقب برنمي گردد و نمي توان افسوس گذشته را خورد.
اين طور كه شما از شوهرتان و برادرهايش تعريف كرده ايد مشخص است كه شما با يك خانواده، با تقيدات مذهبي و اخلاقي كم وصلت كرده ايد. افرادي كه در زمان مجردي، رابطه نامشروعي هم داشته اند، معمولا بعد از ازدواج، روابط گذشته اشان را پنهان مي كنند و هم چنين رابطه نامشروع ديگران را، در حضور همسرشان مطرح نمي كنند، اما شوهر شما اين كار را مي كند و اين عجيب است. در هر صورت انتظار نداشته باشيد كه اين اخلاق هاي همسرتان به راحتي عوض شود، چون اين چيزها ريشه در تربيت هاي گذشته او، و نحوه زندگي او در گذشته دارد، و چيزي كه در وجود كسي نهادينه شده باشد معلوم نيست كه بتوان آن را تغيير داد. در مورد حرفهايي كه در مورد روابط نامشروعش مي زند اگر ميزان آن زياد است بايد در مقابل آن واكنش نشان بدهيد، سكوت در مقابل او، به نوعي تأييد حرفهاي اوست، لذا سكوت نكنيد اما بايد حرفهايتان از روي آرامش و بدون عصبانيت باشد، و سعي كنيد كه طوري باشد كه او تحريك و عصباني نشود، به او توضيح بدهيد كه اين كارها اشتباه است و اگر هم كسي قبل از ازدواج يا بعد از آن، رابطه نامشروع داشته و دارد كار اشتباهي كرده است، و رابطه نامشروع ديگران بعد از ازدواج، دليل بر درستي كار آنها نيست.
اينكه ايشان را ارضاء مي كنيد اشكالي ندارد ( گرچه در عقد هستيد بهتر بود اين كار را به صورت كامل نمي كرديد، و اجازه دخول به او نمي داديد، اما اگر عروسي كرده ايد اشكالي ندارد و وظيفه تان هم همين بوده است) اما نزديكي كردن از مقعد را به هيچ وجه به ايشان اجازه ندهيد، چون همان طور كه خودتان تجربه كرده ايد اين كار درد و ضرر بسيار زيادي براي زن دارد، پزشكان به هيچ عنوان اين نوع نزديكي را توصيه نمي كنند، و آن را منشأ بعضي از مشكلات و آسيب هاي جسمي و رواني مي دانند. و از نظر شرعي هم،‌ اگر زن راضي نباشد خيلي از مراجع تقليد، حرام مي دانند كه مردي با زن خود، به اين صورت نزديكي كند. به هر حال در اين مورد كوتاه نياييد،‌ چون يكي دو بار كه نيست، بلكه احتمالا مي خواهد تا آخر عمرتان، به همين شيوه با شما نزديكي كند و اين اصلا امكان پذير نيست. متأسفانه يك علت اينكه بعضي از مردها به دنبال رابطه جنسي از پشت هستند اين است كه در فيلم هاي غير اخلاقي اين چيزها را مي بينند، و فكر مي كنند كه اين كارها درست است، در حالي كه اين فيلم ها به دنبال تحريك جنسي بيننده هستند، و اصلا به فكر آموزش رابطه جنسي صحيح نيستند. اگر شوهرتان باز هم اين نوع نزديكي را از شما درخواست كرد به او توضيح بدهيد كه اين كار براي شما ضرر زيادي دارد و هم چنين درد آن هم قابل تحمل نيست. اگر هم ناراحت شد اشكالي ندارد، شما به حرف او گوش ندهيد.
واقعيت اين است كه اگر مردي در مورد مسائل جنسي، مقيد به حلال و حرام نباشد احتمال دارد كه با وجود اينكه همسرش براي او همه كاري مي كند باز هم به سراغ ديگران برود، چون به هر حال تنوع طلب است و دوست دارد كه با ديگران هم ارتباط داشته باشد. لذا شما اصلا نبايد از ترس اينكه شوهرتان سراغ زن ديگري برود دخول از مقعد را به او اجازه بدهيد، چون او اگر بخواهد كاري بكند كارش را خواهد كرد و اين كار شما فوقش اين است كه براي مدتي او را نگه دارد، اما در دراز مدت معلوم نيست كه كارآيي داشته باشد، البته ما ايشان را نمي شناسيم و نمي توانيم قضاوت دقيق و قاطع در مورد روحيات و اخلاقيات او بكنيم، و نظر دقيق تر، در مشاوره هاي حضوري و توضيح كامل مطالب از طرف شما و خود ايشان امكان پذير است.
دقت داشته باشيد كه اين درست نيست كه در هر صورتي و با هر شرايطي شما به دنبال ادامه زندگي با شوهرتان باشيد، چون در بعضي موارد، واقعا لازم است كه به زندگي مشترك خاتمه داده شود؛اما به هر حال براي قضاوت صحيح و دقيق در مورد زندگي تان، اين مقدار اطلاعاتي كه به ما داده ايد كافي نيست، بلكه بايد به يك خانم مشاور خانواده مراجعه كنيد و مسئله تان را با او در ميان بگذاريد، تا او بتواند كاملا زندگي شما و شوهرتان را بررسي كند و نظر دقيقي بدهد.
در هر صورت، چه بخواهيد به اين زندگي ادامه بدهيد و چه نخواهيد ادامه بدهيد مواظب باشيد كه فعلا بچه دار نشويد،‌ توصيه اي كه مشاوران به همه خانواده هايي كه ادامه داشتن زندگي شان معلوم نيست،‌ و احتمال طلاق و جدايي در مورد آنها وجود دارد اين است كه فعلا از بچه دار شدن خودداري كنند، چون اگر نتوانند كه زندگي را ادامه بدهند و بخواهند طلاق بگيرند، آنهايي كه بچه ندارند خيلي راحت تر از هم جدا مي شوند،‌ اما كساني كه بچه دارند احتمال دارد كه به خاطر بچه ها از طلاق صرف نظر كنند و عمري را با اين مشكلات و با جنگ و دعوا ادامه دهند، و اگر هم از همديگر جدا شوند بچه ها آسيب و صدمه خواهند ديد.
در انتها باز هم تأكيد مي كنيم كه به يك مشاور خانم مراجعه كنيد، و مشكلتان را به صورت كامل تر توضيح دهيد.

موفق باشید.