1-چرا در قرآن آیات ضد ونقیض بسیاری وجود دارد؟
2-باتوجه به عمر چند میلیونی زمین چگونه ممکن است عالم برای انسان خلق شده باشد با توجه به اینکه سابقه خلق انسان به چند هزار سال بیشتر نمی رسد؟
3-اگر قرآن برای همه نسلهای بعداز خود آمده است پس چرا توصیفات قرآن از بهشت متناسب با خواسته های انسان امروزی نیست؟
4-اگر لقمه حلال بر آینده فرزند تاثیر دارد گناه فرزند که دراین مورد که اختیاری ندارد چیست ؟
پرسش: قرآني
1-چرا در قرآن آيات ضد و نقيض بسياري وجود دارد؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
يكي از اوصاف قرآن كريم عدم اختلاف و عدم تناقض در آيات آن است كه خداوند خود بدان تصريح كرده و فرموده است:
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً؛ (1) اگر غير خدا براي شما قرآن را تدوين مي كرد، اختلاف زيادي در آن يافت مي شد.
همهي آيات قرآن با هم مرتبطاند و بعضي از آن بعضي ديگر را تفسير مي كنند.
همچنين داراي عام و خاص، مطلق و مقيد، حقيقت و مجاز است كه بايد از هم جدا شوند و براي فهم آن از احاديث پيامبر(ص) و معصومين ـ عليهم السّلام ـ ( كه مفسر قرآن هستند) استفاده شود؛ و براي درك معاني قرآن يا بايد متخصص بود و يا به اهل فن قرآن مراجعه كرد.
اي كاش شما براي ادعايتان مثال از قرآن هم مطرح مي كرديد و تا ما هم به صورت مستدل پاسخ آنها را مي داديم كه تناقضي در قرآن نيست . و اگر هم به ظاهر تناقضي وجود دارد به عنوان عام و خاص تخصيص مي خورد يا بعنوان مجمل و مبين تبيين مي شود و يا به وسيله مطلق و مقيد تقييد مي خورد و ب يا به عنوان ناسخ ومنسوخ نسخ مي شود و تانقض طاهري هم حل مي شود.
در اين ميان برخي با ذكر مطالبي در باب آيات قرآن خواستهاند القا كنند كه بين آيات قرآن تناقض وجود دارد و لذا گفته اند گزارههاي قرآني مشتمل بر پارادوكس و تناقض است نمونهاي از مطالب ياد شده را ذكر و مورد بررسي قرار ميدهيم:
مثلا در سورهي حجر آمده است: «زمين را گسترديم.» كه از مسطح بودن زمين خبر مي دهد نه كروي بودن آن كه اين به ظاهر با كروي بودن زمين در تناقض است. ولي در جهت جواب آن مي گوييم كه از جملهي «زمين را گسترده قرار داديم» فقط مسطح بودن زمين استفاده نمي شود و اين يك مغالطهي و تناقض آشكار است. آيه بدين معناست كه كره زمين در عين كروي بودن، گسترده نيز هست.
يكي از نعمت هاي الهي، در عين كروي بودن زمين گستردگي و مسطح بودن آن است، وگرنه كشاورزي و بسياري از تلاش هاي انسان به سختي انجام مي شد و هيچ كدام از اين نعمت ها تصادفي نيست.
پس در مكالمه هاي بعدي نمونه هاي تناقض را بيان كنيد تا پاسخ دهيم.
پي نوشت:
1. نساء( 4) آيه 82.
2. حجر( 15) آيه 19.
پرسش: قرآني
2-با توجه به عمر چند ميليوني زمين چگونه ممكن است عالم براي انسان خلق شده باشد با توجه به اينكه سابقه خلق انسان به چند هزار سال بيشتر نمي رسد؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار اين سؤال شما از يك فرض اشتباه ناشي شده است، اگر چه در معارف دين هدف از خلقت آنچه در زمين و آسمان مي باشد براي انسان بيان مي شود: «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً »؛«اوست كه همه چيزهايى را كه در روى زمين است برايتان بيافريد.»(1) ولي از اين معارف صرفا اين مطلب به دست مي آيد كه موجودات روي زمين كه معاصر نسل انسان هستند براي او خلق شده اند، بنابر اين فرض اين مطلب كه خلقت همه موجودات را از ابتدا تا كنون براي انسان قلمداد نمائيم نادرست مي باشد و همانطور كه نمي توان خلقت خود زمين را براي انسان دانست است اين فرض كه كل عالم هستي را براي خلقت انسان فعلي قلمداد نمائيم اساس ديني ندارد، اگر چه مي توان به لحاظ سير تاريخي همه اين موارد را بستر ساز خلقت انسان تلقي نمود. اما اين به معناي طفيلي بودن كل عالم هستي نسبت به انسان نمي باشد.
پي نوشت:
1. بقره(2)آيه 29.
پرسش: قرآني
3-اگر قرآن براي همه نسلهاي بعداز خود آمده است. پس چرا توصيفات قرآن از بهشت متناسب با خواسته هاي انسان امروزي نيست؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قرآن هم بر روي مسائل والاي بهشت مثل رضوان خدا و ديدار خدا و هم نشيني با پيامبران و صالحان و ... كه ارزش آن ها مافوق تصور ما آدميان است، تمركز دارد و هم بر رروي نعمت هاي جسماني بهشت كه در سطح فهم عموم مردم است و چون غالب مخاطبان فهم و دركشان در سطح همين امور جسمي و جنسي است، از اين رو مانور بيشتري روي آن ها داده است.
لذا اين كه مي فرمائيد توصيفات قرآن از بهشت متناسب با خواسته هاي انسان امروزي نيست قابل قبول نيست. زيرا در قرآن و روايات راجع به نعمت هاي جسماني بهشت زياد سخن گفته شده است و يكي از نعمت هاي مهم كه در تشويق انسان ها به ايمان و عمل صالح تاثير فراوان دارد و در قرآن و روايات به وفور ذكر شده، همسران پاك و زيبا رو و جذاب بهشتي است. اما اين بدان معنا نيست كه نعمت هاي جسماني بهشت و از جمله همسران پاك و زيبا رو و رعناي بهشتي، بهترين نعمت بهشت است و نعمتي بالاتر از آن در بهشت وجود ندارد؛ بلكه اين بيانات با توجه به فهم و درك مخاطبان قرآن است. مخاطب قرآن عموم مردم هستند و عموم مردم هم دركشان در حد نعمت هاي جسماني است و همتشان از خواهش هاي جسماني فراتر نمي رود.
روايات هم معمولا خطاب به همين مردم عادي و سطحي نگر صادر شده و براي جذب آن ها به بهشت بوده است از اين رو مطابق فهم و درك و نياز آن ها سخن گفته اند.
البته قرآن در توصيفاتي گذرا به آن نعمت ها تصريح كرده و ارزش والاي آن ها را يادآوري نموده و از آن فروگذار نكرده، ولي پرداختن بيش از آن حد را لازم و مفيد نديده است. (العاقل يكفيه الاشاره = اگر در خانه كس است يك حرف بس است)
ولي غالب مخاطبان از درك و ارزش آن ها غافل و نسبت به آن ها كم توجه اند از اين رو مانور بيشتر بر روي نعمت هاي جسماني است كه براي مخاطبان قابل فهم و شوق انگيز تر است.
به يك نمونه اشاره مي كنيم كه نعمت هاي بهشت همه پاك و طيب اند و مشابه آن ها در اين دنيا به مؤمنان داده شده است:
«وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ؛ (1) به آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند، بشارت ده كه برايشان بهشتهايى است كه در آن نهرها جارى است. و هر گاه كه از ميوههاى آن برخوردار شوند گويند: پيش از اين، در دنيا، از چنين ميوههايى برخوردار شده بوديم، كه اين ميوهها شبيه به يكديگرند. و نيز در آنجا همسرانى پاكيزه دارند و در آنجا جاودانه باشند».
در بخي آيات هم به صورت كلي فرمود: در بهشت هر چه كه بهشتيان بخواهند و اشتها داشته باشند وجود دارد ( يعني اين كه تصور نكنيد نعمتهاي بهشت اختصاص به همين مواردي دارد كه ما بيان كرديم)
يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فيها خالِدُونَ (2)
لَهُمْ فيها ما يَشاؤُنَ خالِدينَ كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلاً (3)
...عَمِلُوا الصَّالِحاتِ في رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ (4)
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيدٌ (5)
پي نوشت:
1. بقره (2) آيه 25.
2. زخرف آيه 71.
3. فرقان آيه 16.
4. شوري آيه 22.
5. ق آيه 35.
پرسش: قرآني
4-اگر لقمه حلال بر آينده فرزند تاثير دارد گناه فرزند كه دراين مورد كه اختياري ندارد چيست ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد اشاره شود بي ترديد يكى از عوامل مؤثر در روح و جسم انسان تغذيه است، تا آنجا كه خداوند نيز سفارش به تغزيه حلال كرده است آنجا كه مي فرمايد انسان هنگامى كه مى خواهد غذايى را بخورد، ابتدا دقيقاً بايد در آن بنگرد كه چه چيزى را مى خواهد بخورد؟ آيا براى روح و جانش مفيد است يا مضرّ؟ حلال است يا حرام و.. .(1)
در جاى ديگر نيز مى فرمايد: «.. .كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَـتِ وَ اعْمَلُوا صَــلِحًا... »(2) از غذاهاى پاكيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد».
مفسران معتقدند ذكر اين دو (خوردن غذاى پاك و انجام عمل صالح ) پشت سر يكديگر دليل بر وجود يك نوع ارتباط بين آن دو است و اشاره به اين است كه غذاهاى مختلف آثار اخلاقى متفاوتى دارد ، غذاى حلال و پاك، روح را پاك مى كند و سرچشمه عمل صالح مى شود ، و غذاى حرام و ناپاك روح و جان را تيره و زمينه اعمال ناصالح را فراهم مى گرداند; در مورد آثار وضعى تغذيه (حلال و حرام ) فرقى بين مسلمان و غير مسلمان نيست.(3)
علم و حكمت زايد از لقمه حلال *** عشق و رقت آيد از لقمه حلال
لقمه تخم است و برش انديشه ها *** لقمه بحر و گوهرش انديشه ها
حال بايد گفت گرچه به لحاظ تكليفي گناه وتقصيري متوجه خود فرزند نيست. ولي پيآمد وضعي آن لقمه بر جان او اثر گذار است از باب مثال اگر كسي به طور نا آگاه وبي خبر آب مسموم را بخورد و بميرد گرچه اسن عمل خود كشي محسوب نشده و كيفر خود كشي متوجه او نيست. ولي اثر وضعي آن سم به طور حتمي بر وجود او اثر گذاشته واورا از پا در مي آورد مصرف لقمه حرام نيز چنين است.
تأثير لقمه حرام پدر و مادر در جسم و جان فرزند بر اساس نظام علت و معلول و سبب و مسببى است، نه كيفر الهى؛ بنابراين فرزند در اين باره بى تقصير و خداوند نيز منزه از ظلم است، اما علت آن والدين و يا كسانى هستند كه باعث آن شده اند، و اين بازتاب و اثر عمل آنان است و آنان بايد جوابگو باشند.
البته بايد توجه داشت كه فرزندى تغذيه شده ازلقمه حرام، هرچند زمينه گناه و انحراف در او بيشتر از ديگران و اطاعت و بندگى برايش مشكل تر است، ولى به هر حال باعث نمى شود تا اراده و اختيار از او گرفته شود، لذا آن چه در سعادت و شقاوت او مهم و سرنوشت ساز است، اراده و اختيار خود اوست و خداوند رحمان نيز براى اين گونه افراد كه به عللى گرفتار يك سرى مشكلات ناخواسته شده اند، پاداش و عوض خاصى قرار داده است، كه اگر به مقدار توان و اختيارشان وظايف خود را انجام دهند و گناه نكنند، مشكلات و سختى هاى آنان به بهترين وجه جبران خواهد شد.(4)
پي نوشت ها:
1. عبس (80) آيه 24.
2. مؤمنون(40) آيه 51.
3. آية الله مكارم شيرازى و آية الله جعفر سبحانى پرسشها و پاسخ هاى مذهبى نشر جوان قم، 1378 ش،ص. 123.
4. آيه الله مصباح، اخلاق در قرآن، نشر موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني قم، 12385 ش، ج 1، ص 207.
موفق باشید.






