بنام او که هست ونیست تقدیر اوست
با سلام و عرض خسته نباشید و نهایت تشکر و سپاس از جوابتان به سؤال این حقیر
نمی دانم برای پاسخ به سؤالهای مرتبط با سؤال قبلی به سوابق آن مراجعه می فرمایید یا نه .سؤالم در مورد مشکلاتی که در پی ازدواج ناخواسته از 25 سال پیش تاکنون با آن درگیر بوده ام بود.ولی با توجه به جواب شما، باید بگویم که تمام راههای ممکن که مشاورین محترم از سالها پیش بیان فرموده اند را رفته ام ولی نتیجه نگرفته ام .دوبار بستری شدن همسر اینجانب در بخش بیماران روانی به دلیل اقدام به خودکشی ، دارودرمانی و مشاوره های متعدد با هزینه های گزاف درمان تاکنون نتیجه بخش نبوده است .البته دارودرمانی تامدتی کوتاه جواب داد ولی نه کافی بود و نه ایشان ادامه داد.
آوارگی و تحمل مشکلات تنهایی و غربت ، آخرین راهی بود که انتخاب کردم .البته این راهم بگویم که رفتار و برخورد و اعمال ایشان در کنار بستگان و دوستانشان کاملاً طبیعی و صمیمی و دوستانه می باشد . ولی در کنار من بیشتر وقتها بگو مگو رااز چیزهای کوچک شروع و تا مشکلات روحی و روانی بزرگ ایجاد نکند دست بر نمی دارد. تا جایی که مردن را به در کنار ایشان بودن ترجیح می دهم. البته اگر ایشان را طلاق نداده ام به خاطر بچه ها و همینطور اینکه چون جایی را ندارد که برود ، بوده است .تنها چیزی که به تا حال به آن دل خوش کرده بودم ، پاداش اخروی تحمل سختیها و چنین زنی بود که می ترسم این همه تحمل بیهوده بوده باشد و من اشتباه کرده باشم.
در مورد ازدواج موقت با یک خانم سیده هم منظورم باکره نبود.بلکه کسی بود که بتوانم در کنارش به عنوان یک خدمتگزار باشم و ضمن بهره مندی از محبتش ، عشق و محبتم را به ایشان هدیه نمایم. این را هم بگویم که من یک آدم بسیار حساس و عاطفی و مقید به تمام موازین شرعی هستم و هیچگونه تظلمی را نسبت به افراد ضعیف مخضوضاً بچه ها و خانمهای بی سرپرست نمی توانم تحمل کنم چه رسد به اینکه حود مرتکب آن شوم .
با آرزوی موفقیت برای شما و تشکر و سپاس از جوابی که ارسال خواهید کرد.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همان طور كه مي دانيد ذات مشاوره نوشتاري به خاطر فقدان بسياري از اطلاعات ضروري با چنين سوء برداشت هايي عجين است پس پيشاپيش از سوء برداشت هاي بعدي پوزش مي طلبيم.
اما از نظر روان شناختي به نظر مي رسد روحيه شما روحيه آسيب پذيري است و خودش مي تواند بستري براي ناكامي هاي بعدي شما فراهم آورد. بسيار خوب و خداپسندانه است كه هيچ گونه ظلمي را به افراد ضعيف تحميل نمي كنيد، ولي با اين حال افراط در اين روحيه خداپسندانه مي تواند شما را به يك فرد مظلوم و منفعل هميشگي مبدل سازد. يعني همان خانم سيده، بعد از مدت كوتاهي از اين روحيه شما نهايت سوء استفاده را خواهد كرد و نه تنها به شما عشق و محبتي نخواهد كرد، بلكه عشق و محبت يك طرفه شما را به بدترين وجه جبران منفي خواهد كرد. مردي كه روحيه بسيار حساس و عاطفي داشته باشد از اقتدار مثبت مردانه بهره لازم را ندارد و چه بسا با هر زني دچار مشكل گردد. زن از مرد اقتدار مثبت مي خواهد و نه روحيه بسيار حساس. البته قصد ما خدايي ناكرده تنقيص شما نيست، ولي براي پيشگيري از ناكامي هاي بعدي چاره اي جز تعديل اين روحيه نداريد. همان طور كه مي دانيد شما تنها مردي نيستيد كه با چنين زناني ازدواج مي كنيد. اگر بخواهيم عقلي و شرعي به اين مسأله بنگريم شما بايد در همان زماني كه متوجه اولين نشانه هاي بيماري رواني در ايشان مي شديد به يك كارشناس (روان شناس يا روانپزشك) مراجعه مي كرديد و پيش از هر اقدام به بچه دار شدن يا تولد بچه دوم و سوم به صلاحديد ايشان عمل مي كرديد. در قرآن بر اين نكته تأكيد شده است كه «لا يكلف الله نفساً الا وسعها». اسلام از شما نخواسته است كه به خاطر ديگري خود را به حرج و سختي بيندازيد.
در هر صورت آفتاب ديروز غروب كرده است و شما بايد با نور آفتاب امروز در صدد تشخيص مسير درست زندگي بر آييد. در اين زمينه دو سه نكته قابل تأمل وجود دارد:
1. با توجه به ناكارآمدي و كم كارآمدي مشاوره نوشتاري در اسرع وقت به يكي از بهترين روان شناسان و خانواده درمانگران شهرتان سري بزنيد. سعي كنيد از اين جا به بعد با صلاحديد يك متخصص گام برداريد.
2. احتمال وجود رگه هايي از افسردگي و ... در شما وجود دارد و بدون درمان اين اختلالات احتمالي مطمئن باشيد ناكامي هاي شما به نحوي تكرار خواهد شد.
از برخي فرازهاي نامه شما بوي وابستگي عاطفي به مشام مي رسد. به ياد داشته باشيد كه وابستگي عاطفي در هر درجه اش، آسيب زاست. پس بايد با كمك متخصص، استقلال عاطفي را به تدريج جايگزين آن نماييد. همه زنان و مردان عالم از بودن در كنار افراد مستقل عاطفي لذت مي برند و ناخودآگاه در صدد جلب توجه و محبت وي بر مي آيند. اگر زن آينده تان در شما به جاي وابستگي، استقلال ببيند به صورت روز افزون به شما دلبسته (نه وابسته) خواهد شد و به شما اتكاء خواهد كرد. براي تصور بهتر از فرق بين دو مفهوم دلبستگي و وابستگي فرض كنيد به ميوهاي مانند آناناس علاقمند هستيد و به آن «دل بستهايد» حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دليلي از خوردن آن محروم بمانيد، آيا در زندگي عادي و روزمره شما اختلالي ايجاد خواهد شد، آيا عملكرد روزانه شما رو به كاستي ميگذارد؟ مسلّماً نه. شما سالها از موضوع «دلبستگي» خود محروم ميمانيد ، ولي همه امور زندگي شما بر وفق مراد است.
اين نوع علاقه و تعلق را «دلبستگي» ميگويند، حال اگر به جاي دلبستگي به آناناس به آن «وابسته» بوديد، يك روز بدون آناناس نميتوانستيد سر كنيد. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادي است كه هر از گاهي براي به حد طبيعي رساندن سطح عملكرد خود نيازمند مصرف مواد است، پس وابستگي رواني نوعي اعتياد است. وابستگي رواني به چيزي يا كسي باعث كاهش عملكرد در فرد ميگردد و به نوعي فرد را از زندگي روزانه و عادي خود خارج ميسازد. فرد وابسته رواني مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگي (مثل مواد مخدر يا محبت معشوق) خوش است، در حالي كه اين وابستگي عقلاً و منطقاً امري به شدت نكوهيدهاي است. در اسلام به شدت از وابستگي به غير خدا پرهيز داده شده است.
4. باز توصيه مي گردد از وضع برخي قيودات مانند سيده بودن تا حد امكان صرف نظر نماييد، چرا كه در دل هر فرصت ده ها تهديد نهفته است. چه بسا به دلايلي يك زن غير سيده به مراتب سازگارتر از يك زن سيده با شما باشد.
5. ازدواج مجدد و دائم از جهاتي از ازدواج موقت بهتر است، ولي اگر اصرار بر ازدواج موقت داريد باز دامنه جستجوي خود را به يك شهر يا منطقه محدود نكنيد.
6. تمام روحيات و تقيدات مثبت شما را ارج مي نهيم و از اين جهت به شما تبريك مي گوييم.
موفق باشید.






