دختري 21 ساله هستم.حدود يك سال است در دانشگاه با پسري اشنا شده ام .اختلاف سني ما چهار سال است و از علاقه ايشان ب خودم براي ازدواج اطمينان قطعي دارم .رابطه ما در حد دو همكلاسي بود.اما كمكم دارد جنبه عاطفي ميگيرد. بارها ب صورت غير مستقيم در صحبت هايش گفته تا دو سه سال اينده امادگي ازدواج ندارد و از انجايي كه هردو با دوستيه قبل از ازدواج مخالفيم ميدانم كه اگر بعدا اين رابطه مسله ساز خواهد شد.از طرفي هم نميدانم با علاقه اي ك ب وجود امده چه كنم!!
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همان طور كه مي دانيد تقريباً صد درصد اين علايق تحت تأثير يك اصل ساده فيزيكي يعني اصل مجاورت صورت مي پذيرد. خواه ناخواه وقتي دو جنس مخالف براي مدتي در مجاورت فيزيكي يكديگر قرار مي گيرند كم كم حس مي كنند كه به يكديگر علاقمند شده اند و اتفاقاً همين علاقه هاست كه سبب ساز بسياري از ازدواج غيرملاكمند در جامعه ما شده است. بديهي است عدم ملاكمندي در ازدواج ثمره اي جز طلاق عاطفي يا قانوني به همراه ندارد. اگر سري به دادگاه هاي خانواده بزنيد زوجين خواهان طلاق بسياري خواهيد يافت كه بر اساس همين علائق بي پشتوانه يا با پشتوانه اندك به ازدواج با يكديگر اقدام كرده اند. در حقيقت شما در سبد ازدواج خود چيزي جز يك علاقمندي فيزيولوژيك نداريد. شناخت واقعي شما از ايشان در حد اندك است و حتي اگر خداي ناكرده تا دو سه سال ديگر به ارتباط خارج از چارچوب با ايشان بپردازيد، باز چيز زيادي بر شناخت واقعي شما (نه شناخت نماها) افزوده نخواهد شد. متاسفانه همين زواياي پنهان طرف مقابل است كه ازدواج را با ناكامي مواجه مي سازد؛ زواياي پنهاني كه با بروز كوچكترين علاقه، مجالي براي بررسي و واكاوي نمي يابند. متاسفانه خواسته يا ناخواسته پا در مسيري نهاده ايد كه بعد از مدتي شما را به يك دختر دست خورده عاطفي مبدل خواهد ساخت و در آخر هم بهره اي از اين انتظار فرسايشي 2 و 3 ساله نخواهيد برد. وقتي شما دست خورده عاطفي شُديد، ديگر ازدواج شما چه با ايشان چه با ديگري كامروايي چنداني ندارد. چه بهتر كه تا پيش از عقد رسمي به هيچ جنس مخالفي علاقمند نگرديم.
2و3 سال انتظار علاوه بر فرسايش روحي و فرسودگي رواني، آبستن بسياري از حوادث است. بسيار محتمل است كه اين پسر به هر دليلي از شما چيزي ببيند كه از ازدواج با شما منصرف شود. حال فكر مي كنيد در اين ميان چه كسي آسيب خواهد ديد؟ شما يا ايشان؟ متاسفانه بايد گفت كه اين پسر با كمترين آسيب شما را به امان خدا رها خواهد كرد و با خيالي آسوده با ديگري ازدواج خواهد كرد. اين شماييد كه با كوله باري از خاطرات ناكام كننده بايد منتظر خواستگار بعدي باشيد. معلوم نيست با گذر تدريجي شما از برهه خواستگار داشتن در آن زمان خواستگار چنداني وجود داشته باشد و شما بي دليل 2 و 3 سال، راه را بر ديگر خواستگاران بسته ايد.
اي كاش دختران پاك اين مرز و بوم مهمترين اصل پيشگيري (از اين گونه علاقمندي هاي آسيب زا) يعني حفظ حريم نگاه را پاس مي داشتند و بي دليل خود ار در جاده سنگلاخ خاطرخواهي هاي فرصت سوز نمي افكندند.
سعي نماييد از اين به بعد از هر گونه سرمايه گذاري رواني بر ايشان به شدت حذر نماييد. فكر ازدواج با ايشان را از سر بيرون كنيد، چرا كه ازدواجي كه بعد از چندين سال تلاطم روحي صورت پذيرد رمقي براي طرفين براي تجربه مزه واقعي زندگي باقي نمي گذارد.
سعي نماييد ديدار ايشان را به صفر برسانيد. اجازه ندهيد اين خاطرخواهي، تمام ذهن شما را اشغال كند. با ساده سازي و پيش پا افتاده سازي اين علاقه فيزيولوژيك از بغرنج سازي و فاجعه سازي آن دوري نماييد. همه اين حرف ها منافاتي با ازدواج شما با ايشان ندارد، ولي شما بايد ايشان را در عرض ديگر خواستگاران قرار دهيد. اگر تا 2 و 3 سال (كه به احتمال زياد بسيار بيشتر به درازا خواهد كشيد) شما خواستگار مناسب نداشتيد و ايشان بعد از 2 و 3 سال كماكان خواهان ازدواج با شما بود مي توانيد با طي سه مرحله الف. خواستگاري رسمي ب. تحقيقات محلي ج. مشاوره ازدواج به ايشان بله بگوييد.
موفق باشید.






