با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
چون عجب و غرور و خود خواهي نشانه جهل و ناداني است. چنان كه امام صادق(ع) در بيان هفتاد و پنج ويژگي عقل و جهل بيان فرموده است. (1) وقتي جهل رفت و آگاهي آمد، علم و معرفت سبب مي شود فرد بفهمد در مقابل علم الهي و معلومات ازلي هيچ است. توضيح مطلب اين كه:
غرور در لغت به معناي فريفتن و به خود باليدن است.اين گونه گرايش در رفتار و كردار علل متعددي دارد. از جمله آنها، جهالت است. كسي كه براساس اوهام، دچار غرور شده است، ارزيابي صحيحي از خود و كار خويش ندارد.
انسان مغرور جهل مركب دارد يعني در واقع تصور غلط از تواناييهاي خود دارد، لذا هرگز قوههايش به فعليت نميرسدو به دليل سهل انگاشتن دشواريها و تكيه بر انرژي خيالي خود، آسيبپذير و حساس و شكننده است. مغرور، از نارساييهاي وجود خود بي اطلاع است، از اين رو هيچ گاه درصدد جبران نارساييها و بهبود نقايص خود برنميآيد.
كسي به بيماري خودبيني دچار مي شود كه از خويش و خداي خويش شناخت صحيح و كافي نداشته باشد. اما وقتي در پرتو كسب علم و دانش دانست انسان يك موجود ممكن و ضعيفي است كه از خودش چيزي ندارد و در مقابل عظمت پروردگار عالم و اين كه هر چه هست از اوست، جزئي بيش نيست، ديگر جايي براي غرور و عجب باقي نمي ماند؛ چون مي فهمد كه اگر علمي و دانشي دارد، از او(خدا)ست. ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است. اگر قدرتي دارد، از اوست. اگر عبادت و نيايشي مي كند، آن هم به توفيق اوست. اگر بداند كه خداوند با اندك اشاره اي مي تواند همه سرمايه ها وقدرت ها را از انسان سلب كند و بگيرد، هميشه خودش را بدهكار او مي بيند. عجب و غرور را از وجود خويش دور مي كند.
ابوعلي سينا مي گويد: "بعد از اين همه دانستن و داشتن علم، به جايي رسيدهام كه فهميدم هيچ نميدانم. "
اعتراف او به جهل، وي را جاهل نميكند، بلكه او به علم نور ازلي مربوط شده كه ميفهمد هر چه ميدانسته، در مقابل علم الهي و معلومات ازلي هيچ است.
آري؛ اين است دليل فروتني بيشتر روز افزون آن كه علم و معرفت و دركش بيشتر مي شود .
پي نوشت:
1. الكافي، شيخ كليني، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1365ش،ج 1، ص 20 .
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۷/۲۹ ۲۰:۱۶
شناسه مطلب: 78965






