با عرض سلام وحسته نباشیددرباره ی خدا و افریده شدن انسان هاتوضیح دهید
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
توضيح در مورد خداوند امري به نظر آسان اما در حقيقت ناممكن است، زيرا بيان هر توضيح كامل و دقيقي در مورد خداند نيازمند شناخت كامل اوست كه اين امر نه تنها از عهده هيچ انساني بلكه از عهده هيچ مخلوقي بر نمي آيد ، اما در عين حال ما به كمك عقل و نقل تا حدودي نسبت به خداوند و صفات او به شناخت و معرفت اجمالي مرسيم كه توضيحاتي د همين خصوص ارائه مي شود:
لفظ «خدا» در زبان فارسي مخفف «خودآ» يعني خود به وجود آمده است كه تقريباً مرادف با تعبير واجب الوجود است، يعني موجودي كه وجود براي او ضرورت دارد و عدم براي وي محال است. به عبارت ديگر موجود ديگري به او وجود نداده است، ولي با توجه به مشابهات اين تعبير مانند ناخدا (ناو خدا) و ده خدا و... ميتوان گفت معناي لغوي آن شبيه به معناي صاحب و مالك و معنايي كه در عرف از آن فهميده ميشود، نظير خالق و آفريدگار است. (1) بر همين اساس در زبان فارسي به جاي مفاهيم واجب الوجود، «خدا» گفته ميشود.
پس مهم ترين حقيقت وجودي خداوند از اسم او درك مي شود و آن اين كه هيچ موجودي به او وجود نبخشيده و خداوند معلول هيچ علتي نيست. در مورد حقيقت وجود او چنان كه اشاره شد آگاهي از ماهيت خدا ناممكن است، زيرا ماهيت داشتن براي خداوند بي معناست، او وجود محض است، بدون ماهيت. ذات الهي هر چه هست «هستي» است ،بدون همراهي «چيستي» با اين هستي محض؛ پس چنان كه فلاسفه تاكيد مي كنند، خداوند داراي جنس و فصل و ... نيست تا بتوان تعريف مشخصي از حقيقت وجودي او ارائه داد.
مشكل اصلي دردرك حقيقت و چگونگي خداوند آن است كه حقيقت ذات نامحدود الهي براي ما كه موجودات محدود هستيم ،قابل درك نيست. به همين جهت در روايات آمده كه در ذات الهي تفكر نكنيد، بلكه در صفات خداوند تأمل كنيد. هرچند خواسته يا ناخواسته با هر تفكري در مورد خداوند تصويري از خداوند در نفس ما شكل مي گيرد، ولي بايد بدانيم چنين خدايي كه در تصور و خيال خود مي آوريم، خدا نيست، بلكه مخلوق و ساخته ذهن ماست.
تنها در خصوص او مي دانيم كه موجودي است در نهايت كمال؛ يعني هرگونه كمال وجودي كه به تصور درآيد، در ذات او به كامل ترين وجه و بالاترين درجه موجود است. هر نوع نقص و زشتي و نادرستي، در كوچك ترين حدود و پايين ترين درجات از ذات او به دور است؛ از همين روست كه مي توانيم به شناختي اجمالي از صفات خداوند كه عين ذات او هستند برسيم و تصور خود را ازخداوند در مراتب نازل تر شكل بدهيم.
به علاوه نشانه هايي از صفت و حقايق وجودي او در قرآن و روايات بيان شده كه تا حدي به كامل تر شدن اين ادراك اجمالي كمك مي كند؛ البته در قرآن تاكيد شده: « هيچ چيز مانند خدا نيست». (2)؛ زيرا هر موجودي غير از خدا، محدود و نيازمند است. اگر خدا بخواهد مانند مخلوقات خود باشد، يكي از آن ها خواهد بود. اما در عين حال صفات متعدد و كمالات مختلفي را از خداوند براي ما بيان كرده كه اين آيات بخش اعظم قرآن كريم را در بر گرفته است.
در نتيجه در مي يابيم كه با همه اين اوصاف راهي به دستيابي به تصوري از حقيقت او نداريم. اما با تمام وجود مي توانيم وجود او را ادراك كرده، به دور نمايي از آنچه مي تواند باشد برسيم؛ به تعبير زيباي فردوسي :
جهان را بلندي و پستي تويي ندانم چه اي ،هرچه هستي تويي
اما در مورد آفريده شدن انسان مقصود شما چندان روشن نيست كه به دنبال كم و كيف و چگونگي و زمان خلقت انسان هستيد يا به دنبال هدف آفرينش انسان توسط خداوند، لطفا مقصود خود را به طور دقيق تر بيان بفرماييد تا پاسخ مناسب ارائه گردد يا به آدرس ذيل مراجعه نماييد (3).
پينوشتها:
1. محمدتقي مصباح يزدي، معارف قرآن، نشر موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، 1380 ش، ص21.
2. شوري (42) آيه 11.
3. http://www.pasokhgoo.ir/node/22010
موفق باشید.






