باسلام
قران اولیه به خط کوفی بوده و خط کوفی اعراب ندارد پس چگونه قران ما اعراب دارد؟
2)خدا جهان را افرید،چه لزومی دارد که بعد از افرینش جهان مارا ترک کرده باشد؟

پرسش: قرآن
باسلام
قرآن اوليه به خط كوفي بوده و خط كوفي اعراب ندارد. پس چگونه قرآن ما اعراب دارد؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
عرب زمان پيامبر اهل خواندن و نوشتن نبود و در تمام حجاز افراد محدود و انگشت شماري خواندن و نوشتن مي دانستند و خط عربي آن زمان بسيار ابتدايي و خالي از نقطه و اعراب و...بود و حروف شباهت زياد به هم داشتند و...
اين خط بعد از اسلام با وام گرفتن از زبان هاي ديگر رشد كرده، نقطه گذاري و علامت گذاري و...بعد از اسلام در آن ايجاد شد. اتفاقا بيش تر اين خدمات هم از جانب اديبان مسلمان و براي خدمت به قرآن و تلاش جهت حفظ آن از تحريف و...صورت گرفته است.
قرآن ابتدا بر قلب پيامبر نازل شد. بر زبان ايشان جاري شد و به گوش مسلمانان رسيد. در ابتدا و بعد از آن در سده هاي اول قرآن بيش تر از طريق شنيدن منتقل مي شد. محتاج خط و نوشتن و خواندن نبود. مسلمانان در زمان پيامبر آنچه را از زبان ايشان شنيدند، با رسم الخط متداول و ساده آن زمان ثبت كردند تا بعد با ديدن آن، شنيده خود را به ياد آورند. اين رسم الخط با همه ايرادها و نواقصش براي يادآوري مطلب شنيده شده كافي بود، همچنان كه خط هيروگليف و تصويري براي رساندن پيام ها كافي بود.
پس قرآن ابتدا با رسم الخط ساده عربي كه بسياري حروف به هم شباهت داشتند و از نقطه و حركت ها اثري نبود، نوشته شد. البته چون اصل بر قرائت بود و مردم بيش تر قرآن را سينه به سينه و شفاهي ياد گرفته بودند، اين خط توسط قاريان به آساني و صحيح خوانده و آموزش داده مي شد. مشكل مهمي نمود پيدا نكرد. بعد براي تلاوت راحت تر به نقطه و اعراب گذاري اقدام كردند.
مشهور است كه ابوالاسود دوئلي (به دستور حضرت علي ) نخستين كسى است قرآن را اعراب گذارى كرده است.(1)
. بعد از او ديگران كار او را ادامه دادند و با علامت گذاري هاي بيشتر تلاوت را آسان كرده و راه اشتباه را بستند.
اين ها، همه براي در امان نگه داشتن قرآن از تحريف و تغيير در گذر زمان بود.
چنين تكاملي اختصاص به خط عربي ندارد، بلكه ديگر زبان ها و خطها هم از چنين تكاملي بهره گرفته اند.
براي اطلاع بيشتر و آگاهي از استنادهاي مطالب فوق به:
سيد محمد باقر حجتي، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص 157-186 و 201-234 و 463-486 مراجعه كنيد.
پي نوشت ها:
1. زركشي، البرهان، دار احيائ الكتب العربيه، 1376ق، ج 1، ص 250.
پرسش: خدا جهان را آفريد، چه لزومي دارد كه بعد از آفرينش جهان ما را ترك كرده باشد؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اين پرسش شما اندكي مبهم بيان شده است، مراد و منظور شما از «چه لزومي دارد كه بعد از آفرينش جهان ما را ترك كرده باشد؟» خيلي روشن نيست هم به لحاظ ادبيات و هم به لحاظ معنا ،به لحاظ نوشتاري مشخص نيست كه منظور شما كدام يك از اين دو مطلب است:
1. چه لزومي دارد كه خداوند بعد از آفرينش جهان، ما را ترك كرده باشد؟
2. چه لزومي دارد كه خداوند بعد از آفرينش، جهان مارا ترك كرده باشد؟
و به لحاظ معنائي هم در هر دو حالت مراد شما مبهم است. زيرا از يك سو بيان نفرموديد از كدام قرينه و دليل استفاده كرديد و يا چه كسي چنين مطلبي بيان كرده است كه خداوند جهان و يا انسان را بعد از خلقت ترك نموده است؟ و از سوي ديگر بيان نكرديد منظورتان از ترك نمودن چيست آيا منظورتان بي توجهي و يا عدم پاسخ گفتن خدا به خواست و دعاي بندگان مي باشد كه پاسخي مناسب خود دارد، و يا اينكه منظورتان اين است كه خداوند عالم را به حال خود رها نموده است و در اداره آن دخالتي ندارد و...
به هر حال جهت جلوگيري از پراكنده شدن بحث و بيان پاسخ مناسب با سؤال حقيقي شما تقاضا مي نمائيم ،سؤال خودتان را روشن تر بيان فرمائيد تا كارشناسان اين مركز پاسخ مناسب را به محضر شما دوست عزيز ارائه نمايند.

موفق باشید.