با سلام
این فرمایش را یکی از دوستان من در مسجد از امام جماعت مسجد شنیده بودند .و برای من جای سوال داشت که ایا پیامبر شخصیت زنان و ویژگی های زنانه ی انان را نمیشناخته که چنین حرفی زده اند و ایشان به عنوان مظهر عدالت ،ایا نباید حداقل در مقابل دیگر همسرانشان از این امر امتناع میکردند تا حس حسادت ویا پیامدهای دیگر ان رابرنانگیزانند؟ویا اصلا ایا چنین گفته ای صحت دارد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آري پيامبر اكرم(ص) - چه در دوران حيات خديجه و چه پس از وفات او - هميشه احترام وي را نگه مي‏داشت و با آنكه تعدد زوجات در آن زمان مرسوم بود؛ اما تا هنگامي كه خديجه(س) زنده بود، هيچ زن ديگري اختيار نكرد.
گرامي داشت پيامبر از خديجه به خاطر جايگاه واقعي خديجه بود.
آن حضرت، خديجه را به همراه حضرت مريم، آسيه (همسر فرعون) و حضرت فاطمه زهرا(س)، يكي از چهار زن برتر عالم مي‏دانست و به او در دوره حياتش، خانه‏اي در بهشت را بشارت مي‏داد.(1).
آن حضرت(ص) پس از وفات خديجه و در دوران سكونت در مدينه، چنان از ياد خديجه خشنود مي‏شد كه هنگام ذبح گوسفند، حتماً خود را مقيد مي‏دانست سهمي از گوشت را براي دوستان خديجه بفرستد و در توجيه آن چنين مي‏گفت كه: «اني لاحبّ حبيبها»؛«من دوستان [خديجه‏] را نيز دوست دارم».(2)
بالاخره محبت پيامبر(ص) به خديجه چنان بود كه برخي از زنان آن حضرت(ص) همچون عايشه اعتراض نموده گفت: «چرا اين قدر ياد خديجه مي‏كني؟ مگر او پير زني نبود كه خدا بهتر از او را نصيب تو كرده است؟»
دفاع قاطعانعه از خديجه:
پيامبر(ص) از شنيدن اين سخن ناراحت شد و فرمود: «نه چنين نيست به خداوند سوگند كه بهتر از او را به من نداده است؛ زيرا او هنگامي به من ايمان آورد كه مردم كافر بودند و زماني مرا تصديق مي‏كرد كه مردم مرا دروغگو مي‏دانستند و مال خود را در اختيار من گذاشت، در حالي كه مردم مرا محروم كرده بودند و خداوند از او و نه از زنان ديگر به من فرزند داد».(3)
از اين دفاع، دليل گرامي داشت پيامبر از آن بانوي بزرگ روشن مي گردد.
فرموديد چرا پيامبر از خديجه تعريف مي كرد اين كار حسادت همسران را بر مي انگيخت؟
وظيفه پيامبر نكوداشت و بزرگداشت از بانويي كه تمام هستي خود را در طبق اخلاص قرار داد و در تمام دشواري ها كنار پيامبر بود وسنگ صبور او بوده مي باشد تا الگويي براي ديگر زنان باشد. وظيفه همسران از جمله عايشه نيز الگو گرفتن وكنار نهادن حسادت است. آيا چنين سخني كه "پيامبر از خدمات خديجه نبايد دم مي زد. زيرا همسراني كه در زمان رفاه نه دشواري به پيامبر پيوسته اند دچار حس حسادت مي شدند" گفتني است؟ اگر پيامبر اين گونه نمي بود جاي سوال داشت كه چرا پيامبر از خدمات خديجه سخن نگفته.
وانگهي چه بسا برخي از همسران به دليل نداشتن فرزند يا مسائل ديگر، به ملاقات پيامبر و علاقه وي به فاطمه رشك ببرند وحسادت بورزند. اينجا نيز بايد بگوييم براي جلو گيري از حسادت آنان، لازم بود پدر مخفيانه با دخترش ملاقات مي نمود و يا...
نتيجه آنكه وظائف طرفين را خلط نكنيم بر پيامبر همان شايسته بود كه انجام داد وبر كساني كه حسادت مي ورزيدند دوري جستن از اين صفت ناپسند .
پي نوشت ها:
‏1. ابن حجر، الإصابة، تحقيق الشيخ عادل أحمد عبد الموجود، الشيخ علي محمد معوض، چاپ اول، سال چاپ1415، ناشر دار الكتب العلمية، بيروت، ج 8، ص 101.
2. الاصابة، ج 8، ص 103.
3. همان.
موفق باشید.