منظور از عبارت لااکراه فی الدین چیست ؟آیا می توان این می تواند مستمسکی برای اشاعه ولنگاری وبی بند وباری باشد؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به يقين ما در زمينه انتخاب ايمان آزاديم و اين قبيل امور را نمي توان از راه اكراه و اجبار و تحميل به ديگري منتقل كرد ؛ به همين دليل خداوند به صراحت در قرآن مي فرمايد: «لا إِكْراهَ فِي الدِّين(1) در دين هيچ اجباري نيست ». اين آيه نه تنها بيان مي دارد كه نبايد در دين اجبار باشد، بلكه بالاتر از آن مي گويد اجبار در دين شدني نيست. زيرا اصولاً دين و اعتقاد به عنوان يك امر دروني و قلبي، قابليت اجبار كردن يا اجباري شدن را ندارد .
اما در عين حال اين اختيار مجوز ولنگاري و بي توجهي به دستورات ديني نمي شود و به همين جهت به افرادي كه دين حق را انتخاب نكرده يا به دستورات آن پايبند نيستند، در آيات گوناگون قرآن و در روايات وعده عذاب داده شده است . در نگاه دقيق روشن مي شود كه بين اختيار اوليه و ذاتي انسان و بين عدم اختيار در كم و كيف اعمال او تفاوت دقيقي حكم فرماست كه درك دقيق اين تفاوت، مبتني بر توضيح دقيق مساله آزادي انسان است .
انسان بر حسب خلقت خاص خويش، موجودي صاحب عقل و اراده بوده، به صورتي كه در هر كاري ميتواند انجام آن را اختيار كرده يا جانب ترك آن را برگزيند. بر اساس فطرت آدمي، وي در مورد انجام و ترك افعال مختار بوده و مقيد به يكي از دو طرف نميباشد. از اين نوع آزادي انسان به «آزادي تكويني» ياد ميكنند، اين آزادي از نظر اسلام پذيرفته شده است و امري وجداني و قابل ادراك از جانب هر كسي است.
اما در خصوص چگونگي استفاده از قدرت انتخاب و آزادي دروني، عوامل و قوانين و انگيزه هاي گوناگوني وجود دارند كه ما را بر انجام يا ترك برخي كارها متمايل مي سازند. به خاطر عوامل گوناگون احساس مي كنيم كه در انجام كارهاي مختلف آزاد نيستيم. محدوديت هاي گوناگوني را در برابر خود مي بينيم. محدوديت ها توسط قوانين و مقررات خاصي شكل مي گيرد. مانع از آزادي مطلق ماست، آزادي كه از آن به «آزادي تشريعي» ياد مي كنيم.
مثلاَ وقتي فردي به پشت چراغ قرمز مي رسد، به خودي خود در مي يابد كه قدرت بر عبور از چراغ قرمز را داراست و مي تواند بدون توقف به راه خود ادامه بدهد كه اين آزادي تكويني است، اما از آن جا كه مي داند انجام اين كار خلاف قانون بوده و عوارض بسياري براي او مي تواند به دنبال داشته باشد، از انجام آن خودداري كرده ، خود را مجبور به توقف مي بيند.
خداوند براي نحوه استفاده ما از حق اختيار و آزادي مان مقررات و قوانيني وضع نموده، مسير و پاياني را در برابر هر نوع انتخاب براي ما ترسيم نموده است، حال اين ما هستيم كه با نوع انتخاب آزادمان مسير بهشت يا جهنم را در پيش مي گيريم.
هر چند در نوع انتخاب هاي مان داراي اختيار و آزادي هستيم، اما دليل نمي شود كه نتيجه و انتهاي هر مسيري به مقصد مطلوب منتهي گردد. انسان آزاد است كه ايمان و دين را انتخاب كند يا نكند و خداوند كسي را مجبور به انتخاب دين نمي كند، اما در عين حال وضعيت اين دو انتخاب يكسان نيست و يكي به سعادت ختم مي شودو ديگري به شقاوت و محروميت از نعمت هاي بي پايان؛ همچنين عدم انتخاب دين و ايمان به عملكرد نادرست انسان در طول زندگي منجر مي شود كه اين رفتارهاي غلط چيزي جز نكبت و عذاب اخروي كه نتيجه اعمال خود اوست را به دنبال نخواهد داشت.
پس مراد از آزادي در اسلام، آزادي تكويني است كه آيه « لااكراه في الدين» به آن اشاره دارد و اين منافاتي با محدوديت و عدم آزادي تشريعي ندارد. اگر بنا بود در انجام هر كاري آزادي تشريعي داشته باشيم، چرا پيامبران در دوران حيات خود تلاش مي كردند توده جامعه را ملزم به رعايت دستورات خداوند كرده نوع خاصي از شيوه زندگي را كه از نظر خداوند مطلوب بود به آن ها منتقل نمايند ؟ پس اگر خداوند به كافران خطاب مي كند:
« َ وَيْلٌ لِلْكافِرينَ مِنْ عَذابٍ شَديد؛ (2) واى بر كافران از مجازات شديد (الهى)! » بدان جهت است كه بگويد واي به حال كساني كه از آزادي و حق انتخاب خود به نادرست و در مسيري غلط بهره گرفته اند و خود را به مقصدي بسيار بد منتهي مي كنند. البته روشن است كه در درون اين تهديد و هشدار نوعي وادار كردن فرد در انتخابي خاص نهفته است، اما اين امر در فرضي كه از جانب خداوند حكيم و عادل و رحيم صورت بپذيرد همانند تهديدها و فشارهاي معلمي دلسوز براي دانش آموزان خود است تا در كارهاي علمي خود دچار خظا و انحراف نشوند .
در عين حال بر كسي پوشيده نيست كه در هر حال هر فردي مي تواند در برابر اين تهديدها و هشدارها از حق انتخاب تكويني خود استفاده كند و هرگونه كه مي خواهد رفتار نمايد.
پي نوشت ها:
1. بقره (2)، آيه 256.
2. ابراهيم (14) آيه 2.
موفق باشید.






