بسمه تعالی
سلام
اینجانب سوالی را چندی پیش در مورد رابطه تعیین جنسیت فرزند با توحیداز محضرتان پرسیدم که پاسخ جامعی در مورد توحید افعالی دریافت نمودم.بنده قبول دارم سررشته همه چیز به خدا برمیگردداما صحبت اصلی بنده اینست که در طول قرنها که بشر خلق شده و فرزند دار شده اینگونه علم پزشکی نبوده و بالاخره حاصل جفتگیری بنی ادم دختر یا پسر بوده بدون انکه طرف بداند چه جنسی میشود.از میان انهمه بشر کم نبودند افراد وارسته ای که با اعتقاد کامل به خواست خدا با انجام عمل بچه دار میشدند و انرا به خدا واگذار میکردند که هرچه اوخواست بشود و دوباره از بین اینهمه بچه بسیاری از انها هم سعادتمند دنیا و اخرت شدند.اما اکنون با علوم روز شما اراده کنی دختر یا پسر داشته باشی شاید بگویم با احتمال 100 در صد به دست میاوری.و موارد نادر و بسیار کمی نمیشود انچه خواسته اند.شما نگوئید همین چند مورد را خدا نخواست پس نشد.این چند مورد را هم در مواردی در محاسبات و سایر موارد ممکن است اشتباه کرده باشند که نشده.قبول داریم همه اینها در اصل علم خداست.سوال ما اینست اگر نذر نکنیم اگر دکتر نرویم باز هم با انجام عمل لقاح بچه درست میشود حال دختر یا پسر.اگر هم دکتر دوا و نذر کنیم گفتم شاید 100 درصد انچه میخواهیم میشود دختر یا پسر.حالا ما فقط بسم ا... بگوییم و خدایا به امید تو و هر جنسی شد بپذیریم.چه بسا من دختر بخواهم پسر شد یا برعکس.که این مساله برتی زنان بسیار سخت است که بر خلاف خواسته قلبیشان بشود و تا حدی هم حق دارند چرا که باید سختی بارداری و بعد از ان بزرگ کردن بچه را بکشند و دیگر انکه زخم زبانها را هم میشنوند که تو 2 تا 3 تا دختر داری و خدا{دقت کنید}به تو پسر نداد.این یک مورد
یا نه برویم دکتر دوا کنیم و نذر کنیم و به امید تو هم بگوییم و 99.99 درصد انچه میخواهیم به دست بیاوریم و با شادی بزرگ کنیم نه افسردگی و زخم زبان هم نشنویم و جنسمان هم به قول معروف جور شود
ایا اگر نذز نکنیم بچه مان ناقص میشود یا بدبخت میشود یا خدا میگویید چون دکتر نرفتی حالا که تو دختر میخواهی به تو پسر میدهم تا ادب شوی و زخم زبان بشنوی{که البته اینجا سوال دیگری دارم که خدایا عالم به اینده چرا جوری به ما بچه نمیدهد که این مسایل پیش نیاید}و به انکه مشهد رفته دعا کرده انچه میخواهد میدهد تا سوز ما بگذارد و او کیف کند
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به نظر مي رسد تامل در پاسخ قبل به نوعي پاسخ پرسش كنوني را نيز روشن مي نمايد؛ در نامه قبل توضيح داديم كه خواست و اراده الهي يا همانت مساله قضا و قدر، امري مستقل از علل و عوامل تعريف شده در عالم نيست و اگر ما خواست و اراده الهي را در همه امور عالم دخيل مي دانيم، اين امر به معناي ناديده گرفتن عوامل طبيعي و تاثير گذار در امور عالم به حساب نمي آيد.
براي روشن شدن اين امر نيازمند تبيين مساله رابطة قضا و قدر با اختيار انسان هستيم:
قدر: يعني اندازه و اندازه گيري و تعيين حدّ و حدود چيزي؛ در اصطلاح به اين معنا است كه خداوند براي هر چيزي اندازه اي قرار داده و آن را بر اساس اندازه گيري و محاسبه و سنجش آفريده است.
قضا: يعني حكم و قطع و حتميت. در نظام آفرينش، موجودات مادي از چندين راه ممكن است به وجود بيايند، مثلاً اگر به خانة شما از چند كوچه راه باشد، ورود به خانة شما از چند راه ممكن است. حال اگر از ميان چندين راه ممكن، علل و اسباب پيدايش يكي از آنها فراهم شد و تنها همان يكي تحقق يافت، اين مرحله از تحقق را قضا مينامند.
خداوند براي هر چيزي علتها و اسباب هايي قرار داده كه هستي و مشخصات آن بستگي به آنها دارد. اين طور نيست كه هر چه در جهان پديد ميآيد، بدون رابطه با قبل و بعد و صرفاً اتفاقي و بي حساب باشد. همان گونه كه در بارش برف و باران و ... عواملي دخالت دارد. هرگز چنين كاري بي علل و اسباب انجام نميپذيرد، همچنين كارهاي بشر از روي تصادف و اتفاق از او سر نميزند، بلكه نخست چيزي را تصور ميكند، سپس به آن ميانديشد. پس از آن كه فايده واقعي يا پنداري آن را پذيرفت، به انجام آن ميكوشد. پس انجام هر حادثه اي در جهان علت و سببي دارد و اين نظامي است تخلف ناپذير. خداوند چنين مقرّر كرده است.
اين مسئله با اصل آزادي و اختيار انسان منافات ندارد، زيرا اختيار و آزادي يكي از اسباب و علل جهان است؛ يعني خداوند خواسته و مقدّر نموده كه بشر كارهاي خود را به اراده خود انجام دهد، و سرنوشت خويش را رقم زند. اين كه ميگوييم كارهاي انسان هم به اختيار خود او است و هم قضا و قدر الهي دخالت دارد، به همين معني است كه خدا اراده فرموده و مقدّر كرده كه بشر سرنوشت خود را، خود تعيين كند.
بر اين اساس گفته مي شود انسان فقط يك نوع سرنوشت ندارد، بلكه سرنوشتهاي گوناگوني در پيش دارد كه ممكن است هر كدام از آنها جانشين ديگري گردد، مثلاً اگر كسي بيمار شود و معالجه كند و نجات پيدا كند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نيز اگر معالجه نكند و رنجور بماند و يا بميرد، آن نيز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است.
يا اگر كسي بر اثر علل و عوامل طبيعي فرزند دار نمي شود ، اگر براي بارداري از طرق مختلف اقدام كند. احيانا بچه دار خواهد شد و اگر نكند احينانا تا آخر عمر هم بچه دار نشود ؛ يا به علل طبيعي ساختار بدني او و همسرش به گونه اي است كه با اين وضع طبيعي زندگي و تغذيه فرزندش حتما جنسيت خاصي خواهد داشت، اما اگر اقدام به تغذيه ايس مشخص نمايد يا داروهاي خاصي را مصرف كند به احتمال زياد جنسيت فرزندش تغيير خواهد كرد .
آنچه مهم است آن است كه بدانيم در همه اين فروض آنچه رقم مي خورد تقدير خداوند و اراده اوست و اين ما هستيم كه در كم و كيف سرنوشتمان و قضاي الهي نقش موثرمان را ايفا مي كنيم.
اميرالمؤمنين(ع) از كنار ديوار شكسته و كجي برخاست. پرسيدند: از قضاي الهي فرار ميكني؟ فرمود: از قضاي الهي به قدر او پناه ميبرم.(1) يعني درست است كه تا قانون عليت كه منتهي به فرمان خداست، نباشد، ديوار شكسته سقوط نخواهد كرد، اما خداوند به من عقل داده كه آن خود يك حلقه از سلسله قانون عليت است و يك عامل بازدارنده در برابر اين گونه حوادث. البته ديوار عقل و شعور ندارد و بدون اعلام قبلي سقوط ميكند. اما ميتوانم به قدر الهي پناه ببرم؛ يعني با عقل خود چنان محل نشستن را اندازه گيري كنم كه اگر ديوار سقوط كند روي من نيفتد.(2)
در قرآن آيات زيادي وجود دارد كه به صراحت اختيار انسان و نقش اراده او را بيان داشته است؛ مانند آيه: « براي انسان چيزي جز حاصل سعي او نيست».(3)
و : « خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر خودشان آن را تغيير دهند».(4)
بنا بر اين تلاش فردي كه براي تعيين جنسيت فرزندش اقدام مي كند، هيچ منافاتي با خواست خداوند ندارد و نمي توان گفت او در تقدير خداوند تغيير ايجاد كرده يا برخلاف خواست خداوند كاري را انجام داده؛ كه اگر اين گونه باشد حتي دعاي ما براي تعيين جنسيت معين فرزندمان مي تواند نوعي دخالت در تقدير خداوند باشد.
دليل اين امر آن است كه عوامل مؤثر در كار جهان كه مجموعاً علل و اسباب جهان را تشكيل ميدهند و مظاهر قضا و قدر به شمار ميروند، منحصر به امور مادي نيستند. امور معنوي نيز وجود دارد كه در تغيير و تبديل سرنوشت بشر مؤثر است، كه دعا و خيرات و مانند آن از جمله اين امور است .
اما در عين حال نبايد از ياد برد كه تاثيرات همه علل و عوامل از جمله دعا و مانند آن محدود است و نمي توان نقشي قطعي و صد درصد در تحقق خواسته هايمان براي آن تعريف كنيم؛ چه بسا انسان به گونه هاي مختلف اقدام به انجام كاري مطابق با ميل و اراده خود نمايد، اما درنهايت به نتيجه مطلوب نرسد و چه بسا با دعاي بسيار در بهترين مكان ها براي خواسته اي تضرع و زاري نمايد، اما در نهايت به آنچه مي خواهد نرسد. زيرا همه اين امور در تحت اراده و خواست ويژه خداوند هستند و بخشي از علت تامه محسوب مي شوند نه همه علت تامه .
در نتيجه ممكن است خداوند به دلايل مختلف در مواردي نتيجه را به گونه اي ديگر رقم زده و تقديري متفاوت از آنچه ما مي خواهيم مقدر نمايد، زيرا خداوند حكمت و مصلحت همه چيز را مي داند و هرچند بنده براي آنچه مطلوب خود مي بيند بيشترين تلاش و دعا را بنمايد، اما خداوند آنچه مصلحت حقيقي آن بنده باشد براي او رقم خواهد زد.
چنان كه در روايات ذكر شده: « َ يَا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسَائِل (5) اي كسي كه حكمت او وسيله ها و واسطه ها تغييرنمي دهد »؛ در عين حال كه اين دعاها و تلاش ها اگر با توجه به همين ساختار عالم و با حفظ عنايت به اراده و قدرت و خواست خداوند باشد از ثواب و اجر بسيار برخوردار خواهد بود و ثمرات بسياري براي بنده به دنبال خواهد داشت.
در نهايت هم بايد تذكر داد كه رفتارهاي عوامانه و كنايه ها و زخم زبان ها از ناحيه انسان هاي جاهل هميشه بوده و خواهد بود و حتي انبياء و ائمه نيز از اين حرف ها آسوده نبودند و چه بسا با همه توان هم نتوان اين انسان هاي جاهل را توجيه نمود كه دختر يا پسر شدن فرزند يا اصل بچه دار شدن يا نشدن ارتباط مستقيمي با خوب يا بد بودن فرد يا مورد عنايت خدا بودن يا نبون ندارد.
و الا انبياء الهي مانند حضرت ابراهيم و حضرت زكريا سال ها بدون فرزند نمي ماندند تا در نهايت، در زمان پيري خداوند به آن ها فرزند عنايت نمايد؛ البته اين بزرگواران هم تا اخر عمر در عين رضاي به قضاي الهي از تلاش مثبت در اين مسير فروگزار نكردند و تا آخر عمر نيز از دعا و در خواست به درگاه خداوند دريغ ننمودند.
در زمان كنوني هم شما يا هر فرد ديگر لازم است با حفظ توكل به خداوند و راضي بودن به قضاي الهي در عين دعا و توجه به خداوند و خواستن از او براي آنچه مي خواهيد تلاش مثبت داشته و به رفتارهاي مشروع در اين زمينه اقدام نماييد و در عين خواستن از ائمه كه واسطه فيض خداوندند ، به اقدامات پزشكي مشروع هم رو بياوريد و همه اين امور را در تحت اراده خداوند بدانيد و باور داشته باشيد كه اگر خداوند بخواهد در نهايت اين تلاش ها ، آنچه مصلحت شماست رقم خواهد خورد.
پينوشتها:
1. محمدتقي فلسفي، الحديث ( روايات ترتيبي )، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368هـ.ش، ج 1، ص 339.
2. ناصر مكارم شيرازي، پيدايش مذاهب، انتشارات طوس، بيتا، ص 29.
3. نجم (53)، آيه 39.
4. رعد (13)، آيه 11.
5. صحيفه سجاديه، دعاي سيزدهم؛ نشر الهادي، قم 1418 ه ق ، ص 68 .
موفق باشید.






