به نام خدا
سلام. سوالی درمورد خمس داشتم.
گفته می شود که به طور کلی خمس به پس اندازی تعلق می گیرد که یک سال در نزد شخص مانده و به مصرف نیازهای زندگی شخص نرسیده باشد. سوال من اینجاست که چگونه از کلمه ی یک پنجم غنیمت به یک پنجم مازاد مصرف سالیانه یا پس اندازصرف نشده رسیده اند؟ حتی اگر غنیمت را به معنای هر چیزی را اکه انسان به دست آورد و فایده و سود بر آن صدق کند بگیریم ، به هیچ وجه مازاد مصرف ( درآمد منهای مصرف ) معادل این معنی غنیمت نیست . به عبارتی اگر بخواهیم غنیمت را به معنای هرآنچه که انسان به دست می آورد بگیریم، باید بگوییم که ما باید یک پنجم درآمد خود را خمس دهیم ( نه اینکه بعد از کسر هزینه خمسش را حساب کنیم).
طبق آیه 41 سوره ی انفال
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى وَ الْیتامى وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا یوْمَ الْفُرْقانِ یوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللّهُ عَلى کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ
قرآن صحبت از خمس هرنوع غنیمتی می کند ، و نه خمس آن پس از تامین هزینه ها.
متشکر می شوم اگر دراین باره راهنمایی فرمائید.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
يكي از چيزهايي كه خمس به آن تعلق مي گيرد درآمدي است كه از مخارج و مئونه سال اضافه بيايد و گرچه طبق ظاهر آيه 41 سوره انفال (1) به همه درآمدها و سودها خمس تعلق مي گيرد اما عموميت ظاهر اين آيه، بوسيله روايات اهل بيت (عليهم السلام) كه مفسران حقيقي قرآن هستند تخصيص خورده و محدود شده به درآمدي كه از مئونه و مخارج سال اضافه باشد.
در روايتي از امام رضا (ع) نقل شده كه:« إِنَّ الْخُمُسَ بَعْدَ الْمَئُونَةِ» (2) يعني اداء خمس بعد از خارج نمودن مئونه و مخارج سال است.
در روايت ديگري از امام هادي (ع) مي خوانيم:«الخمس مما يفضل من مؤنته» (3) يعني خمس نسبت به آنچه از مئونه و مخارج سال زياد بيايد واجب مي گردد.
نكته اي كه در اينجا لازم به ذكر است اين است كه گرچه قرآن كريم مهمترين منبع استنباط احكام شرعي است اما تنها منبع استخراج و استنباط احكام شرعي نيست زيرا قرآن كريم بسياري از مسائل را به صورت كلي اشاره نموده و تفصيل و تبيين آنرا بر عهده رسول خدا (ص) قرار داده است چنانكه فرموده:« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم»(4) « و ما اين ذكر [قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبيين نمايي»
و لذا سنت رسول خدا (ص) و جانشيان معصوم وي كه تفسير كننده آيات قرآن است بايد هنگام استنباط حكم شرعي مورد توجه قرار گيرد. قرآن كريم داراي مفاهيمي عام و خاص و مطلق و مقيد و محكم و متشابه است و درك قيود و شرايط و ..به سادگي ممكن نيست و روايات و دلايل عقلي ... قرائن و شواهدي هستند كه حدود و شرايط آيات را معين مي كنند.
پي نوشت ها:
1. «وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ ....» «بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و...است»
2. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1404ق، ج2، ص: 42
3. شيخ طوسي، الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1390 ق، ج2، ص: 17
4. نحل(16) آيه 44
موفق باشید.






