سلام ببخشید که میخوام در مورد این موضوع صحبت کنم ولی مجبورم.
میخواستم ببینم در جامعه ای که امروزه جونارو هر روز تحریک میکنه (از نظر جنسی)
و نمیشه با جنس مخالف ارتباط برقرار کرد و مسائل مربوط به خودشو داره.
آیا میشه با هم جنس خود ار تباط جنسی خیلی ساده (بدون دخول) برقرار کرد ، تا حداقل بشه خود آدمو از حالاتای دیگه نجات داد و این حس جنسی رو کاهش یا از بین برد.
این رو هم ذکر میکنم که معنی همجس گرائی یا هم جنس بازی رو دقیق نمیدونم ولی من هیچکدوم از این ها نیستم یعنی به جنس مخالف ام هم علاقه دارم ولی با توجه به محدودیت ها نمیتونم با اون ارتباطی داشته باشم .
اگر نمیشه راه حلی بدین که این غریزه رو بخوابونه ، به جز ازدواج ، چون نه موقعیتشو دارم نه امکانشو
ممنون میشم که کمکم کنید.
باز هم معذرت میخوام واسه ی سوالم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آنچه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه شماست. اميد است كه از گزش احتمالي قلم دلگير نگرديد و بيشتر در آن تامل نماييد.
از نظر ما روان شناسان مهارت حل مسأله شما بسيار در نوع خودش جالب توجه مي باشد. به عنوان مثال اگر بگوييم مسأله يا مشكل شما ارضاي نياز جنسي است. شما از ميان ده ها گزينه يا راه حل، بدترين و غيرانساني ترين آن ها را برگزيده ايد. حتي اگر شما خداي ناكرده گزينه زنا يا خودارضايي را بر مي گزيديد باز تا حدي قابل توجيه بود، ولي اين گزينه بسيار دور از ذهن به نظر مي رسد.
فرض بگيريم كه ما به شما جواز چنين كاري را بدهيم فكر مي كنيد بعد از 6 ماه يا 1 سال چه چيزي فراروي شما مي باشد. قطعا بعد از 6 ماه تجربه همجنس بازي (همجنس بازي فقط به دخول نيست) به شرايطي مي رسيد كه اصلاً از آرامش كاذب اوليه تجربه جنسي (با همجنس) نيز خبري نيست. ثانياً اضطراب، افسردگي، عزت نفس پايين و... از هر سو شما را احاطه خواهد كرد. ثالثاً احتمالا به خاطر دخول ناخواسته و از قبل پيش بيني نشده به يكي از بيماري هاي آميزشي و غيرآميزشي (از كجا معلوم شريك جنسي شما آلوده به ايدز و هپاتيت و سفليس و سوزاك و ... نباشد) دچار خواهيد شد. رابعاً براي هميشه از يك زندگي زناشويي و ازدواج موفق محروم خواهيد ماند.
همان طور كه مي دانيد ازدواج افراد همجنس باز با غير همجنس بسيار ناكام كننده است و فرد همواره در تعارض نقش با همسرش قرار مي گيرد و هيچ گاه لذت چنداني از بودن با همسرش نمي برد. پر واضح است كه شروع اين رابطه (كه عذاب ابدي به همراه دارد) دست شماست، ولي پايان آن به هيچ وجه در حيطه اختيار شما نمي باشد. هر چند روابط اوليه از نظر شما بسيار لذت بخش و رويايي به نظر مي رسد، ولي بعد از مدتي چيزي جز اعتياد غير لذتبخش نصيب شما نمي گردد.
البته ما هم قبول داريم كه تا زماني كه غريزه جنسي خفته است مشاوره تا حدي كارآمد است، ولي در شرايط فعلي شما كه غريزه جنسي بيدار شده است مشاوره ما احتمالاً بر روي كاغذ باقي خواهد ماند.
در اين گونه موارد توصيه اكيد مي گردد كه فرد براي پرهيز از هلاكت قريب الوقوع (كه راه نجاتي براي آن نيست) هر چه سريعتر به يك روانپزشك دين آشنا مراجعه نمايد و تا بتواند با مصرف موقت داروهاي ضد اضطراب و ضد افكار پريشان تا حد زيادي تخيلات جنسي خود را به حداقل برساند و با افكار پريشاني همچون افكار مذكور در نامه به مبارزه پردازد. در كنار دارو درماني 6 ماهه مي توان با راه كارهاي كنترل غريزه (كه در سايت پاسخگو آمده است) به يك تعادل نسبي در زمينه روحي رواني و جنسي رسيد.
كار شما زياد دشوار نيست، ولي كمي همت مي خواهد. اگر به هر دليلي از اقدام عملي سر باز زنيد بدانيد چيزي جز پشيماني بدون بازگشت تجربه نخواهيد كرد. به احتمال زياد فرد خاصي در نظرتان براي انجام همجنس بازي وجود دارد كه ديدار وي سطح تحريك شما را فزوني مي بخشد. بايد ديدارتان با اين فرد به صفر برسانيد و به هر طريقي او را نبينيد. به خود بياييد و شيطان را در اين سياست گام به گام ناكام بگذاريد.
موفق باشید.






