دختری 22 ساله هستم که نامزدی دارم که بسیار بدبین وشکاک است.با هم در یه دانشگاه درس خواندیم وامسال او فارغ اتحصیل شد و دو ترم من مانده اوایل که با هم دوست بودیم این رفتارا رو نشون نداده بود ولی الان واقعا رفتاراش عذابم میده و خسته شدممثلا مانتو نو که میخرم نمیذاره وقتی خودش نیست بپوشم با اینکه مانتو رو 2 سایز بزرگتر به سفارشش میخرم یا من دختری بودم از اول با آرایش میرفتم بیرون و دانشگاه ولی الان از وقتیکه خودش نمیاد حق زدن یه رژ لب هم ندارم و میگه هرچی با لباسای کهنه و زشت بری بهتره و اگر اینکار و نکنم دعوا راه میندازه یا هروقت با مادرم میرم بیرون بلا استثناباید مقنعه بلند سرم کنم و حق استفاده از شالا و روسری ندارمو تا وقتی هوا تاریک نشده باید خونه باشم و حق رفتن به کلاسهای متنوع ندارم وخلاصه همه چی برام قدغنه به جز وقتی که با خودش میرم بیرون حتی اگه حجابم نداشته باشم کاریم نداره چون با خودشم و نباید رابطه با دوستام هم داشته باشم که بقولش روم تاثیر بذاره ولی برعکس خودش هر عملی بخواد انجام میده از مو ژل زدن بگیره تا لباسای تنگ و شلوار لی تنگ و.......................................... و هروقت هم ایراد میگیرم میگه من مردم و خودتو باز با من مقایسه کردی و شروع به فحش دادن میکنه وحتی شده یه بار اومدم گفتم که با دوستام میخوام برم و بیام دعوا بدی راه انداخت و چند روز قهر بود با اینکه تحصیل کردس ولی نمیدونم چرا اینکارا رو میکنه و هرچیم میگم بریم دکتر یا مشاوره میگه تو احتیاج داری نه من و من مسخره میکنه.واقعا خسته شدم از دستش کاراش و این آدم و خودم انتخاب کردم و الانم موندم توش نمیدونم واقعا مریضی داره یا چیزه دیگری در کل رفتاراش آزارم میده ازتون میخوام راهنماییم کنید یا کتابی معرفی کنید چون دلم نمیخواد ازش جدا شم ولی دوست دارم اخلاق شک داشتن و بدبینیش درست شه و کمتر به من گیر بده و سو ظنش از بین بره .ممنون

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آنچه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه شماست. اميد است كه از گزش احتمالي قلم دلگير نگرديد و بيشتر در آن تأمل نماييد.
توجه شما خواهر گرامي را به نكات ذيل جلب مي نمايم.
1. رضامندي زناشويي بدون جلب رضايت خداوند چيزي در حد توهم است و اگر به هر دليلي بر خلاف نظر صريح خداوند عمل نماييم چاره اي نداريم جز اين كه تا پايان عمر با اين مسائل دست و پنجه نرم كنيم. قطعاً رژ لب، نوع مانتو شال و روسري و بطور كلي حجاب شما در از راه به در شدن پسران مجرد اين مرز و بوم مؤثر است و نبايد توقع داشته باشيم كه اين مسأله تأثيري بر زندگي شخصي ما نداشته باشد. شما هر چقدر در صدد توجيه حجاب بر آييد باز نمي توانيد پيامدهاي منفي بدحجابي بر جواناني همچون نامزدتان ناديده بگيريد. نامزد شما به نوعي قرباني اين ناهنجاري اجتماعي مي باشد هر چند شما خواهر گرامي باطني پاك داريد.
2. فراتر از ظواهر اين مشكلات، بايد بدانيد موفقيت هر ازدواجي بدون رعايت ملاك هاي انتخاب همسر در هاله اي از ابهام قرار دارد و به نظر مي رسد نامزد شما از ملاك سلامت رواني نسبي تا حدي فاصله دارد. بسياري از رفتارهاي ايشان احتمالاً ريشه در يك يا چند اختلال رواني دارد مثلاً نوع پوشش ايشان، فحش دادن و ... تحت تاثير اين اختلالات احتمالي مي باشد. عدم ثبات هيجاني- شناختي و استانداردهاي دوگانه و چند گانه ايشان حكايت از سلامت رواني نسبي ايشان ندارد. البته غيرت ايشان هر چند امري ستودني است ولي اين غيرت بر خلاف ظاهر مطلوبش احتمالاً ريشه در يك امر مرضي دارد(همه چي برام ممنوعه به جز وقتي كه با خودش ميرم بيرون حتي اگه حجابم نداشته باشم كاريم نداره، چون با خودشم). يعني اگر ايشان خودش ثبات هيجاني رفتاري داشت و شما را از اين امور منع مي كرد امري پذيرفتني بود، ولي اين امر پذيرفتني به خاطر ماهيت مرضي اش قابل پذيرش نمي باشد.
3. بايد سطح توقع خود را متناسب با افكار و رفتار خود نماييد. نمي توان با دوست پسر خود ازدواج كرد و توقع يك شوهر منطقي معقول را داشت. قطعاً پسري كه با يك دختر دوست مي شود و با كمترين ملاكمندي حاضر به ازدواج با او مي شود از يكسري خلاهاي عاطفي و حفره هاي شخصيتي در رنج است.
4. از نظر ما روان شناسان سوء ظن و بدگماني از جمله اختلالاتي است كه درمانش بسيار دشوار است و اگر به صورت اختلال شخصيت پارانوئيد در آيد درمان آن به چندين سال وقت نياز دارد. البته نمي توان گفت كه شوهر شما از اختلال شخصيتي در رنج است، ولي مي توان گفت اين نوسانات رفتاري بي تأثير از يك يا چند اختلال رواني نيست. اگر شما كتاب عشق ويرانگر (نوشتۀ براد جانسون، كلي موري، ترجمۀ زهرا حسين زاده و الهام شفيعي، ناشر: رسا، 1390) را مطالعه نماييد به خوبي با اين گونه افراد بدگمان يا افراد مشابه ايشان آشناخواهيد شد.
5. به طور كلي به خاطر بسياري از مسائل از جمله عدم ملاكمندي، ازدواج با اين فرد را به شما توصيه نمي كنيم و بدانيد كه بسياري از زوجين خواهان طلاق هنوز به هم علاقمندند، ولي با وجود علاقمندي چاره اي جز جدايي از هم ندارد. علاقمندي به هيچ وجه جاي ملاكمندي و انتخاب عاقلانه و نه عاشقانه رانمي گيرد و شما بدون ملاكمندي دير يا زود از كرده خود پشيمان خواهيد شد. اگر خواهان سعادت و خوشبختي هستيد حداقل در حد امكان نيم نگاهي به خداوند و دستورات صريح او داشته باشيد.
موفق باشید.