علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد ایه 59 سوره احزاب میفرمایند
این ایه حجاب را برای عفیف شناخته شدن زنان مسلمان ودور بودن از ازار و اذیت انان توسط مردان بیان میکند و اگر اشتباه نکنم ایه مذکور پوشش را بهتر میداند نه واجب به طور خلاصه ایاتی که امر به انجام کاری نکرده یا از کاری نهی نکرده اند وفقط انجام دادن ان ویا ترک ان را بهتر میدانند را میتوان به حرام بودن ان عمل نسبت داد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداوند در سوره احزاب مي فرمايد: يَأَيهَُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيهِْنَّ مِن جَلَبِيبِهِنَّ ذَالِكَ أَدْنىَ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيم: (2)"اي پيامبر! به همسران و دختران خويش و بانوان با ايمان بگو كه روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حريت شناخته شوند. مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگيرند. خداوند، آمرزنده و مهربان است."
اين حرف شما كاملا درست و منطبق بر واقعيت است كه آياتي كه امر به انجام كاري نكرده يا از كاري نهي نكرده اند و فقط انجام دادن آن و يا ترك آن را بهتر مي دانند را نمي توان آن عمل را واجب و يا حرام اعلام كرد. و در اين آيه اي كه شما اشاره كرديد اگر بخواهيم بدون توجه و ناظريت آيات ديگر قرآن از فلسفه و فوايد حجاب بگوييم يعني از فوايد حجاب اين است كه شخص به عفاف و حريت شناخته شده؛ علاوه بر آن، در مقابل نامحرم مصونيت پيدا مي كند. پس آيه شريفه ناظر به اصل حجاب است و اين كه بهتر است اين چنين باشد و در مقام بيان حكم آن نيست.
ولي قبل از نزول اين آيه در سوره نور بر واجب بودن حجاب امر و اشاره شده است:
َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ يحَْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُيُوبهِِنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُن...: (1) و به آنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند.
پس در نتيجه بين حكم حجاب كه در سوره نور آمده و فلسفه آن كه در سوره احزاب آمده، تناقضي ديده نمي شود.حكم پوشش در سوره نور به طور كلي و به عنوان يك حكم ثابت و واجب براي زنان وضع شده است و فلسفه وجودي آن در سوره احزاب آمده است.
در اين آيه حدود پوشش بيان نشده است. از اين آيه نمى‏توان فهميد كه آيا پوشيدن چهره لازم است يا نه. آيه‏اى كه متعرض حدود پوشش است آيه 31 سوره نور است
مطلبى كه از اين آيه استفاده مى‏شود و يك حقيقت جاودانى است اين است كه زن مسلمان بايد آن چنان در ميان مردم رفت و آمد كند كه علائم عفاف و وقار و سنگينى و پاكى از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود، و در اين وقت است كه بيماردلان كه دنبال شكار مى‏گردند از آنها مأيوس مى‏گردند و فكر بهره كشى از آنها در مخيّله‏شان خطور نمى‏كند. مى‏بينيم كه جوانان ولگرد هميشه متعرض زنان جلف و سبك و لخت و عريان مى‏گردند. وقتى كه به آنها اعتراض مى‏شود كه چرا مزاحم مى‏شوى، مى‏گويند اگر دلش اين چيزها را نخواهد با اين وضع بيرون نمى‏آيد.
اين دستور كه در اين آيه آمده است مانند دستورى است كه در بيست و پنج آيه قبل از اين آيه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَولِ فَيَطْمَعَ الَّذى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ» يعنى در سخن گفتن رقّت زنانه و شهوت آلود كه موجب تحريك طمع بيماردلان مى‏گردد به كار نبريد. در اين آيه دستور وقار و عفاف در كيفيت سخن گفتن را بيان مى‏كند و در آيه مورد بحث دستور وقار در رفت و آمد را
حركات و سكنات انسان گاهى زبان دار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنى‏دار است و به زبان بى‏زبانى مى‏گويد دلت را به من بده، در آرزوى من باش، مرا تعقيب كن. گاهى برعكس با بى‏زبانى مى‏گويد دست تعرض از اين حريم كوتاه است به هر حال آنچه از اين آيه استفاده مى‏شود اين است، نه كيفيت خاصى براى پوشش. از نظر كيفيت پوشش فقط آيه 31 سوره نور است كه مطلب را بيان مى‏فرمايد و با توجه بدين كه اين آيه بعد از آيه سوره نور نازل شده است مى‏توان فهميد كه منظور از «يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابيبِهِنَّ» اين است كه دستور قبلى سوره نور را كاملًا رعايت نمايند تا از شرّ آزار مزاحمان راحت گردند.
در آيه قبل از اين آيه مى‏فرمايد: «وَالَّذينَ يُؤْذونَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبوا فَقَدِ احْتَمَلوا بُهْتاناً وَ اثْماً مُبيناً» يعنى آنان كه بدون جهت مردان و زنان باايمان را آزار مى‏رسانند بهتان و گناه بزرگى مرتكب مى‏گردند. اين آيه رسماً به كسانى پرخاش مى‏كند كه مردان و زنان مسلمان را آزار مى‏رسانند. بلافاصله به زنان دستور مى‏دهد كه در رفتار خود وقار و سنگينى را كاملًا رعايت كنند تا از آزار افراد مزاحم مصونيت پيدا كنند. توجه بدين آيه بهتر به فهم مقصود آيه مورد بحث كمك مى‏كند. (3)
پي نوشت:
1. نور(24) آيه 31.
2. احزاب(33) آيه 59.
3. مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏19، ص 505.

موفق باشید.