سلام.بر اساس اينكه جامعه نياز به شناخت خنده حلال يا آوردن نمونه هايي از آن برايش دارد وظيفه دانستيم در سطح دانشگاه يك فراخوان براي جمع اوري ايده ها وطرحها بدهيم و بعد از ان سريعا نسبت به راه اندازي يك سايت خنده حلال اقدام كنيم.به همين منظور لازم دانستيم اولا ايده هاي شما را به عنوان بزرگتر و صاحب تجربه پذيرا باشيم وبعد تمامي نظراتتان را در بهبودي هر چه بيشتر اين طرح به كار ببنديم.لطفا نظرات و ايده هايتان را به شماره 09135090886 يا به ايميل sedayemighat.ali@gmail.com ارسال نماييد....................پيشاپيش تشكر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همۀ انديشمندان به اين نتيجه رسيده‏اند كه شادى‏ها و تفريحات سالم براى تقويت روح آدمى، از ضروريات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ايجاد استرس و عصبانيت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و كاهش شوق نسبت به زندگى كرده و موجب افسردگى و ناراحتى مى‏شود.
برادر گرامي! اين دغدغۀ شما را (ايجاد سايت خنده حلال حكيمانه) حتي اساتيدي چون حجة الاسلام قرائتي هم پيدا كرده اند، و طي سخنراني بيان داشته اند كه: «در اسلام هم گريه و عزاداري داريم و هم خنده! من اخيراً تصميم گرفته‌ام سايت خنده حلال را راه اندازي كنم.» پس خنده و گريه به اندازه هم قابليت جذب دل‌ها را دارد و در راستاي جذب قلوب ديگران امري ضروري به نظر مي رسد.
- ضروري است كه اين سايت بايد داراي چند شرط باشد:
1- خنده نبايد موجب تحقير ديگران شود و گناهي در آن باشد.
2- همچنين اين سايت نبايد اقوام و مردم مناطق را مورد استهزاء قرار دهد با اين شرايط ما مي توانيم يك سايت مفرح حلال داشته باشيم.
3- يكي ديگر از شروط، حضور و نظارت يك شخص اسلام شناس بر محتواي سايت است.
4- ايجاد سايت خنده بايد حتماً قيد حلال را داشته باشد.
5- سايت نبايد موجب غفلت مردم شود، بلكه بايد نكات و طنزهاي به كار رفته، حكمت آموز باشد. پيشوايان معصوم دين از جمله رسول گرامى(ص) به عنوان الگوى همه‏ى مسلمانان، اصولاً يك انسان شاد بودند. به طورى كه هميشه لبخند بر لب داشت و اهل شوخى و مزاح بود. چه اين كه خود ايشان فرمود:" ُ إِنِّي‏ لَأَمْزَحُ‏ وَ لَا أَقُولُ‏ إِلَّا حَقّا".(1) من از همه بيشتر شوخى مى‏كنم، امّا جز حق چيزى نمى‏گويم.
امام صادق(ع) مي فرمايد:" مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ."(2) هيچ مومني نيست جز اين كه در او دعابه هست. راوي مي گويدعرض كردم:دعا به چيست؟ فرمود: شوخي.
- اما نكاتي براي اينكه بدانيم نگاه اسلام به خنده و تفريحات سالم چيست:
1- در آموزه هاي اسلامي نيز نه تنها شاد بودن پسنديده است و در روايات آمده است. مؤمن همواره با چهره بشاش و گشاده و نه اخم و ناراحت و غمبار با ديگران مواجه مي شود، بلكه شاد كردن ديگران يكي از مستحبات و مورد توصيه اسلام است. چنانكه «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ بَعْدَ الصَّلَاةِ إِدْخَالُ‏ السُّرُورِ فِي‏ قَلْبِ‏ الْمُؤْمِن‏»(3) سفارش شده است. اما هدف، گستره و كيفيت تنظيم رفتاري در اين خصوص محل بحث و تأمل است.
البته ما با شما در اين امر هم عقيده هستيم كه بايد پذيرفت در جامعه اسلامي به اين بُعد كم‌تر توجه شده، علت آن، ضعف عوامل تبليغي و رسانه‌اي كشور ماست. از راديو و تلويزيون گرفته تا مداحان و واعظان و هنرمندان، بيش‌تر متمايل به برنامه‌هاي غم‌انگيز و احساسي‌اند. البته نبايد از نظر دور داشت كه فعاليت در حوزه شادي ظرافت خاصي لازم دارد و با مسايل غير شرعي تهديد مي‌شود؛ به همين خاطر مرز دقيق و ظريفي دارد، نيز تلاش و دقت نظر لازم دارد. شايد يكي از علت‌هاي توجه كم تر به شادي، همين مسئله باشد. در مواردي هم به زياده‌روي كشيده شده است.
هنرمندان در خلق فيلم يا نمايش‌هاي شاد و طنز، ضعيف برخورد كرده‌اند. چه بسا طنز را با امور غير اخلاقي آميخته‌اند، در حالي كه اسلام هرگز با برنامه‌هاي شادي (كه در چارچوب مصالح عمومي و اخلاق اجتماعي باشد) مخالفتي ندارد. مهم تر از همه اينكه اسلام با شادي هاي غير مشروع مخالف است. طبيعي است كه با نبود اين گونه شادي ها احساس مي شود كه در جامعه شادي كم رنگ مي باشد.
2- گروهى اعتقاد دارند كه شادمانى و نشاط، مطلق بوده و هيچ حد و مرزى را نمى‏شناسد. با هر وسيله‏اى، با هر ابزار و شيوه‏اى، مى‏توان به شكار شادى و شادمانى رفت. و هر كارى مجاز است، هر نوع ترانه و رقصى رواست. هر گونه گفتن و خنديدن و خندانيدن درست است. از اين رو، برخى افراد به انواع مسكرات، انواع مواد مخدر و اعتيادآور، انواع رقص‏ها و موسيقى‏ها و انواع قصه‏ها و قصه‏پردازى‏ها، روى مى‏آورند و در نتيجه به انواع آفات روانى دچار مى‏گردند و كار به جايى مى‏رسد كه با چنين لذت‏هايى اقناع نمى‏شوند و آن گاه در تداوم لذت‏جويى‏هاى بى‏حد و مرز به قتل و آدم‏كشى، فساد و فحشاء، به ابتذال و مسخ ارزش‏هاى انسانى و فطرى، دگرآزارى، خودآزارى و خودكشى گرفتار مى‏شوند، كه بسيارى از بزهكارى‏ها و جرائم به شادى‏هاى بى‏حد و مرز باز مى‏گردد، مردم را مسخره مى‏كنند تا بخندند، آبروى ديگران را مورد تعرّض قرار مى‏دهند تا شادى كنند و ديگران را زجر و شكنجه مى‏دهند تا خود شاد باشند. اينها همه از همان انواع شادي هاي كاذب و دروغين است.
گروهى ديگر، شادى‏ها و تفريحات را قانون مند مى‏دانند و در مرز «بايدها» و حلال تفسير مى‏كنند، هر نوع شادى و تفريحى را مجاز نمى‏شمارند و در يك كلمه «تفريحات سالم» را باور دارند، تا از اين طريق مرز حرمت و آبروى خود و ديگران محفوظ بماند، تا شادى و خنده و تفريحات ما به ديگران صدمه‏اى وارد نسازد.
- نتيجه گيري:
خنده و شادى و لذت، خوب است، اما نه با آزار و اذيت ديگران. شادمانى خوب است نه با زير پا گذاشتن قوانين و مقررات اجتماعى و الهى. از ديد اين گروه، همان گونه كه «آزادى»، قانونمند و هدفدار نباشد مى‏تواند جامعه را به هرج و مرج بكشاند، شادى‏ها و تفريحات نيز اين گونه‏اند.
پي نوشت ها:
1. طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، ص21، شريف رضي،چاپ چهارم، قم 1370ش.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه،ج12،ص112، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
3. مجلسي، محمدباقربن محمد تقي، بحارالانوار(ط-بيروت)ج44ص194،دار احياء التراث العربي،چاپ دوم،1403ق.
موفق باشید.