با سلام
ضمن عرض خسته نباشد

حكم ازدواج بچه شيعه با دختر شيعه اي با شرايط ذيل چيست؟

- به قرآن اعتقادي ندارد اماجهت انجام فعاليتهاي شغلي با قرآن و معاني آن درگير است و قران ميخواند.
- چند سال است كه نماز نميخاند.اما عقيده به اين دارد ارتباط خوبي با خداوند دارد.
- به دين هم عقيده اي ندارداما خيلي از كارهاي خوب و درست را كه اسلام ميگويد را انجام ميدهد(حق الناس را رعايت ميكند،سعي ميكند در حق كسي ظلم نكند، حجاب خود را رعايت ميكند و خيلي از كارهايي كه نه به جامعه و نه به خانواده ضرر بزند انجام نميدهد)همچنين عقيده به اين دارد كه دين مانع پيشرفت يشود

آيا ميشود با هميچن فردي ازدواج كرد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آنچه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه شماست. اميد است كه از گزش احتمالي قلم دلگير نگرديد و بيشتر در آن تامل نماييد.
همان طور كه مي دانيد دين به اصطلاح يك سوپر ماركت نيست كه فرد بنا به ميل و سليقه خود به انتخاب امور متناسب با طبع خود بپردازد. قطعاً اين نوع دينداري در هيچ جاي جهان پذيرفته نشده است و هيچ كس نمي تواند چنين فردي را ديندار بداند.
از نظر ما روان شناسان ما دو گونه دين داري يا جهت گيري مذهبي داريم. جهت گيري مذهبي دروني و جهت گيري مذهبي بيروني. در جهت گيري مذهبي دروني، دين فرد همواره از درونش مي جوشد و از باورهاي مستحكم وي سر چشمه مي گيرد. در اين نوع دينداري امور بيروني، تأثير چنداني بر ضعف و قوت اعتقادات فرد ندارد و فرد به اندازه كافي پشتوانه فكري عقيدتي براي دينداري اش دارد. اين دينداري با سلامت روان رابطه مستقيم دارد و بر عكس دينداري بيروني با اختلالات رواني رابطه مستقيم دارد. در دينداري بيروني، دين فرد با افراد و وقايع بيروني تعريف مي شود و فرد نان را به نرخ روز مي خورد. اگر كمي روان شناسانه به اين دختر بنگريد به احتمال زياد ايشان از يك يا چند اختلال رواني در رنج است و همين اختلالات احتمالي بسترساز رويكرد گزينشي وي به دين شده است. پس فارغ از ملاك سلامت ديني، ايشان به احتمال زياد فاقد نمره لازم در ملاك سلامت روان مي باشد. پس اگر شما صددرصد موافق ديدگاه هاي او باشيد، باز به احتمال زياد ازدواج شما از ناحيه عدم سلامت رواني ايشان در معرض آسيب خواهد بود.
وقتي ايشان چنين معامله اي با دين خدا مي كند، قطعاً با شما نيز چنين معامله اي خواهد كرد و به پذيرش دلبخواهي اصول مهم زندگي شما اقدام خواهد كرد. مثلاً به شما مي گويد من فلان چيز را قبول دارم ولي اصلا زير بار فلان چيز نمي روم. چه بسا در ابتدا پذيرش چنين شرايطي براي شما دشوار نباشد، ولي در ادامه از زندگي با چنين فردي كلافه خواهيد شد.
همواره دست شيطان را در خط دهي افكار و رفتار خود و ديگران به نيكي بنگريد و بدانيد بسياري از ويژگي هاي به ظاهر مثبت من و شما باطني مرضي و غير الهي دارند. مثلاً شما با افراد بسياري مواجه مي شويد كه تحت تأثير القائات شيطاني و البته مكانيزم دفاعي انكار و استدلال تراشي مي گويند «من نماز نمي خونم، ولي با خدا رابطه ام خوبه!».
اين جمله متناقض باطني بس شيطاني دارد، چرا كه خدا يك موجود خيالي يا بازيچه نيست و اين موجود واقعي در قرآن تصريح كرده است كه نماز واجب است. حال چگونه مي شود كسي بگويد من خدا را دوست دارم ولي دستورات او را دوست ندارم.
در هر صورت ازدواج با چنين فردي فارغ از مسأله دينداري مرضي، از جانب عدم تأمين ملاك سلامت بسيار در معرض مخاطره است و نبايد در ظاهر استدلال هاي بعضاً زيبا و متقاعد كننده ايشان (در اين نوع رويكرد به دين) متوقف شد.
رضامندي زناشويي بدون جلب رضايت خداوند امري صددرصد ناشدني است و ما نمي توانيم با كسي كه برخلاف رضايت خداوند، به ابراز عقيده مي پردازد، رضايت زناشويي را تجربه نماييم.

موفق باشید.