سلام.ميدانيم بزرگ ترين دليل وجودخدا وجودنظم در ارکان طبيعت است.
امروزه ثابت شده است اين ارکان درطول زماني طولاني وتغييرات اتفاقي بوجودامده اند.براي اثبات اين مطلب ميتوان ازمايشي رامثال زد.امروزه براي بدست اوردن مثلا يک بذر گندم پربازده ومقاوم مقداري بذر رابرابر عامل جهش زا(اشعه ايکس)قرارميدهند تاژنهاوبه تبع ان قابليت بذر تغييرکند.ازبين اين تعدادبذر تعدادکمي خصوصيت هاي مدنظرمارايافته اند.بنابراين دراين ازمايش يک بذرکمبازده به طوراتفاقي به بذر پربازده تغييرکرده است.ميتوان اين موضوع رابه ارکان طبيعت تعميم داد.عوامل جهش زاي طبيعت به مولکولها وجانداران ساده تاثيرگذاشته ودرانان تغييراتي متفاوت ايجادکرده است.تعدادکمي ازاين موجودات تغييريافته ميتوانسته انددرشرايط زمين رشدوتوليدمثل کنند.پس موجودات ساده وباقابليت کم درطول تغييرات بيشماري که ازاول عمرزمين(از زمان اماده شدن زمين براي زيست موجودات زنده)کرده اندبه موجودات پيچيده وباقابليتهاي بالاي امروزي تبديل گشته اند.باتوجه به اين ديگردرنظرگرفتن نظم دهنده اي دانابراي ارکان طبيعت لزومي ندارد.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار از دقت نظر شما در مباحث علمي و استدلالهاي اعتقادي خرسنديم و اميدواريم كه در سايه عنايات خاصه خداوند با ادامه همين دقت نظر و جديت در مورد معارف ديني ،شناخت و معرفت حقيقي شما روز افزون گردد، در پاسخ به مطلب فعلي شما به چند نكته اشاره مي نمائيم:
1. اگر چه برهان نظم در بين براهين اثبات خدا از شهرت زيادي برخوردار مي باشد كه علت شهرت آن و زياد مطرح شدن در بين عموم مردم ، بيشتر جهت آسان فهم بودن آن است، اما حقيقت اين است كه در غالب مجامع علمي از برهان نظم در اثبات وجود خدا استفاده نمي شود، نهايت كابردي كه مي توان از اين برهان انتظار داشت اثبات وجود يك ناظم عالم و حكيم مي باشد، اما نمي توان با تكيه بر اين برهان و بدون ضميمه نمودن براهين ديگر اثبات نمود كه اين ناظم همان خداي عالم مي باشد.
در واقع اين مطلب به تنهائي نشان مي دهد كه بر خلاف برداشت ذهني عموم مردم اصلا برهان نظم يك برهان كامل جهت اثبات وجود خداوند نيست، در حالي كه در اين جهت براهين متعدد و كاملا عقلاني و علمي نظير برهان صديقين،برهان وجوب و امكان، برهان فطرت و ...وجود دارد كه نه تنها وجود خداوند را به صورت يقيني و قطعي اثبات مي نمايد بلكه مي توان با تحليل درست برخي از همين استدلال هاي عقلي بسياري از صفات كمالي خداوند را نيز بدون تكيه بر هيچ دليل نقلي به اثبات رساند كه مي توانيد براي آشنائي بهتر با اين براهين به منابع معرفي شده در انتهاي پاسخ مراجعه فرمائيد.
2. در عين حال برهان نظم براي اثبات وجود يك ناظم ذي شعور براي عالم برهان كاملا علمي و خدشه ناپذير است و ترديد شما در اين جهت بي مورد است، البته اوج گرفتن كشفيات انسان در مورد ساختار ژنتيكي موجودات زنده و نحوه ذخيره شدن اطلاعات ژنتيكي در قالب ژنوم هاي مختلف در كروموزوم هاي موجود در هسته سلول ها و انتقال صفات موروثي از طريق DNA و فرايند جهش هاي ژنتيكي در تغيير بسياري از صفات موجودات و مشاهده روندي رو به تكامل، باعث شد انسان در بسياري از تحليلهاي ديني گذشته در مورد خلقت اشياء توسط خداوند ترديد كند و با ارائه نظريه تكاملي داروين در مورد فرايند شكل گيري انواع مختلف حيوانات با تغيير ژنتيكي موجودات ساده تر و ... اين ترديدها قوت گرفت. اما به تدريج با كاملتر شدن شناخت انسان از فرايند جهش هاي ژنتيكي و زمان مورد نياز براي محقق شدن يك تغيير تكاملي و بررسي قانون احتمالات در اين فرايند رنگ باخت.
همانطور كه احتمالا آشنائي داريد در هنگام رخ دادن يك جهش ژنتيكي به صورت تصادفي اولا: در همان بستر يك فرايند خود ترميمي موارد متعددي از اين جهش ها را اصلاح كرده و از بين مي برد و ثانيا: غالب اين جهش هاي كور باقيمانده، منجر به خراب شدن نظم قبلي شده و در غالب موارد باعث مي شود سلول هدف كارآيي خود را از دست داده و مرده تلقي شود و در نتيجه در ظاهر و صفات كلي موجود مورد نظر اتفاق خاصي نمي افتد ،بعد از در نظر گرفتن همه اين احتمالات نيز جهش هاي موفقي كه مي توانند در نهايت مؤثر بوده و يكي از صفات گذشته موجود مورد نظر را تبديل نمايند در غالب موارد صفت جديدي كه ايجاد مي شود، منجر به نقص توانمندي هاي قبلي آن موجود مي شود، و در نهايت با احتمال بسيار اندك و پس از سپري شدن يك دوره بسيار طولاني اگر زمينه مناسب براي جهش هاي متعدد فراهم باشد ممكن است يك تغيير ژنتيكي در اين بين منجر به شكل گيري توانمندي بيشتر و يا نظمي منسجم تر شود و ثالثا : عوامل و مواد و اشعه هاي جهش زا بر خلاف روند فعلي كه با توليد مواد شيميائي جهش زا و يا افزايش مواد پرتو زا و ... به مراتب بيشتر در معرض و دسترس موجودات مي باشد ،در زمان ها گذشته به مراتب كمتر بوده و به همان نسبت احتمال شكل گيري جهش هاي ژنتيكي را كاهش مي دهد و... ، در نهايت بر اساس تحليلي كه از ناحيه خود انديشمندان علم ژنتيك مطرح شده است با يك تحليل خوشبينانه اگر زمينه سرعت شكل گيري اين جهش ها را مساعد بدانيم زمان بسيار طولاني براي شكل گيري تنها يكي از اين صفات فعلي در موجودات عالم لازم خواهد كه با احتساب تعداد تغييرات لازم براي شكل گيري نظم موجود در عالم ، اگر بنا باشد بدون هدايت خارجي اين نظم موجود در عالم طبيعت شكل گرفته باشد ميليونها برابر عمر فعلي كره زمين، زمان لازم خواهد داشت، اين تحليل باعث شد، بسياري از دانشمندان علم زنتيك منتقدين اصلي نظريه داروين شدند و با همين تحليل نمي توان نظم گسترده و منسجم حاكم بر ساير جريانات موجود در كره خاكي و ساير كرات منظومه شمسي و ساير منظومه هاي كهكشان راه شيري و ... را صرفا بر اساس يك تحليل ساده از اتفاقات و جهش هاي تصادفي حمل نمود و وجود ناظمي خارجي عالم و حكيم قادر را براي آن نفي كرد.
3. اگر از همه اين اشكالات وارد شده بر نظريه اي كه شما به آن اشاره كرديد بگذريم با يك تحليل ساده عقلي هم مي توان بطلان اين فرض را نشان داد. زيرا اگر دقت شود نظم فعلي در جهان بر اساس نظريه مطرح شده لازم است از يك جا شروع شود، فرض شما «از زمان آماده شدن زمين براي زيست موجودات زنده» نمي تواند شروع اين نظم باشد زيرا خود همين بستر مناسب جهت شروع زيست در كره زمين ،بايد بر اساس منظومه هاي متعدد ديگري در چرخه زمين شكل بگيرد و اگر همين سلسله نظم هاي متعدد را ادامه دهيم به ناچار به جائي خواهيم رسيد كه ماده اي خام و بدون هيچ نظمي بايد شروع كننده اين حركت تصادفي باشد، كه اولا هم نيازمند نيروي اوليه براي حركت مي باشد و هم خودش نمي تواند دارنده اين انرژي اوليه باشد، زيرا خود همين انرژي اوليه يعني داشتن يك پتانسيل قبلي كه خود نوعي حاكي از يك ظرفيت و نظم قبلي است و فرض ما بر اين است كه در اين لحظه شروع اين ماده خام بالفعل هيچ نظمي ندارد و... جداي از اين خود اين ماده خام اوليه كه از ازل نبوده است و از ازل حركت نداشته است به ناچار از يك جائي شروع به حركت نموده است و از يك جائي وجود ش را گرفته است، و... يعني به هر نحوي كه اين فرايند تحليل شود در نهايت تكيه و اتكا به يك منبع مستقل هوشمند و با شعور خارجي را به اثبات مي رساند.
جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه مي توانيد به مابع زير مراجعه فرمائيد:
1. عبدالله جوادي آملي، تبيين براهين اثبات خدا، قم ،نشر مركز نشر اسراء
2. كلور مونسما، اثبات وجود خدا، ترجمه احمد آرام با اندكي تصرف، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران 1374 ش
3. آيت الله سيد محمد شمس، توحيد از نگاهي نو (اثبات وجود خدا از راه ملازمه ذهني)،
4. شهيد مطهري، مجموعه آثار، انتشارات صدرا ، تهران ، 1374ش، ج 4 (توحيد).
5. آموزش كلام اسلامي، جلد اول، خداشناسي، محمد سعيدي مهر، انتشارات طه، نوبت سوم، 1383.
موفق باشید.






