چرا استفاده از سنگ عقیق و فیروزه توصیه شده؟ آیا برای برخورداری از خواص این سنگها باید حتماً آنها را به صورت انگشتر استفاده کرد یا مثلاً استفاده از شکل گردنبند یا دستبند این سنگها نیز همان خواص را دارد؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
عقيق :
از امام صادق(ع) روايت شده است كه: عقيق ايمنى است در سفر.(1)
امام صادق(ع) فرمود: انگشترى عقيق به دست كنيد كه خدا شما را بركت دهد، و از بلا در امان باشيد. كه مردى نزد رسول خدا (ص) شكايت كرد كه راهزنان راه را بر او گرفتهاند، حضرت به او فرمود: چرا انگشترى عقيق در دست نداشتى؟ زيرا انگشترى عقيق انسان را از هر گزندى مصون مىدارد.(2)
و در حديث ديگرى امام محمّد باقر(ع) فرموده است: كسى كه انگشترى عقيق در دست كند،- تا زمانى كه آن را در دست داشته باشد- همواره نيكى مىبيند، و پيوسته نگهبانى از جانب خداوند او را محافظت مىكند.(3)
علىّ بن محمد از امام صادق(ع) روايت كرده است كه فرمود: هيچ دستى كه به درگاه خداوند دراز مىشود محبوبتر از دستى كه بر آن انگشترى عقيق باشد، نيست.(4)
در روايت ديگر آمده است: عقيق نام كوهى است كه پيش از همه به يگانگى خدا و رسالت محمد(ص) و ولايت على(ع) اقرار و اعتراف كرد و خداوند بر خود لازم فرمود، كه دستى كه انگشتر عقيق را با خود دارد، محروم برنگرداند و در قيامت عذابش ننمايد.(5)
فيروزه:
امام صادق(ع) مىفرمود: دستى كه در آن انگشترى فيروزه باشد، فقير نمىشود. (6)
خداوند مىفرمايد: من حيا مىكنم از بندهاى كه دستش را به سوى من بلند كند در حالى كه در انگشتش نگين فيروزه هست و او را مايوس سازم. (7)
با ملاحظه عموم روايات مذكور در اين باب آنچه كه آمده است به كارگيري عقيق و فيروزه به عنوان نگين انگشتري است و از زيور آلات ديگر يا تنها به همراه داشتن ظاهرا سخني به ميان نيامده است. البته ممكن است يكي ازعلتهاي ذكر در دست داشتن اين نگين ها ، اين مطلب باشد كه عمده زينت آقايان انگشتري بوده است و كمتر از گردن آويز يا چيزي ديگر به عنوان زينت استفاده مي شود به همين دليل عمده كاربرد اين نوع سنگها براي نگين انگشتري بيان شده است و چه بسا اختصاص به آن نداشته باشد.
پي نوشت ها:
1. شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ، (ترجمه محمد علي مهاجري)، قم، انتشارات سرور، 1381، ص 440.
2. همان.
3. همان، ص 441.
4. همان، ص 442.
5. ديلمي، ارشاد القلوب، ( ترجمه سلگي )، قم، انتشارات ناصر، 1376 هـ.ش، ج 1، ص 412.
6. شيخ صدوق، پيشين، ص 442.
7. محدث عاملي، الجواهر السنيه (ترجمه زين العابدين كاظمي )، تهران، نشر دهقان، 1380 هـ . ش،ص 324.
موفق باشید.






