با سلام
دانشمندان علوم تجربي معتقدند انسانها قبلا عمر كمي داشتند بعدا كه پيشرفتهاي پزشكي و بهداشتي و تغذيه حاصل شد عمر انسانها نيز افزايش يافت به عنوان مثال:
دكتر لوئيس دوبلين و همكارانش تحقيقاتي را روي فسيلهاي انسانهاي ماقبل تاريخ انجام داده اند كه نشان مي دهد تعداد كمي از آنها به 40 سالگي مي رسيدند؛ بر اساس تخمينهائي كه زده اند، بين سالهاي3500 قبل از ميلاد تا 1300 بعد از ميلاد، در يونان متوسط طول عمر انسان به تدريج از 18 سال به 30 سال رسيده است. (كتاب چگونه مي توانيد 100 سال زندگي كنيد، ترجمه ي مهرادپي، ليلا، ص 48)

اين در حالي است كه در قرآن از عمر 950 ساله حضرت نوح سخن به ميان آمده است و روايات براي قوم نوح(عليه السلام) و عاد زندگي 300 و 400 ساله مطرح مي كند: از امام صادق(عليه السلام) روايت شده است: «كانَتْ أعمارُ قومِ نوح (ع) ثلاثمائة سنة» ؛ «كانَت أعمارُ قومِ هود أربعمائة سنة».
اين تناقض را چگونه مي توان حل كرد؟
با سپاس منتظر پاسخ علمي و متقن و سريع شما هستم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
براي پاسخ به اين سوال، ذكر چند نكته ضروري به نظر مي رسد:
1. از نگاه علم طب و زيست شناسي عمر انسان حد و مرز معيني ندارد و چه بسا در برهه اي از زمان همه انسانها و يا حداقل گروهي خاص با استفاده از ابزارهاي موجود، بر عوامل طبيعي فائق آمده و عمر خود را افزايش دهند و در مورد عمر انسانهاي گذشته نكته آن است كه وضعيت طبيعي انسان هاي قبلي به گونه اي بود كه توانايي بقاء طولاني مدت را داشتند، اما به دليل بيماري هاي همه گير و كمبود مواد غذايي و جنگ ها و ... غالباً اين عمر طولاني رقم نمي خورد.
آن چه مسلم است تحقيق و استقراء پژوهشگراني مانند دكتر لوئيس دوبلين و همكاران ايشان، استقرائي ناقص است كه با بررسي عده اي محدود از انسانها و فسيل ها و بقاياي بدن انسان هاي يافت شده در كاوش هاي باستان شناسي بدان رسيده اند و اين امر نمي تواند دليلي بر كليت اين ادعا باشد، يعني بگوييم همه انسانهاي روي كره زمين چنين وضعي داشتند، چه بسا در منطقه اي مانند قوم نوح فرصت اين عمر طولاني فراهم شده باشد يا شخص انبياء به دليل رعايت امور بهداشتي و ... سلامت بيشتري داشته يا به واسطه جنبه هاي اعجازي عمر طولاني كردند.
در نتيجه بر فرض تائيد مطالب كتاب مورد نظر، اين امر مي تواند بيانگر ميزان متوسط عمر نوع افراد روي كره زمين يا مناطق خاص باشد نه همه اقوام و اشخاص، و نويسنده محترم در صدد بيان همين امر بوده است اما به هيچ عنوان نمي توان ادعا كرد اين قانون براي همه افراد آن تاريخ بوده و هيچ استثنايي در كار نمي باشد
2. در پايان، توجه به اين نكته ضروري است كه در پاسخ به اين گونه مسائل، به دو شكل مي توان وارد شد: اول آن كه ما نسبت به اين مسئله نگاه برون ديني داشته باشيم و آيات و روايات ائمه را جداي از مقام امامت و عصمت، در رديف سائر نظريه پردازان و دانشمندان بدانيم كه در اين فرض احتمال مطرح شده از جانب اين بزرگواران لااقل احتمالي در مقابل احتمال ذكر شده از جانب پژوهشگران امروزي است . دوم آن كه به اين قضيه نگاه درون ديني داشته باشيم كه در اين صورت، پاسخ خيلي روشن است؛ چرا كه با اين نگاه، ما حضرات را معصوم دانسته كه از علوم غيبي خبر مي دهد؛ نه از عقل و تجربه شخصي خود.
بنابراين، در مسائلي كه نه عقلي و نه قابل تجربه كامل و قطعي بشري است و تمامي دانشمندان و متخصصان فقط در حد فرضيه سخن مي گويند، بيانات قرآن و ائمه، ماهيتاً از نظريات سائر دانشمندان متفاوت است كه ما با اين نگاه سعي مي كنيم سائر فرضيات را با بيانات حضرت منطبق كنيم؛ نه برعكس. بر فرض عدم انطباق، آن ها را مردود مي دانيم.

موفق باشید.