به تازگی عده ای از فامیل مسیحی شدند،وظیفه ما در قبال آنان چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
نگراني و دلسوزي شما نسبت به دين و باورهاي ديني اطرافيان تان قابل تقدير مي باشد.
نخست اين حقيقت را زمزمه مي كنيم كه بزرگترين مظلوميت اسلام و غُربت قرآن كريم نا شناخته ماندن آن درميان مردم جهان و حتي در ميان مسلمانان و پيروان خويش است. اگر وجدان هاي بيدار و انسان هاي با انصاف و تشنه حقيقت، اين دين و كتاب آسماني اش را مي شناختند، جان و همه هستي خود را فدايش مي كردند، و هر گز از آن رو گردان نمي شدند.
پرسشگر گرامي ! اگر چه خروج از دين مبين اسلام مي تواند علل يا به تعبير صحيح تر بهانه هاي اجتماعي، تبليغاتي، عاطفي و احساسي، آزادي و مانند آن داشته باشد، ما نمي دانيم كه علت گرايش فاميل شما به مسيحيت چيست؟ و ميزان اطلاعات و شناخت شما از دين اسلام و دين مسيحيت چه اندازه است، تا بر اساس آن راهنماي تان كنيم. اما به طور كلي مي توان گفت: علل اصلي گرايش يك مسلمان شناسنامه اي به غير اسلام عبارت است از:
1- عدم شناخت صحيح از اسلام.
2- عدم شناخت دين يا مكتب تازه اي كه بر گزيده شده.
3- مشكلات، سختي ها و تنگناها.
4- آزادي و وجدان گريزي
افرادي كه شناخت صحيح از اسلام و باورها، و معارف و احكام آن ندارند، بلكه صرفا از روي تقليد و تبعيت از پدر و مادر و اطرافيان مسلمان شده اند؛ و در ايمان و عمل به عقايد و دستورات ديني ضعيف يا بي پروا باشند، به صورت طبيعي در برابر موج تبليغات اسلام ستيزان كم مي آورند، اينان نه در درون خويش عاملي همانند« تقوا و معرفت ديني » براي پايداري و مقاومت دارند، تا حافظ و نگهدارنده دين و ايمان آنان باشد، و نه در عرصه اجتماعي و بيروني چيزي براي گفتن و عرضه كردن يا آبرو و اعتباري براي ماندن و مقاومت دارند، تا انگيزه اي براي پايداري و ماندگاري آنان باشد. از اين رو به راحتي «دين» عوض مي كنند. و به صورت تفنن و تنوع به مكتب يا ديني اظهار تمايل مي كنند، در حالي كه نسبت به آن نيز تحقيقي صورت نگرفته، و معرفت و شناختي در مورد آن ندارند. حال اگر اين دسته افراد، در زندگي خود دچار سختي ها ، و تنگناهاي اجتماعي هم شوند، و يا مورد بي مهري و بي مسؤليتي برخي از مسلمان هايي كه تنها نام اسلام و مسلماني را روي خود گذاشته اند، قرار گيرند، زودتر پوست مي اندازند، و زودتر راه و آيين خود را تغيير مي دهند. در واقع خارج شدن آنان از دين اسلام، با نگاه به زندگي افراد ظاهرا ديندار و مشاهده رفتار ناشايست يك نفر يا گروهي از مسلمانان به ظاهر ديندار بوده است. گرايش اين افراد به دين ديگري غير اسلام كه تصور مي كنند راحت تر و يا پيروان آن در عمل صادق ترند، باز از روي شناخت و بر اساس تحقيق و پژوهش نيست. حتي آنان از عملكردهاي طرف داران دين جديد خود بي اطلاعند، نه از ستمگري هاي دوران تفتيش عقايد و قرون وسطايي اربابان كليسا اطلاعي دارند، و نه از جنگ هاي صليبي، و نه از ظلم و جنايت هاي بي حد و حصري كه امروز توسط مسيحي ها و يهودي ها همه جهان را پُر كرده است چيزي مي دانند. اگر فاميل شما جزو افرادي باشند كه علت گرايش آنان به مسيحيت يكي از سه علت اولي باشد ، در اين صورت لازم است براي كمك به چنين افرادي ابتدا آن ها را به اين نكته متوجه ساخت كه ضعف عملكرد هاي پيروان يك دين، در مقطعي و يا در منطقه اي به حساب ضعف آن دين گذاشته نمي شود . راه اصلي شناخت دين، مراجعه به متن آن دين و عقايد و باورهاي آن و مقايسه آن با ساير اديان مي باشد. عملكرد متدينان نيز بايد در روند تاريخ و يك جريان كلي ملاحظه شود و گرنه نمي تواند ملاك مناسبي براي شناخت دين باشد.
ولي اگر عامل چهارم علت گرايش آنان به مسيحيت باشد، چنان كه بسياري از افراد ي كه « دين» خود را تغيير مي دهند، به اين خاطر است. زيرا گروهي از افراد دنبال آزادي هاي فساد انگيز در خوردني ها، نوشيدني ها، پوشيدني ها ، و معاشرت ها، مهماني ها ، و شيوه حضور در اجتماعات و جلسات هستند، مي بينند اسلام براي حفظ عفت و پاكدامني و قداست خانواده و اجتماع، احكام و مقرراتي يا بايد و نبايدهايي در همه زمينه ها و موضوعات ياد شده دارد. وقتي ظاهر غير مسلمان ها را مي بينند، مي پندارند در دين آن ها چنين احكام و مقرراتي وجود ندارد، از اين رو به سمت آن دين كشيده مي شوند. قرآن كريم در مورد وضعيت اين دسته مي فرمايد: بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَة (1) يعني بلكه انسان چون مي خواهد ( آزاد باشد و هيچ مانعي جلوي هرزگي او را نگيرد) و در تمام عمر به راحتي بتواند گناه كند، مي پرسد: قيامت كي بر پا مي شود؟ همان جوري كه از اين آيه شريفه فهميده مي شود، هدف اين گونه افراد اين است كه مي خواهند گناه و هرزگي كنند، و هيچ كس هم به آنان چيزي نگويد.
اگر دليل گرايش فاميل شما به مسيحيت، علت چهارم باشد، اميد چنداني نمي توان به هدايت آنان داشت. اگر چه به طور قطعي نمي توان نا اميد شد. به هر حال اگر آنان افرادي منطقي و تشنه حقيقت باشند، بايد شناخت و اطلاعات درستي از اسلام و مسيحيت فعلي در اختيار آنان گذاشت. شما مي توانيد علت يابي كنيد، اگر اشكال و ايراد ي در اسلام مي بينند، خودشان يا توسط شما با اين مركز در ميان بگذارند، تا پاسخ كامل دريافت كنند. نكته ديگر: به خاطر مسيحي شدن ارتباط خود را با فاميل قطع نكنيد، به ويژه اگر فاميل از ارحام باشند، بلكه با محبت و احترام با آنان برخورد كنيد. و حقوق خويشي و فاميلي را اداء كنيد. مگر آن كه بدانيد يا احتمال مي دهيد كه اگرارتباط تان را با آنان قطع كنيد ، و يا با آنان سرد برخورد نماييد، باعث مي شود كه آنان در تغيير دين خود تجديد نظر كنند، كه در اين صورت لازم و واجب است همين كار را بكنيد.
پي نوشت ها:
1. انسان ( 76)، آيات 5 و 6.
موفق باشید.