با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما عزیزان
بنده یکی از سرگروهان حلقه های صالحین شمال شهر تهران هستم
چندی پیش لا یکی از هم دانشگاهی ها بحثی رو شروع کردم در مورد آزادی و ایشان سوالی از من پرسید که نتوانستم جواب قاطعی بدهم و از این رو ایشان را به کتاب آزادی انسان شهید مطهری رجوع دادم ولی دیدم بهتره خودم پاسخ رو پیدا و بیان کنم.
سوال از این قرار بود : چرا حکومت ایران که دم از آزادی انسان و رعایت عدالت میکند زمانی که شخصی از خارج کشور به داخل وارد میشود مجبور به حفظ حجاب میکند و میگوید این کار درست است ولی زمانیکه مسلمانان در خارج کشور مجبور به ترک حجاب میشوند میگود این کار صحیح نیست؟
من تا آنجاییکه مطالعاتم اجازه میداد پاسخ دادم ولی نتوانستم شبهه را برطرف کنم لطفاً راهنمایی کنید

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
حجاب و اجباري بودن آن در كشور ما و برخي كشورهاي اسلامي ناشي از نوع نگاه و تفكر و سيستم حاكم در اين كشورهاست كه تلاش مي كند قوانين جاري مملكت را بر اساس دستورات ديني بنا بنهند و بر اساس دستورات صريح در خصوص لزوم حجاب و جنبه اجتماعي كه اين حكم دارد، كليه افراد در جامعه را ملزم به رعايت اين مساله مي داند. حتي غير مسلمانان را ملزم به رعايت اين مساله مي نمايد.
البته رعايت اين مساله براي مسلمانان جنبه ديني دارد و براي غير مسلمانان جنبه قانوني و حكومتي؛ همان طور كه هر يك از ما در كشورهاي ديگر خود را موظف به رعايت قوانين اين كشورها مي دانيم و به اين قوانين احترام مي گذاريم.
مشكلي كه ما با برخي كشورهاي غربي مانند فرانسه در خصوص حجاب داريم، اين است كه اين كشورها سال ها است كه تلاش مي كنند به بهانه دموكراسي و آزادي تفكر و عقيده و ديدگاه شخصي، سنت ها و باورهاي عمومي جوامع ديگر به خصوص جوامع اسلامي را به زير سوال برده، نوع ديدگاه و رفتار خود را الگوي جوامع بشري معرفي كنند. بر اين اساس اين كشورها در قوانين اساسي خود تصريح به آزادي همه نوع عقيده و عمل بر اساس آن مي كنند و اين اصل را مايه ترقي و پيشرفت فرهنگي خود مي دانند.
اين كشورها اصرار دارند كه بگويند تمدن غرب مهد آزادي فكري و عقيدتي بشر است كه در آن جا هر انساني با هر عقيده و فكري مي تواند در كنار ديگران به زندگي بپردازند، به شرطي كه آزادي او مخل آزادي ديگران نباشد؛ بر همين مبنا به همه اقوام و ملل ومذاهب گوناگون اجازه استفاده از نمادهاي مذهبي و ديني خود را داده و در اين كشورها از طبيعت گرايانِ كاملا عريان تا بودائي هاي ردا پوش و راهبه هاي مسيحي كاملا پوشيده گرفته تا يهوديان با لباس ها و كلاه هاي مخصوص خود حق حضور در همه اماكن فرهنگي و اجتماعي و آموزشي را دارند.
اما با اين اوصاف همين كشورها با همين قوانين به اصطلاح باز و آزاد در مواردي مانع آزادي تصميم گيري مسلمانان در مورد پوششان مي شوند و از استفاده بانوان از حجاب اسلامي در برخي مراكز بخصوص مراكز آموزشي ممانعت به عمل مي آورند.
مشكل ما با اين نوع رفتارهاي تبعيض آميز است كه هم مخالف با قوانين خود اين كشورهاست و هم با اصول طبيعي انساني مخالفت دارد؛ باز اگر در اين كشورها قانون اساسي به طور مشخص با استفاده از حجاب اسلامي مخالفت مي كرد ما - هرچند كه اين امر را مخالف با عدالت در برخورد با اقوام و مذاهب و بندهاي كنوانسيون ژنو مي دانيم - اما در عين حال موظف به احترام گذاشتن به اين قانون بوديم و با آن مخالفتي نداشتيم، چنان كه قانون كشور خودمان به روشني به اين امر دستور مي دهد و ما هر فرد غير مسلمان را هم موظف به حرمت گذاشتن به اين قانون مي دانيم، اما سخن اينجاست كه اين قوانين خاص با اصول و مباني قانون اساسي در اين كشورها هم همخواني ندارد.
موفق باشید.