ايا چنين ادعايي كه شريعت و دين در مقام تشريع تنها از اراده الهي ناشي مي شود ولي در مقام اجرا قائم به خواست مردم است يعني مردم مي توانند در عين حال كه حكومت اسلامي را بر سر كار مي اورند مي توانند از طريق رفراندوم بخواهند كه مثلا بعضي احكام مثل حدود وقصاص كه جنبه تشريعي دين است اجرا نشود؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار به چند نكته توجه فرمائيد:
1.اين نكته درست است كه شريعت و احكام دين در مقام تشريع تنها از اراده الهي نشأت مي گيرند، ولي با توجه به اين مساله كه خداوند متعال با هدف هدايت انسانها به سوي سعادت و كمال متناسب با توان و ظرفيت آنها برنامه هدايتي خود را از طريق انبياء الهي و كتب آسماني به مردم ابلاغ مي نمايد؛ يعني خداوند در وضع احكام ديني تمام ملاحظات حكيمانه خود را نظير مصلحت و توان و ظرفيت مخاطبان را مد نظر داشته است. (1)
در مقام اجرا نيز از مردم چيزي جز اجراي احكام و قوانين ابلاغ شده الهي را نمي خواهد، و سعادت و رشد و كمال انسانها جز از طريق پيروي بي چون و چرا از همان قوانين و فرامين الهي تامين نمي شود و نافرماني از دستورات الهي در مقام اجرا چيزي جز گمراهي و ضلالت به دنبال نخواهد داشت« قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ »؛«بگو: از خدا و رسولش فرمان ببريد. پس اگر رويگردان شدند، بدانند كه خدا كافران را دوست ندارد. »(2)
اگر چه اقتضاي حكيمانه بودن و مؤثر بودن هدايت هاي الهي انتخاب آزادانه و آگاهانه خود انسانها مي باشد و خداوند هيچ كس را به اجراي احكام خود مجبور نمي سازد و صرفا وظيفه پيامبر را بيان و ابلاغ اين برنامه ها به مردم بيان مي نمايد:«وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ »؛«خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و پروا كنيد. اگر رويگردان شويد بدانيد كه وظيفه پيامبر ما رسانيدن پيام روشن خداوند است.»(3)
خداوند متعال پس از بيان و معرفي مسير هدايت به انسانها آنها را در انتخاب اگاهانه مسير هدايت و ضلالت آزاد گذاشته است:«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا»؛«ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس»(4)
بر اين اساس اگر گفته مي شود كه در مقام اجرا پياده شدن احكام الهي نظير برقراري حكومت اسلامي و اجراي حدود الهي قائم به خواست مردم مي باشد به معني درست بودن و يا حق بودن و مورد رضايت الهي بودن رفتار مردم در ترك احكام اسلامي از طرق مختلف نظير رفراندوم و ... نيست، بلكه به اين معني است كه در عمل اجرائي شدن اين احكام مشروط به همراهي و اطاعت پذيري مؤمنان از پيشوايان ديني نظير انبياء الهي و امامان معصوم و يا نمايندگان آنها مي باشد و در غير اين صورت عملا امكان تحقق و اجراي احكام الهي نيست، نظير همان اتفاقي كه در بسياري از كشور هاي اسلامي با جمعيت غالب مسلمان افتاده است كه حكومت و حاكماني غير مسلمان دارند.
2. بايد توجه داشت كه تعطيلي موقت دراجراي برخي از احكام اسلامي كه با تشخيص و تصميم حاكم اسلامي صورت مي گيرد با آنچه شما بيان فرموديد متفاوت است و امري درون ديني و دقيقا خود در راستاي اجراي احكام اسلامي صورت مي گيرد، زيرا خداوند متعال به حاكم اسلامي اين اختيار را داده است كه با عنوان احكام ثانويه در صورت ضرورت و تشخيص مي تواند موقتا برخي احكام را وضع و يا مانع اجراي برخي از احكام اوليه دين گردد، در زمان حكومت اميرالمؤمنين نيز نظير چنين احكامي از سوي ايشان با توجه به مصلحت زمان صادر شده است. (5) البته مسيري كه حاكم اسلامي در رسيدن به اين تشخيص طي مي كند مي تواند از طرق مختلف باشد، نظير تشخيص از مسير شوري مصلحت نظام كه اكنون در قانون اساسي كشور ما پيش بيني شده است كه در اين مسير مي تواند راي و نظر نمايندگان نيز پس از مخالفت شوري نگهبان (به جهت مخالف بودن قانوني با احكام اوليه اسلام) در صورت اصرار نمايندگان مردم زمينه رسيدن به چنين تشخيصي در شوري مصلحت گردد بنا براين آنچه كه اكنون در درون حكومت اسلامي تحت عنوان شوري مصلحت نظام در تعطيلي برخي از احكام و يا تغيير موقت آنها صورت مي گيرد مثل بربراي مبلغ ديه زن و مرد و يا عدم اجراي برخي از حدود و... خارج از چارچوب و ضوابط ديني نمي باشد، در اين مسير اگر چه مي تواند راي و در خواست مستقيم و غير مستقيم مردم و نمايندگان آنها در شكل گيري چنين تصميمي از سوي حاكم اسلامي مؤثر باشد، ولي به اين معنا نيست كه مردم مي توانند با رفراندوم مانع اجراي برخي از احكام اسلامي شوند.
3. با توجه به نكات گذشته روشن است كه حق تشريع و قانون گذاري مستقلا و ذاتا براي خداوند متعال مي باشد و حتي پيامبر اسلام و اهل بيت نيز صرفا بيان كننده احكام الهي مي باشند، و اگر در قانونگذاري و محدود نمودن احكام الهي نكته اي بيان مي نمايند با اذن و اراده الهي مي باشد نه به صورت مستقل، حتي برخي از اختياراتي را هم كه به حاكم اسلامي در جهت متوقف نمودن و يا عمل نكردن موقت به برخي از احكام داده شده است نيز ضابطه و قيود و شرايط شرعي خاص خود را دارد كه باز هم از ناحيه خداوند بيان شده است. ولي فراتر از اين موارد هيچ فرد و يا گروهي از ناحيه خود حق تعطيل كردن و يا ممانعت از اجراي احكام الهي را ندارند، لذا رفراندوم و به راي گذاشتن احكام الهي با اين هدف معني نخواهد داشت و نمي تواند مشروعيت عملي را سلب و يا محدود و يا تغيير دهد.
پي نوشت ها:
1. بقره(2)آيه 286.
2. آل عمران (3) آيه 32.
3. مائده (5) آيه 92.
4. انسان(76)آيه 3.
5. آيت الله جعفر سبحاني، فروغ ولايت، نشر مؤسسه امام صادق(ع) 1368ش، ص 581.
موفق باشید.