با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اين سؤال مي تواند در يك نگاه كلي تر در مورد هدف خلقت انسان از سوي خداوند مطرح گردد كه در آن صورت پاسخ نيز اندكي گسترده تر بيان مي شود زيرا در آن صورت يك تقسيم بندي در مورد اهداف خلقت مطرح مي گردد كه بخشي مربوط به اهداف خود خالق از خلقت مخلوقاتي نظير انسان مي باشد كه در پاسخ بيان مي شود كه هدف او از چيزي جز خودش نبوده و در واقع چنين خلقتي لازمه تجلي كمالات ذاتي خداوند بوده است. يعني چون خداوند در ذات خود دارنده اين كمالات به نحو مطلق بوده است لازمه وجود اين كمالات بروز و تجلي بيروني آنها در قالب خلق و حيات بخشي و ايجاد است.
اما بخش ديگري از اين اهداف با توجه به خود مخلوقات مي باشد، يعني خداوند غير از اين كه انسان را براي تجلي ذات و كمالات خود خلق كرد، چه مسيري را براي زندگي انسان ترسيم نمود و او را براي رسيدن به چه هدفي خلق كرد، و در واقع انسان در مسير زندگي بايد براي رسيدن به كجا تلاش كند؛ كه در پاسخ بيان مي شود خداوند استعداد و زمينه رسيدن به همه كمالات را در وجود هر انساني به اندازه ظرفيت خود او قرار داده است كه هر كس به هر مقدار آن كمالات را به فعليت برساند و استعدادهاي خود را شكوفا نمايد به همان ميزان از داشتن اين كمالات بهره مند شده و به سعادت ابدي و لذتهاي دائمي خواهد رسيد.
ارزش اين كمالات نياز به توضيح زيادي ندارد، همين بس كه انسان به هر مقدار اين كمالات را در وجود خود پرورش مي دهد به همان ميزان رنگ و صبغه الهي به خود مي گيرد، رفتار و منش و كردار او رنگ و بوي الهي به خود مي گيرد و لحظه لحظه فرد خود را به محبوب و معشوق خود نزديكتر مي يابد و از درك حضور در محضر او و رسيدن به مقام رضاي الهي لذت مي برد و خود را آماده درك حقيقت باشكوه اين لذت ها و نتايج آن در زندگي حقيقي و در عالم ديگر مي نمايد.
در واقع بر اين اساس است كه مي گوييم زندگي در دنيا به هيچ وجه هدف و مقصد خلقت انسان محسوب نمي شود و اين حيات دنيايي، همانند حضور يك انسان در سر جلسه امتحان و به هدف برگزاري يك آزمون مهم است كه سرنوشت و آينده فرد را رقم مي زند. بر اساس اين تعريف، هر چند وضعيت جلسه امتحان و محيط برگزاري آزمون نامناسب و دشوار و نابسامان باشد، اما موجب پوچي و نااميدي و بي هدف بودن اين محيط و حضور در آن نمي شود.
حقيقت زندگي انسان و هدف از خلقت او، محدود در همين دنيا نيست. از ديدگاه اسلام، دنيا براى آخرت آفريده شده است. آمدن انسان به دنيا، براى كسب آمادگى براى زندگى جاويد اخروى است. دنيا محل تجارت (1)، زراعت آخرت (2) و محل آزمايش است (3). خداوند انسان را در دنيا آفريد تا او بتواند به كمال شايسته خود دست يابد.
اما راهكار رسيده به اين هدف از مسير دو نعمت بزرگ خداوند به بشريت حاصل مي شود و آن نعمت عقل و وحي است؛ در واقع خداوند براي رسيدن انسان به كمال واقعي خود و به درجه بالايي كه مي تواند در حقيقت وجودي خود بيابد، دو راهنما و دليل باطني و ظاهري براي او قرار داده است كه دليل و حجت باطني همان عقل و قوه ادراك بشري و دليل ظاهري همان پيامبران الهي و آموزه هاي وحياني است كه در قالب اديان و شرايع به بشر منتقل شده است و با عمل به اين آموزه هاي عقلي و ديني انسان مي تواند خود را به هدف نهايي خلقت خود برساند .
اين همان حيات و زندگي پاك است كه خداوند در قرآن به ما وعده داده و تاكيد كرده كه اين حيات پاك نتيجه پاسخ گفتن به دعوت خداوند و پيامبر است:
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم (4) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد.»
در نتيجه پاسخگويي به اين دعوت كه همان حقيقت ايمان است و در نتيجه عمل به آنچه به حكم عقل و هدايت پيامبران بايد بدان عمل شود حيات پاك و باشكوه بشري براي او رقم خواهد خورد كه همان هدف مهم از زندگي در دنيا و آخرت است: « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون (5) هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.»
پي نوشت ها:
1. سيد رضي، نهج‏البلاغه، نشر مشهور ، قم 1379 ش، كلمات قصار، 131.
2. علامه مجلسي، بحار الانوار، نشر اسلاميه، تهران، بي تا، ج 73، ص 148.
3. نهج‏البلاغه، همان، نامه 55: «فانّ الله سبحانه قد جعل الدنيا لما بعدها و ابتلى فيها اهلها ليعلم اليهم احسن عملاً».
4. انعام (8) آيه 24.
5. نحل (16) آيه 97.
موفق باشید.