من یک پرستار هستم که سالهاست بعنوانمدیر یک قسمت کار می کنم.یک پسر 13 ساله دارم که مشکلی ندارددر سال 86 دخترم بدنیا آمد که روز سوم تولد تشنج کرد ومشکلات زیادی برایش بوجود آمد ، دیر راه رفت و دیر حرف زد والان که کلاس پیش دبستانیست از دوستانش عقب تر است . من خیلی نگران آینده او هستم مرتبا گریه می کنم و از خدا کمک می خواهم. من انسان بی آزاری هستم اگر بتوانم به کسی کمک می کنم و اگر نتوانم سنگ راه کسی نمی شوم . آیا بیماری دخترم بازتاب اعمال و گناهان ماست .وقتی فال انبیاء و حافظ می گیرم مرتبا پیغام خیر وآینده روشن و توصیه به صبر می کند که بالاخره مشکل شما حل می شود. برایم دعا کنید و مرا راهنمایی کنید. با تشکر
در ضمن تاکنون تحت درمان بوده و وضعیتش خیلی بهتر از قبل است.
همچنین برای شفا به مشهد و قم وجمکران برده ام ونذر زیارت کربلا دارم . انشاءاله
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
لازم مى دانيم به عنوان مشاوري امين و دلسوز نكاتى را خدمت شما خواهر گرامى عرض كنيم:
1- عالمي كه ما در آن زندگي مي كنيم، عالم مادي است كه ساختار آن بر اساس نظام عليت و معلوليت است،يعني هر چيز بر اساس علتهاي شناخته شده يا ناشناخته تحقق مي يابد. محال است معلولي بدون علت پديد آيد ؛آتش ميسوزاند، آب سرد مي كند، ابر به بارش در ميآيد، ويروس بيماري ميآفريند و دارو درمان ميكند؛ همه اين حوادث بر اساس ضابطه معيني نظام عالم را تشكيل ميدهند. بنا براين معلولات عالم بر اساس نظام علت و معلول است كه بر تمام عالم هستي و از جمله زندگي انسان ها حكمفرما است.
2- مشكلات و سختي هايي در زندگي بر انسان وارد مي شود، مي تواند مولود عوامل گوناگوني باشد كه يكي از آن ها، شكوفايي استعدادها و سازنده شخصيت انسان است.
بر اساس آيات قرآن و روايات نظام زندگي انسان در جهان هستي، نظام تكامل و پرورش است. همه مردم (از پيامبران گرفته تا ديگران) در حوادث روزگار دست و پنجه نرم ميكنند تا تربيت و ساخته شوند و شايستگي دريافت پاداشهاي عظيم الهي را كسب نمايند.
گاهي نعمت هاي الهي و الطاف ويژه و ناب خداوند در لباس «سختيها، تنگناها، مصيبتها و مشكلات» ظاهر مي شود؛ چنان كه خداوند انبيا، امامان و اوليا و دوستان خاص خود را در دنيا با انواع سختيها، مصيبت ها و شدايد دچار ساخته است تا بدين وسيله بر ايمان و استواري آنان و بر مقام و مرتبت و منزلتشان بيفزايد؛ چنان كه امير مؤمنان (ع) مي فرمايد:
«انّ البلاء للظالم ادبٌ، و للمؤمن امتحان، و للانبياء درجه و للاولياء كرامه؛ (1)
بلاها براي ستمگران جنبه كيفر و تأديب دارد. براي مؤمنان، امتحان و براي پيامبران باعث ارتقاي رتبه و درجه و براي اولياي الهي موجب كرامت و بزرگواري مي گردد».
خداوند براي شكوفا كردن استعدادها و پرورش دادن بندگانش، آنان را با گرفتاريها ميآزمايد؛ يعني همان گونه كه فولاد را براي استحكام بيش تر در كوره ميگذارند تا به اطلاح آبديده شود، آدمي را نيز در كوره حوادث سخت پرورش ميدهد تا مقاوم گردد. امتحان خدا با گرفتاري ها، به كار باغبان پر تجربه شبيه است كه دانههاي مستعد را در سرزمينهاي آماده ميپاشد. دانهها با استفاده از دادههاي طبيعي شروع به رشد و نمو ميكنند. به تدريج با مشكلات ميجنگند و با حوادث پيكار مينمايند. در برابر طوفانهاي سخت و سرماي كشنده و گرماي سوزان، ايستادگي به خرج ميدهند تا شاخه گلي زيبا يا درختي تنومند و پرثمر بار آيد كه بتواند به زندگي خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.
خداوند نيز زندگي دنيا را براي انسان توأم با رنج و مشقت قرار داد تا وي را تربيت كند و استعدادهايش را شكوفا نمايد.
شدايد و ناملايمات براي انسان جنبه سازندگي دارند. بسياري از كمالات است كه جز در رو به رو شدن با سختيها و گرفتاري ها، جز در نتيجه برخوردها، جز در ميدان مبارزه و پنجه نرم كردن با حوادث به دست نميآيد.
3- البته گاهي بلا و گرفتاري به عملكرد خود ما برمي گردد؛ مثل اين كه كاري را از روي جهل، عدم تدبير و يا از روي لجاجت انجام دهيم؛ مثلاً كسي كه بدون دقت و مشورت دست به تجارتي ميزند و بعد ورشكست ميشود، نميتواند بگويد: خدايا! چرا مرا اين طور كردي!
در صورتي كه كوتاهي در انجام وظايف از انسان سر نزده، در مقابل بلا و گرفتاري به هر صورت كه باشد، صبر نموده و خدا را شاكر باشد تا سفره نعمت هايش براي او بگشايد. امير مؤمنان(ع) مي فرمايد:
«الدَّهْرُ يَوْمَانِ فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَلَا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِمَا سَتُخْتَبَرُ؛ (2)
دنيا دو روز است: روزى به زيان توست و روزى به سود توست. روزى كه به سود توست، سرمست مشو. روزى كه به زيان توست، غم مخور؛ زيرا تو در هر دوى آن ها آزمايش مىشوى».
صبر و استقامت عصاره همه فضيلتها و خميرمايه همه سعادت ها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختى است. انسان بدون صبر هم در جهات مثبت به جايى نمىرسد؛ هم در برابر عوامل منفى شكست مىخورد، چرا كه صابر نبودن مساوى با شكست است. به همين دليل كليد اصلى پيروزىها، صبر است.
بنابراين در يك نگاه كلي، به طور مطلق نمي توان گفت ريشه و اساس گرفتاري هاي انسان، «عملكردهاي خود او» است. زيرا گاهي نظام زندگي انسان در جهان هستي و گاهي آثار وضعي اعمال انسان و گاهي امتحان ها الهي سبب بروز مشكلات و گرفتاري ها در زندگي انسان مي شود.
بهترين راه براي اين كه انسان بتواند تشخيص دهد كه مشكلش از ناحيه كوتاهي خودش در وظايف مادي يا معنوي هست يا امتحان الهي و ... اين است كه با هرگونه مشكلات و گرفتاري كه مواجه مي شود، ابتدا نامه عمل خود را بازبيني كند كه آيا وظايف خود را انجام داده يا كوتاهي كرده؟ در صورتي كه از طرف او كوتاهي صورت گرفته، براي جبران آن اقدام كند تا خداوند عنايت خود را به او بيشتر نمايد.
پي نوشت ها:
1. علامه المجلسي، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت، 1404 ه.ق، ج 81، ص 198.
2. ابن شعبه حرانى، تحف العقول عن آل الرسول، جامعه مدرسين قم، 1404 ق، چاپ دوم، ص 207.
موفق باشید.






