بسم الله
با سلام . لطفا بفرمایید، دانستن زبان حیوانات برای انسان، و برعکس چه نفعی دارد؟ آیا ضرورتی دارد که زبان حیوانات را دانست؟
و اینکه اگر انسان از سرنوشت خود مطمئن شود که به بهشت یا جهنم خواهد رفت( بر فرض اینکه فرض محال محال نیست) ، چه میکند؟ آیا به اعمال نیک خواهد پرداخت، یا شرور میشود؟ یا بسته به خود انسان دارد؟
لطفا هر دو سوال را شرح دهید
با تشکر
پرسش: دانستن زبان حيوانات
بسم الله
1- با سلام . لطفا بفرماييد، دانستن زبان حيوانات براي انسان، و برعكس چه نفعي دارد؟ آيا ضرورتي دارد كه زبان حيوانات را دانست؟
با تشكر
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
منظور شما از اين پرسش چندان روشن نيست، زيرا نفع برخورداري از اين توانايي به عنوان يك توانايي خاص و ويژه غير قابل انكار است و دامنه ادراكات بشري و كشف امور گوناگون را براي يك فرد بسيار افزايش مي دهد؛ تصور كنيد كه اگر شما در ميان جمعيتي انبوه از انسان ها قرار بگيريد در حالي كه زبان آن ها ار نمي دانيد و يا اين كه كاملا به زبان آن ها آشنايي داشته باشيد، يقينا اين دو وضعيت براي شما كاملا متفاوت خواهد بود و دامنه اداركات شما از تمايلات، خواسته ها ، تفكرات و گرايشات اين افراد ، در وضعيت دوم بسيار بيشتر از وضعيت اول خواهد بود.
به همين نسبت اگر انسان از زبان حيوانات بهره مند باشد، مي تواند سطح ادراكات خود را به شكلي وسيع افزايش دهد و در جهت اهداف خاصي از آن بهره بگيرد.
اصولا اگر اين توانايي به خودي خود ارزش و كمالي محسوب نمي شد به عنوان يك موهبت به برخي از انبياء الهي عنايت نشده و آنان از اين توانايي به عنوان يك فضيلت ياد نمي كردند ؛ در قرآن به صراحت مي فرمايد:
« وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ (1) و سليمان وارث داوود شد، و گفت: «اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده »؛ البته روشن است كه در اين امر ضرورتي وجود ندارد، اما در موارد خاص به عنوان اثبات ارتباط يك فرد با خداوند يا در قالب معجزه يا كرامت، برخورداري از اين نعمت جايگاه مهمي پيدا مي كند. حتي مي توان گفت اگر اين قدرت براي انسان هاي عادي هم اگر پيدا شود مي تواند زمينه پيشرفت هاي گوناگوني براي بشر در صنعت دام پروري و دام پزشكي و ... گردد؛ در عين حال كه اين امر مي تواند با هدف گيري هاي نادرست به رفتارهاي غلط و نادرست و سوء استفاده هايي هم منتهي گردد.
در مقابل هم اگر براي حيوانات هم وجود شعور و ادراك را بپذيريم بديهي است كه آگاهي آن ها از زبان انسان منافع زيادي را براي آن ها خواهد داشت و لااقل در كم و كيف زندگي آن ها مي تواند نقش مهمي ايفا نمايد.
پي نوشت:
1. نمل (27) آيه 16.
پرسش: 2-- اگر انسان از سرنوشت خود مطمئن شود كه به بهشت يا جهنم خواهد رفت( بر فرض اينكه فرض محال محال نيست) ، چه مي كند؟ آيا به اعمال نيك خواهد پرداخت، يا شرور مي شود؟ يا بسته به خود انسان دارد؟
لطفا هر دو سوال را شرح دهيد
- اگر انسان از سرنوشت خود مطمئن شود كه به بهشت يا جهنم خواهد رفت( بر فرض اينكه فرض محال محال نيست)، چه مي كند؟ آيا به اعمال نيك خواهد پرداخت، يا شرور مي شود؟ يا بسته به خود انسان دارد؟ لطفا هر دو سوال را شرح دهيد
با تشكر
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به اين سوال دو فرض مي توان، در رابطه با نسبت سرنوشت انسان و عمل او، تصور كرد كه پاسخي متفاوت نيز پيدا خواهد كرد.
1- سرنوشت رقم خورده براي انسان، اعم از بهشت يا جهنم بودن آن، جداي از عمل و رفتار او باشد و به او چنين گفته شود كه عمل تو ارتباطي با سرنوشت تو ندارد و تو هر رفتاري داشته باشي بهشتي خواهي بود يا جهنمي خواهي بود.
2- سرنوشت رقم خورده براي انسان، رابطه مستقيم با عمل و رفتار او داشته باشد و اين شخص به سرنوشتي علم پيدا كند كه در نتيجه اعمال خود، در طول حياتش كسب كرده و خواهد كرد.
در صورت اول مي توان گفت كه به خود انسان و ميزان معرفت او از خداي متعال بستگي دارد. اميرالمومنين علي بن ابيطالب(ع) در تقسيم بندي انسان ها در عبادت خداي متعال مي فرمايد:
«انّ قوماً عبدوا الله رغبةً فتلك عبادة التّجار وإنّ قوماً عبدوا الله رهْبةً فتلك عبادة العبيد وإنّ قوْماً عبدوا الله شُكراً فتلك عبادة الأحرار»
" گروهي خدا را از روي رغبت و ميل(به بهشت )پرستش مي كنند، اين عبادت تجار است و گروهي او را از روي ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است و گروهي خدا را به خاطر شكر نعمتها (و اين كه شايسته عبادت است) مي پرستند، اين عبادت آزادگان است."(1)
با توجه به اين فرمايش حضرت امير مي توان فهميد كه اگر چنين فرضي محقق شود انسانها چه رفتاري از خود نشان خواهند داد. روشن است كه از ميان سه گروهي كه حضرت فرموده اند گروه اخير يعني كساني كه خدا را به خاطر شكر نعمتها و اينكه شايسته عبادت است، مي پرستند، تغييري در حركت خود به وجود نمي آورند چرا كه عبادت و پرستش آنها به خاطر رسيدن به بهشت يا دوري از جهنم نبوده است تا با مطمئن شدن از آن تغييري در انجام وظايف خود به وجود بياورند.
مانند خود حضرت علي(ع) كه در مناجاتي چنين به خداي متعال عرض مي كند: «ما عبدتك خوفاً من نارك، ولا طمعاً في جنتك و لكن وجدتك أهلاً للعبادة فعبدتُك. » " من تو را عبادت نكردم به خاطر ترس از آتشت و نه به خاطر طمع در بهشتت و لكن به خاطر اين كه تو را شايسته عبادت و پرستش يافتم پس به عبادت تو پرداختم." (2)
در صورت دوم پاسخ اين است كه اگر بر فرض معلوم شود كه شخص بهشتي است يا جهنمي، از آنجائي كه سرنوشت او جداي از اعمالش نمي باشد. قطعا چنين فردي اعمالي متناسب با بهشت يا جهنم خواهد داشت و فضاي حيات او ، متناسب با آن سرنوشت از پيش معلوم شده، خواهد بود، پس فرد بهشتي اگر بهشت براي او رقم خورده است قطعا اعمال او تا پايان حيات او متناسب با بهشت خواهد بود و فرد جهنمي نيز در مسير همان سرنوشت خود حركت خواهد كرد كه از اين جهت جهنم نصيب او شده است. پس فرد بهشتي بعد از اين علم نيز همانگونه رفتار خواهد كرد كه مناسب رفتار يك فرد بهشتي است و فرد جهنمي همانگونه رفتار خواهد كرد كه مناسب با رفتار يك فرد جهنمي است.
مانند دانش آموزي كه با توجه به رفتار او در گذشته و سير رفتار او در آينده، معلم به او بگويد تو با توجه به اين رفتار و درس خواندن قطعا در آخر سال موفق خواهي شد. در اين صورت بعد از اين علم نيز دانش آموز بايد همان رفتار را ادامه دهد كه به اين سرنوشت موفقيت آميز دست يابد چرا كه اگر رفتارش را تغيير دهد ديگر آن سرنوشت را نخواهد داشت و علم به سرنوشتش در حقيقت علم نبوده بلكه جهل خواهد بود.
و اگر به دانش آموزي گفته شود تو هر جور درس بخواني ما به تو نمره بيست را خواهيم داد ( صورت اول ) مي توان احتمال داد كه رفتار دانش آموز با توجه به اين خبر، تغيير كند و ديگر به تلاش گذشته خود ادامه ندهد.
پي نوشت:
1. نهج البلاغه، حكمت 237.
2. محمد باقر مجلسي، مرآة العقول، بيجا، بيتا،ج8، ص89، باب النيّة.
موفق باشید.






