چرا باید نماز قضا را به جا آورد؟اگر ما فرصت نکردیم نهار بخوریم و به وقت شام رسیدیم فقط شام میخوریم،ناهار و شام را که باهم نمیخوریم.میخوریم؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار در مثالي كه ارائه نموديد وجه تشابه خوبي با نماز وجود دارد، به اين معنا كه همانطور كه خوردن غذا جهت تغذيه جسم انسان و برآورده نمودن نيازها و قوت بخش به جسم انسان مي باشد، نماز نيز به عنوان غذاي روح انسان پروش دهنده فضائل اخلاقي و ملكات نفساني و روحيه تقوا و پرهيزگاري و ايجاد كننده قدرت بازدارندگي روحي در مقابل هجمه شهوات و انحرافات مي باشد.
اما دوست بزرگوار همانطور كه از مثال خود شما مي توان برداشت نمود به تاخير افتادن يك وعده غذائي تا وعده بعدي اگر چه عملا يك وعده غذائي را حذف مي كند اما نيرو و توان حاصل شده از وعده بعدي هرگز نمي تواند سستي و رخوت حاصل شده از گرسنگي در بين اين دو وعده را جبران نمايد و صرفا انسان را براي ادامه فعاليت بعد از آن آماده مي نمايد، جبران اين خسارت موقت در مورد فعاليت جسماني با توجه به ظرفيت محدود انسان در خوردن غذا امكان ندارد و عملا با تاخير يك وعده تا وعده بعدي ،يك وعده حذف مي شود.
اما در مورد غذاي روح از چند جهت تفاوت وجود دارد:
اولا: ضرر ناشي از تاخير يك وعده غذا و ترك آن (اگر نگوئيم هيچ ضرري ندارد، بلكه در برخي موارد منفعت است) باز هم بسيار كمتر از خسارت معنوي ناشي از ترك نماز و نافرماني خداوند در انجام آن عمل واجب مي باشد.
ثانيا: اگر چه انسان با ترك نماز در زمان خود از بسياري از بركات آن نماز محروم شد، ولي با انجام نماز قضا در كنار نمازهاي اداي ديگر امكان جبران بخشي از همان خسارت وارد شده وجود دارد و با توجه به اينكه، پذيرش روح انسان همانند جسم انسان محدوديت ندارد. لذا اگر امكان جمع نمودن دو وعده غذائي با هم وجود ندارد. ولي امكان جمع نمودن دو وعده نماز با هم وجود دارد تا چه رسد به اينكه اساسا براي انجام نماز قضا هيچ ضرب الاجلي وجود ندارد و انسان مي تواند در هر زمان در آينده دور يا نزديك كه فرصت و زمان و حال مناسبي جهت انجام آن دارد اين كار را انجام دهد و لزومي براي اداي نماز قضا بلافاصله به همراه نماز بعدي وجود ندارد.
ثالثا : انجام نماز قضا صرفا با انگيزه جبران نماز ترك شده نمي باشد، بلكه يك دستور مستقل الهي است كه به افرادي كه عمل واجبي از آنها ترك مي شود در يك دستور مستقل ديگر فرمان داده مي شود كه هر آنچه از آنها ترك شده است را لازم است قضا نمايند (1)، و شايد به اين هدف باشد كه كسي تصور نكند همانند غذاي جسماني امكان صرف جوئي و فرار از زير بار برخي از نماز ها وجود دارد لذا اگر هم در مثال شما هيچ يك از اشكالات گذشته وجود نداشت، وجود همان دستور الهي در انجام نماز قضا براي وجوب و ضرورت انجام آن كافي بود با علم به اينكه مي دانيم قطعا همه اوامر الهي بر اساس مصالح و مفاسد حقيقي بوده و سعادت انسان در گرو انجام بي چون و چراي آنها مي باشد ولو در زماني كه دليل آن را نمي داند.
پي نوشت:
1.شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة،مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 ق،ج 8، ص 268.
موفق باشید.