چرا خدا وجود دارد اما نمی بینیم ؟

چطورمیشود وجود جدا را به یک متریالیسم ثابت کرد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ابتدا بايد توجه داشته باشيد كه بين وجود داشتن و ديده شدن هيچ رابطه منطقي و عقلاني وجود ندارد؛ چه بسيار چيزهايي كه وجود دارند. اما ديده نمي شوند مانند خوشحالي، غم، ذكاوت و نبوغ و... در وجود انسان، يا اكثر گازها، انرژي، امواج گوناگون راديويي و ماهواره اي و ....، جريان الكتريسيته و ... در دنيايي بيرون كه همگي به يقين وجود دارند و آثار و پيامدهاي آن ها را درك مي كنيم، اما اين ها ديده نمي شوند.
در مقابل چيزهايي هم هستند كه ديده مي شوند اما وجود ندارند. مانند موارد متعدد خطاي ديد، مثل شكستگي چوبي كه در آب فرو برده شده، يا سراب و ... كه واقعا ديده مي شوند. اما حقيقتا وجود خارجي ندارند؛ پس ملازمه اي بين وجود داشتن و ديده شدن نيست، هرچند اكثريت آنچه در عالم خارج مي بينيم به يقين وجود هم دارند، اما نمي توان گفت هر انچه ديده نمي شود وجود ندارد.
اما موجوداتي كه ديده نمي شوند چند دسته اند گروهي به خاطر ضعف بينايي ما ديده نمي شوند و چه بسا اگر با چشم مسلح بنگرين بتوانيم آن ها را ببينيم مانند طيف هاي ماوراء بنفش و مادون قرمز و مانند آن؛ اما گروه ديگر امور ناديدني از سنخ چيزهايي هستند كه اصولا قابل ديده شدن و حس شدن نيستند و نه تنها انسان، بلكه هيچ موجود ديگري نمي تواند آن ها را مشاهده كند كه خداوند متعال از جمله همين موجودات است.
خداوند مادي نيست، يعني جسم ندارد؛ در نتيجه هيچ وقت چه در دنيا و چه در وقت مردن و چه در قيامت نمي توان او را ديد، زيرا ديدن مخصوص چيزهاي مادي و جسماني است. عمل ديدن، فرآيندي است مادي و طبيعي. لازمه‏ چنين فرآيندي، مادي و جسماني بودن شيئي ديده شده، مكان و زمان دار بودن و دارا بودن ديگر خصوصيات مادي است.
ديدن يك شي با چشم مستلزم آن است كه شي مزبور در مقابل چشمان ما قرار گيرد. لازمه چنين مقابله و مواجهه اي قرار گرفتن آن شي در جهت خاصي است. بنابراين ديدني بودن، جهت و مكان داشتن مي خواهد، حال آن كه خداوند از داشتن جهت و مكان و نياز به آن منزه است. بنا بر اين رويت حسي خداوند ممكن نيست. (1)
به همين جهت خداوند در قرآن مي فرمايد: « چشم‌ها او را در نمي‌يابد و اوست كه ديدگان را درمي‌يابد». (2)هرچند نبايد فراموش كرد كه رويت آثار و نشانه هاي خداوند خود بهترين جلوه از رويت خداوند يعني درك عميق از حضور و وجود خداوند است، تا جايي كه در اين نگاه عميق انسان به هر كجا نظر بيفكند جلوه اي از خدا را مي بيند :
اما آثار و نشانه هاي او در عالم پراكنده است و «ُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه(3) هر طرفي رو كنيد، وجه خداوند را مشاهده مي‌كنيد». اين نوع رؤيت كه ديدن وجه الله است، همان چيزي است كه نصيب عارفان راستين نيز مي‌شود:
به دريا بنگرم دريا ته بينم به صحرا بنگرم صحرا ته بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت نشاني از رخ زيبا ته بينم
در نهايت تذكر اين نكته هم لازم است كه ارزش و اهمين ايمان مومنان به آن است كه از طريق عقل و خرد و تامل فكري به حقيقت وجود خداوند پي برده بدان مومن مي شوند و اگر بنا بود كه هركس با ديدن و مشاهده خداوند به وجود او ايمان بياورد، اين ايمان ارزش و اعتبار و اهميت چنداني نداشت، بلكه ارزش كار مومنان آن است كه ايمان به غيب مي آوردند، چنان كه قرآن اولين صفت افراد باتقوا كه از هدايت قرآن بهره مند مي شوند را ايمان به غييب مي داند. (4)
اما در مورد اثبات خداوند براي يك ماترياليست بايد گفت اين امر راهي جز مراجعه به عقل و خرد بشري ندارد؛ در واقع بايد براي چنين فردي ادله اثبات وجود خداوند را ارائه نمود و از وي پايخ خواست؛ اگر وي منطقي و منصف باشد لزوما بايد به وجود خداوند اقرار نمايد؛ در پايان يك دليل منطقي و روشن در مورد اثبات وجود خداوند را ارائه مي نماييم:
برهان عليت:
اين برهان از يك اصل كاملا بديهي و ضروري تشكيل شده است كه مي گويد: « هر پديده اي نياز به پديد آورنده دارد ». اين اصل مي گويد هر چيز كه پديده است، يعني هر چيزي كه نبود و بود شد يا هر چيز كه ايجاد شده است و سابقه نبودن دارد نياز به علت دارد. دليل آن هم كاملا واضح است، زيرا هر يك از ما به راحتي با مراجعه به عقل مان در مي يابيم كه هر پديده اي پديد آورنده اي مي خواهد، زيرا نمي تواند خودش، خودش را به وجود آورد ،چون قبل از به وجود آمدنش نبوده تا اين كار را بكند. بدون هيچ علتي هم معقول نيست كه از نيستي به هستي تبديل شود. پس حتما علتي غير از خودش براي به وجود آمدن داشته است.
بر اين اساس هر چه در جهان هستي يافت مي شود كه داراي عمر معيني بوده، در زمان خاصي پديد آمده، يقينا پديد آورنده اي داشته است. پديد آورنده در نهايت بايد به موجودي ختم شود كه خود پديده نباشد. اگر همه موجودات عالم از قسم پديده باشند و هر يك ديگري را به وجود آورده باشد، اولين پديده بي علت خواهد ماند، زيرا همه پديده هاي ديگر معلول او محسوب مي شوند. بعد از او به وجود آمده اند، ولي خود او داراي علتي نيست كه اين امر محال و خلاف فرض است.
همه جهان هستي كه ما مي شناسيم و مرزهاي بي كران كائنات داراي عمر معيني بوده و در زمان خاصي و بر اساس داستان معيني (بيگ بنگ يا نظريه رسيمان ها يا هر فرضيه ديگري) به وجود آمده است؛ در واقع اختلافي كه در نظر دانشمندان در خصوص عمر كائنات وجود دارد، به مقدار اين امر بر مي گردد، نه به اصل ايجاد آن، در نتيجه آنچه به عنوان موجودات عالم مي شناسيم، همه در زمره پديده ها هستند و نيازمند به علت. علت ها هم در نهايت بايد به علتي بر گردند كه خود معلول علت ديگري نيست ؛ اين موجود همان چيزي است كه نام او را « خدا » مي گذاريم.
البته بحث دقيق تر در اين زمينه كه چرا موجودات نمي توانند علت يك ديگر باشند به بحث دقيق استحاله دور و تسلسل مربوط مي شود كه دلايل گوناگوني بر آن اقامه شده است، اما به طور مختصر بايد گفت كه:
اگر بنا باشد موجودات (پديدها) علت ايجاد هم باشند در نهايت لازم مي آيد يك موجود هم علت باشد و هم معلول كه اين امر دور محال ناميده مي شود، يعني لازم است الف علت ب و ب علت ج و ج علت دال باشد؛ اما در نهايت دال علت الف باشد كه اين ضرورتا محال است. چرا كه لازمه آن اين است كه دال هم علت الف باشد هم معلول آن .
يا اين كه علت موجود 1 موجود 2 و علت موجود 2 موجود 3 و ... باشد كه همه به عنوان يك سلسله و زنجير تا بي نهايت به علت قبلي منتهي شوند؛ بطلان اين ادعا نيز روشن است. زيرا اگر همه اين سلسله بي نهايت علت و معلول ها را در ذهن خود در يك مجموعه در نظر بگيريم و بپرسيم آيا همه اين مجموعه پديده است يا خير؟ ناچاريم بگوييم: بله؛ در نتيجه وقتي همه اين ها پديده شدند ، نيازمند علتي بيرون از خود هستند كه پديده نباشد و در اين مجموعه قرار نگيرد.(5)
كتاب هاي ارجاعي براي مطالعه:
- كتاب «توحيد» از شهيد مطهري (مجموعه آثار، ج4، ص 41 - 221)
- سيري در ادله اثبات وجود خدا،‌ محسن غرويان.
- خدا و علم نوشته ژان گيتون؛ دفتر نشر تبليغات اسلامي.
پي نوشت :
1. رك : آيه الله مكارم شيرازي ، يك صد و هشتاد پرسش و پاسخ، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، ص 63 .
2. انعام (6) آيه 103.
3. بقره (2) آيه 115.
4. بقره آيه 3.
5. آموزش كلام اسلامي، محمد سعيدي مهر، نشر طه، تهران 1383 ش، ج 1، ص 57 .
موفق باشید.