زنی هستم 41 ساله که چند ماه پیش متوجه شدم شوهرم با دختری25 ساله رابطه داره که این موضوع باعث افسردگی وناراحتیم شد و با کمک خدا و تهدید دختر و مسرم از این کار دست کشیدن ولی خودم دچار ناراحتی روحی شدم و افسرده وهرزگاهی کارهای همسرم را به رویش میاورم و هرشب گوشیه موبلیلش راچک میکنم و یا رزده به محیط کارش میروم چون بهش شک دارم واین شک داشتنم در رابطه زناشوییم هم تاثیر گذاشته و دیگر هیچ میل و علاقه ای به همسرم ندارم و هروقت هم یاد کاراشمیفتم تو رفتارم تاثیر میذاره و چند روز باهاش حرف نمیزنم و خودم هم از این بابت ناراحتم و همش فکر میکنم نکند باز با یه نفر دیگه باشه و...........ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید مه چیکارکنک که شکم را برطرف کنم و به آرامش برسم و این افکار ازم دورشه و آیا درسته که هرزگاهی کارای گذشته همسرمو رو به رخ میکشم؟کمکم کنید تا از این شک و بد دلی دربیایم .ممنون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ابتدا بايد از دور انديشي تحسين بر انگيز شما و گذشت زيبايتان، درباره همسرتان تقدير و تشكر بعمل آورد و بي شك اين عمل بسيار نيك شما در نزد خداي تبارك و تعالي از پاداشي بس نيكو برخوردار خواهد بود. با اينكه نفرموده ايد كه داراي فرزند مي باشيد يا نه؟ ولي اگر اينگونه است طبق آمار هفتاد و پنج درصد بزهكاران و ناسازگاران اجتماعي را كساني تشكيل مي دهند كه پدر و مادرشان به عناوين مختلفي از هم جدا شده اند و شما با اين كار از احتمال فروغلتيدن فرزند خود بدامان بزه و بزه كاري جلو گيري كرده ايد و اين خود در نزد پروردگار از ارزشي والا برخوردار است و نشان مي دهد. كه چقدر به فرزند خود و آينده او علاقمنديد و در مورد همسرتان نيز اگرچه در مورد اندازه ارتباط خارج از چهار چوب وي اطلاعاتي به ما نداده ايد. اما بايد بگويم كه گذشت در هر حال بهترين و خدا پسندانه ترين عمل است، و خطا امري است كه براي همه به صورتهاي مختلف رخ مي دهد. آنچه مهم است اينست كه ايشان به خطاي خودشان پي برده و توبه كرده و از شما نيز با زاري و تضرع در خواست بخشش كرده است و شما نيز با كمال بزرگواري آنرا پذيرفته ايد، بايد بدانيد كه توبه پذيري كار خداست و پذيرفتن توبه خطاكاران كاري بس ارزشمند و الهي است. به اين امر توجه داشته باشيد كه رفتار سوء و ذات فرد دو چيز جدا از هم هستند. لذا وقتي شوهرتان آن رفتار ار كنار گذاشته ذات و خود او را بپذيريد و بخود نزديك نماييد تا دوباره بخاطر كمبود محبت سر سفره ديگران ننشيند.
با توجه به اينكه فروكش كردن بحران و تبعات حاصل از اين گونه روابط از زمان آشكار شدن، حدا قل به شش ماه زمان نياز دارد و در اين مدت شوهرتان بايد زير نظر يك خانواده درمانگر، تدابير خاصي در پيش بگيرد، لازم است كه به يك مشاور خانواده درمانگر مراجعه نماييد. اگر در تهران زندگي مي كنيد مي توانيد در اين رابطه با دكتر يونسي كه داراي تجارب بسياري در اينگونه موارد است مشورت نماييد. 02188523416 و دكتر يونسي02144015879 و 02144030585
مطلب ديگري كه ذكر آن ضروري اينست كه ديگر در مورد موضوع كنجكاوي نكنيد و دوباره به هربهانه اي آن را بميان نكشيد. توجه داشته باشيد كه به رخ كشيدن گناه تبعات سوئي براي زندگي مشترك شما خواهد داشت.
به اين توجه داشته باشيد هر مشكلي كه بين زن و شوهر پيش مي آيد اينگونه نيست كه يك طرف كاملا بي تقصير و طرف ديگر كاملا مقصر باشد. اگر چه سهم هر يك از طرفين مي تواند كمتر و يا زيادتر باشد. اما هيچ گاه بيگناهي به صفر و گناه كاري به صد نمي رسد، لذا شما بايد اين قضيه را پيش خودتان آسيب شناسي كنيد و درزهايي را كه شيطان از آن جا وارد زندگي شما شده را سد كنيد. در روايتي مي خوانيم كه چون زنان بني اسرائيل به سروضع خودشان نرسيدند و نظافت نكرده و مسواك نزدند. شوهرانشان به زنان ديگر روي خوش نشان دادند. شما بايد ببينيد كه در كجا نسبت به همسرتان كم توجهي كرده ايد تا همسرتان به كس ديگر روي خوش نشان داده. مثلا اگر قبلا كم محبتي به او مي كرديد حالا سعي نماييد كه بيشتر محبت كنيد.
شما نبايد به هيچ وجه اجازه دهيد كه ديگران در زندگي داخلي شما دخالت كنند و حتي بصورت محترمانه پدر و مادر خودتان را از اين كار بر حذر داريد. زيرا خانواده يك سيستم كاملا مجزا و با كركردهاي مشخص است و اگر كسي كه خارج از سيستم است در آن دخالت كند. آن را بهم مي ريزد. و موجب اختلال در آن مي شود. پس نبايد به هيچ وجه به ديگران اجازه دخالت و تعيين تكليف در امورتان را بدهيد.
فرموده ايد:« و ديگر هيچ ميل و علاقه اي به همسرم ندارم و هر وقت هم ياد كاراش ميفتم تو رفتارم تاثير مي ذاره و چند روز باهاش حرف نمي زنم و خودم هم از اين بابت ناراحتم و همش فكر مي كنم نكند باز با يه نفر ديگه باشه» همانگونه كه عرض كردم اين موضوع از تبعات مشكل است كه در صورت بكاربستن تدابير و تكنيكهاي خانواده درمانگري كه معرف حضورتان شد بعد از حدود شش ماه رخت بر خواهد بست.
فرموده ايد: «چيكار كنم كه شكم را برطرف كنم و به آرامش برسم و اين افكار ازم دورشه» احتمال دارد كه شما در اين رابطه به نشخوار فكريobsessive rumination دچار شده باشيد اين اختلال زير مجموعه وسواس فكري است و وسواس فكري از جمله ي اختلالات اضطرابي مي باشد و احتمال دارد كه به خاطر اضطرابهايي كه در ماجرا براي شما پيش آمده به اين مشكل دچار شده باشيد، من در زير به تكنيكهاي مقابله با نشخوار فكري اشاره مي كنم. ولي اين شما هستيد كه بايد با تمرين و ممارست زياد در طي يك دوره زماني شش ماهه تدريجا زمينه خلاصي از اين مشكل را فراهم نماييد.
نكته اول: البته اگر برايتان امكان دارد براي رسيدن به نتيجه مطلوب، بهتر است اين تمارين را زير نظر يك مشاور روان درمانگر انجام دهيد.
نكته دوم: ديگر اينكه چون وسواس با انواع و اقسامي كه دارد از اختلالات اضطرابي شمرده مي شود، يعني ريشه در اضطراب دارد، لذا اگر اين مشكلتان شديد است بايد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان(روانپزشك) مراجعه نماييد تا ايشان با تجويز چند داروي ساده اين اضطراب را تا حدي در شما كاهش دهد تا بتوانيد اندكي برخود مسلط شويد و بتوانيد تكنيكهاي روان درماني را پيگيري نماييد. چه آنكه اگر اضطرابتان بالا باشد نمي توانيد با تسلط كافي اين تمارين را انجام دهيد و نتيجه درستي از آنها بگيريد.
در مورد اثرهاي منفي نشخوار فكري بايد عرض نمايم كه: فرد دچار نشخوار فكري، بيشتر درگير مرور خاطرات خود است. او بعد از موقعيت، وقايع مربوط به آن را تفسير ميكند و اين تفسيرها را همانند آدامس در ذهن خود مي چرخاند اما توانايي دور انداختن آنها را ندارد همانند و از اين رو رضايت خاطرش از زندگي كاهش مييابد و ديدگاهي بدبينانه نسبت به زندگي پيدا ميكند. اين حالتها باعث تشديد خلق افسرده ميشوند. نشخوار فكري باعث كاهش رفتارهاي مؤثر و انطباقي ميشود. افرادي كه در اين چرخه گرفتار شدهاند، رفتارهايي كه باعث ايجاد حس كنترل و دريافت تقويت از ديگران ميشود را كمتر انجام ميدهند و اين حالت باعث درماندگي و نا اميدي بيشتر آنها ميشود. فرد افسرده از ديگران كناره گيري ميكند. با افراد خانواده و دوستان مراودهي خوبي ندارد و همين رفتارها باعث كنارهگيري ديگران از او شده و برداشت آنها نيز نسبت به او تغيير ميكند. نشخوار فكري روند حل مسأله را نيز مختل ميكند. و ناتواني در حل مسأله باعث تداوم افسردگي مي شود. وقتي افسردگي ايجاد شد و فرد با نشخوار فكري به آن پاسخ داد، توجه او به سمت خودش جلب ميشود و خود را مركز و كانون توجه قرار ميدهد. لذا مردم چنين برداشت ميكنند: « تولاك خودش هست»،« اصلا حواسش به اطراف نيست».
امَا براي مقابله با نشخوار فكري چه بايدكرد؟
1- تكنيك اول استفاده ازتنش زدايي (ريلكسيشن) است، با توجه به اينكه ريشه ي نشخوار فكري اضطراب است و تنش زدايي ضد اضطراب است، آموزش و بكار گيري اين تكنيك مي تواند در كاهش اضطراب و در نتيجه كاهش نشخوار فكري شما اثر تاثير زيادي داشته باشد، پژوهشگران در پژوهشهاي خود پيرامون اين تكنيك كاربردي كه در سايتهاي مختلف قابل روئيت است، اثبات كرده اند كه بكار گيري اين تكنيك در بسياري از موقعيتهاي اضطراب زاي زندگي تاثير بسزايي در كاهش اضطراب دارد، اين محققان در منابع به حدود سي وپنج مشكلي كه با بكار گيري اين تكنيك برطرف مي شود اشاره كرده اند. شما مي توانيد با مراجعه به يكي از مراكز مشاوره و روان درماني نسبت به آموزش يكي از روشهاي آن اقدام نماييد. من در زير به برخي از مشكلاتي كه با اين تكنيك مي توان برآنها غلبه كرد براي شما برمي شمرم.
الف- سردرد ناشي از انقباض عضلات جمجمه، سردرد هاي مزمن تنشي به دليل تنش بيش از حد در عضلات اسكلتي سر و گردن آغاز مي شوند و آموزش تنش زدايي تدريجي در تقليل سردرد تنشي اثر غير قابل انكاري دارد.
ب- ميگرن كه به عنوان ضربان يك جانبة سردرد(فقط در يك قسمت از سر) كه از درئن و يا اطراف چشمها آغاز مي شود تعريف شده و اغلب بوسيلة يك بو، دل بهم خوردگي، تهوع، و....برانگيخته ميشود و گاهي توام با روان بي اشتهايي، حالت تهوع، استفراغ كج خلقي، حساسيت، اختلال بينايي است. البته بيماراني كه تمرين منظم خانگي داشته اند رضايت خيلي بيشتري از كاهش سردردها داشته اند.
پ- تقليل اضطراب و درمان انواع هراسها مانند هراس از گربه، حساسيت زدايي نظامدار يكي از اصلي ترين شيوه هاي درمانگري در انواع هراس است و تنش زدايي يكي از مولفه هاي اصلي اين روش به حساب مي آيد.
ت- با كاهش اضطراب به دنبال تنش زدايي، بخاطر كم شدن دفاع هاي ايمني بدن كه در حالت اضطراب براه مي افتند، تحمل ما در تحمل تنيدگها افزايش مي يابد.
ث- تقليل رگه هاي اضطرابي و تظاهرات اضطرابي زنان بار دار
ج- درمان اضطراب امتحان
چ-تقليل اضطراب كودكاني كه در مدرسه دچار اضطراب مفرط شده اند.
ح-تقليل عوامل اضطرابي شخصيت مانند، تنش عصبي، ضعف من، اضطراب پارانويا گونه، نداشتن تصوير روشن از خود، و....
خ- درمان فشار خون، آرامش با افزايش سرم k+در خون رابطه مثبت و معني دار دارد و k+ نيز با سلامت رواني رابطة مثبتي دارد و تنش زدايي با كاستن از ضربان قلب باعث افزايش اين سرم در خون مي شود.
د- درمان بي خوابي و اختلالهاي مربوط به خواب. (تنش زدايي بدني به اين افراد كمك مي كند كه بسرعت بخواب روند.)
ذ- روش مقابله اي در بيماران مبتلا به سرطان و نيز تقليل برانگيختگي اين بيماران هنگام شيمي درماني.
ر- درمان و پيشگيري از عود و رشد بيماريهاي روان- تني
ز- بهبود بيماريهاي تني روانزاد.
ژ- كاهش ناراحتي هاو تنيده گيهاي ناشي از بيماريهاي قلب و عروق.
ط- تقويت حافظه( بهبود فرآيند ضبط، باز شناسي، و اندوزش اطلاعات).
ظ- تغيير و تقليل رگه هاي اضطرابي شخصيت.
ع-كنترل و غلبه بر لكنت زبان.
غ- تقليل حملات صرع.
ف- بهبود كودكان مبتلا به فزون كنشي.
ق- درمان بيماران مبتلا به آسم.
ك- تقليل دردهاي مربوط به قاعدگي.
گ- كاهش اسپاسمهاي عضلاني در بيماران مبتلا به فلج مغزي.
ل- بهبود تمرينهاي ورزشي و دستيابي به استعدادهاي كامل خود در ورزش.
م- بهبود عملكردهاي اجرايي و فعاليت هاي شغلي
ن- افزايش اعتماد به نفس در برخورد هاي اجتماعي
2- تكنيك بعدي براي مقابله با نشخوار فكري توجه برگرداني فعال است: به صورت ارادي به چيزي توجه كنيد كه مثبت است. پژوهش ها نشان داده اند افرادي كه از اين شيوه استفاده ميكنند، طول مدت افسردگي آنها خيلي كمتر از كساني ست كه از شيوهي مقابلهي نشخوار فكري استفاده ميكنند. با در پيش گرفتن فعاليت ذهني ديگري موقتا از آن حالت كناره گيري كنيد: شما ميتوانيد به بازي هاي فكري بپردازيد. تلويزيون ببينيد. يك فايل صوتي بشنويد كه مستلزم به كارگيري فكر شماست. تلفن را برداريد و به دوستان و فاميل زنگ بزنيد. خلاصه فقط ذهنتان را بي دليل و يا با هر چيز كوچكي مشغول به هرچيزي كنيد غير از آن فكر منفي. قلم و كاغذ به دست گيريد و همگي افكار منفي خود را بنويسيد: نوشتن بار سنگين افكار فكري را سبك كرده و گاه با خواندن نوشته ها ممكن است شما را به خنده يا شگفتي از افكار غيرمنطقي خود وادارد. در عين حال وقتي فكرتان را نوشتيد راحت تر ميتوانيد آن را بررسي كنيد و خطاهايش را شناسايي نماييد.
3- سومين راهكار پيشنهادي ما در خصوص مشكلتان استفاده از تكنيك انحراف فكر است، اين تكنيك به اين صورت انجام مي پذيرد كه يك كش دور مچ خود بيندازيد و وقتي چنين فكري به ذهنتان آمد اين كش را گرفته و رها كنيد و سپس يك عدد پيچيده مثل 958354را در ذهن خود مجسم كنيد و هفت تا هفت تا از آن كم كنيد تا به كوچكترين عدد غير قابل تقسيم برسيد. اين تكنيك بخاطر اينست كه مكانيزم ذهن طوري است كه در يك آن نمي تواند به دونقطه توجه كند و وقتي شما توجه جدي خود را به عدد فوق جلب مي كنيد توجه ذهن از آن موضوع قبلي برگرادنه ميب شود. و تدريجا مي آموزد كه مديريت افكار را خود بعهده بگيرد و به افكار مزاحم اجازه حضور ندهد.
4- پيشنهاد ديگر ما استفاده از تكنيك تاخير فكر است يعني شما براي آمدن اينگونه فكرها بذهنتان وقتي تعيين كنيد و وقتي اين افكار خواستند به ذهنتان وارد شودند به آنها بگوييد كه بروند و در فلان ساعتي كه به آنها اختصاص داده ايد بيايند و تدريجا با گذشت ايام اين ساعات را محدود تر كنيد. فلسفه ي اين تكنيك بر اينست كه شما سازنده ي افكارتان هستيد و بنابراين ارباب و صاحب اختيار آنها محسوب مي شويد و در واقع آنها نوكر شما هستند و شما صاحب اختيار آنها مي باشيد، ولي در وسواس فكري آنها تبديل به ارباب مي شوند و جاي شما را مي گيرند و شما به نوكري آنها در مي آييد و آنها براحتي به شما امر و نهي مي كنند كه اين امري بساير منفي و مشمئز كننده و بدور از عزت و غيرت انساني است! و لذا ما با اين تكنيك مي خواهيم شما را به جايگاه اصلي خويش برگرانيم و دوباره شما را اختيار دار و رييس افكارتان كنيم تا آنها طبق اراده و ميل شما و با اجازه ي شما بيايند و بروند نه اينكه هر وقت دلشان خواست بيايند و هر وقت دلشان خواست بروند. هدف اصلي ما آموزش مديريت افكار تان به شما است. تا با قاطعيت تمام به مديريت آنها بپردازيد و به آنها بگوييد كه ذهن من طويله نيست كه سرتان را بياندازيد پايين و بدون اجازه بياييد و برويد بلكه ذهن من ستاد فرماندهي است كه همه چيز آن روي نظم و نظام است و حتي پشه هم براي پريدن در آن بايد از من مجوز بگيرد!
5- پيشنهاد ديگر ما در اين خصوص استفاده از تكنيك توقف فكر است. يعني وقتي شما قدرت كافي در كنترل و مديريت افكار خود پيدا كرديد مي توانيد براحتي دستور توقف به آنها بدهيد و با ضرب مهر ورود ممنوع بر روي آنها، براي هيشه آنها را از ورود به ذهنتان محروم سازيد.
6- تكنيك ديگر تبديل فكر است يعني وقتي اين افكار به ذهنتان مي آيد به يك قدم قبل از آمدن اين فكر به ذهنتان فكر كنيد به اين معني كه به اين فكر كنيد كه به چه چيزي فكر مي كرديد كه اين فكر به ذهنتان آمد و وقتي آن را پيدا كرديد دو باره به اين فكر كنيد كه چه چيزي اين فكر را بذهنتان آورد و همين طور سلسله وار عمل نماييد و در مورد فكري قبل از فكر ديگر فكر كنيد؛ تا به سرچشمه نهايي برسيد، بزودي خواهيد ديد كه استفاده از اين روش قدرت مديريتي زيادي به شما براي كنترل افكارتان مي دهد.
7- از جمله كارهايي كه شما مي توانيد براي رهايي از وسواستان به آن متوسل شويد مشغول كردن خودتان به كارهاي اجتماعي و ورزش و تفريحات جمعي است، تا آنجا كه ميتوانيد از تنهايي بپرهيزيد و خود را به كارهاي مختلف مشغول كنيد تا افكار وسواسي فرصت پيدا نكنند كه به ذهن شما وارد شوند.
8- با كارهاي مختلف به تقويت ارادة خود بپردازيد تا بتوانيد به برخي از كارهايي كه بصورت اجباري انجام مي دهيد يك نه بزرگ بگوييد.
9- با در پيش گرفتن فعاليت ذهني ديگري موقتا از آن حالت كناره گيري كنيد: شما ميتوانيد به بازي هاي فكري بپردازيد. تلويزيون ببينيد. يك فايل صوتي بشنويد كه مستلزم به كارگيري فكر شماست. تلفن را برداريد و به دوستان و فاميل زنگ بزنيد. خلاصه فقط ذهنتان را بي دليل و يا با هر چيز كوچكي مشغول به هرچيزي كنيد غير از آن فكر منفي.
10- قلم و كاغذ به دست گيريد و همگي افكار منفي خود را بنويسيد: نوشتن بار سنگين افكار فكري را سبك كرده و گاه با خواندن نوشته ها ممكن است شما را به خنده يا شگفتي از افكار غيرمنطقي خود وادارد. در عين حال وقتي فكرتان را نوشتيد راحت تر ميتوانيد آن را بررسي كنيد و خطاهايش را شناسايي نماييد.
11- دست زدن به يك فعاليت: نشخوار فكري يك فكر زايد است و فكر زايد زاييده ي وقت زايد است و وقت زايد زاييده ي بيكاري است، با دست زدن به يك فعاليت كه شما را در حالت برانگيختگي قرار دهد ميتوانيد از حالت نشخوار فكري فاصله بگيريد. ورزش را شروع كنيد يا كارهاي مورد علاقه تان را انجام دهيد.
12- سرزدن به خويشان و دوستان، تعمير و به اصطلاح ور رفتن با وسايلي كه علاقه به تعمير آنها داريد، ساختن وسايل الكترونيكي ساده، همه و همه از فعاليتهايي هستند كه مي تواندد از انحراف فكر شما به سوي افكار نشخواري جلو گيري نمايند.
13- و در پايان اينكه؛ همانطور كه عرض كردم اگر اين حالت در شما بسيار قوي است و واقعا با تكنيكهاي ياد شده از پس آن بر نمي آييد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان(روانپزشك) مراجعه نماييد تا وي با تجويز چند قرص ساده به كنترل اضطراب شما بپردازد و بعد از يكي دو هفته كه از مصرف قرصها گذشت و شما اندكي برخود مسلط شديد راهكارهاي گفته شده را پي گيري نماييد تا درمان كامل گردد.
موفق و موید باشید






