با سلام.در تفاسیر آمده که عالم ذر به عالم ارواح قبل از آمدن به هستی می گویند. یکی از این ارواح ممکن است برای جنیان باشد. شیطان هم طبق نص صریح قرآن از جنیان است . حال این سوال پیش می آید که اولا بنده اصلا به خاطر ندارم که از بنده عهدی گرفته باشند چرا که معاهده یک امر دو طرفه است و از سوی دیگر عالم ذر قبل از خلقت است.یعنی قبل از تمرد شیطان خداوند از همه ی ارواح عهد گرفت که شیطان را نپرستند؟آیا معقول و منطقی است؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد اشاره شود كه از عالم ذر برداشتهاي مختلفي شده است؛ در اين زمينه آياتي(1) وجود دارد كه مفادش آن است كه از فرزندان آدم پيمان بر ربوبيت خدا گرفته شده، اما اين پيمان چگونه و در چه زمان بوده است، توضيحي نميدهد. از اين جهت مفسران درباره اين پيمان اختلاف كردهاند.
در ذيل به برخي از اين نظريهها اشاره ميكنيم:
أ) نظريه محدّثان اسلامي
محدثان اسلامي براساس فهم برخي از روايات بر اين باورند كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز در آورد و به آنان گفت:«ألست بربّكم» آنان گفتند «بلي» سپس همگي را به صلب و پشت آدم بازگردانيد. آنان هنگام خطاب الهي داراي عقل و شعور كافي بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ او را گفتند. اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه راههاي عذر در روز رستاخيز را روي آنان ببندد.(2)
اشكالاتي بر اين نظر وارد شده است كه محققان به آن اشاره كردهاند. (3)
ب) نظريه برخي مفسران
گروهي از مفسران معتقدند بايد آيه را بر توحيد فطري حمل نمود. در توضيح نظريه خود گفتهاند: انسان با غرائز و استعدادها و انواع تقاضاها و درخواستهاي طبيعي و فطري به جهان گام مينهد. آدمي هنگام تولد و خروج از صلب پدر و دخول به رحم مادر و در وقت انعقاد نطفه، ذرهاي بيش نيست، ولي در اين ذره استعدادهاي فراوان و لياقتهاي قابل توجهي است، از آن جمله استعداد و فطرت خداشناسي. با تكامل اين ذره در بيرون رحم، تمام استعدادها شكفته شده و به مرحله كمال و فعليت ميرسد.
به عبارت ديگر: خدا انسانها را از پشت پدران و رحم مادران بيرون آورد و آفرينش آنها را با خصوصياتي تركيب داد كه پيوسته پروردگار خود را بشناسند و نياز خود را به او احساس كنند.
هنگامي كه انسانها به نياز خود به خدا توجه پيدا كردند و خود را غرق در نياز ديدند، گويي به آنان گفته ميشود:
من خداي شما نيستم؟ آنان ميگويند: چرا گواهي ميدهيم كه خداي ما هستي.(4)
ج) نظريه علامه طباطبايي
علامه طباطبايي معتقدند اين آيه ناظر به وجود و حضور جمعي انسانها در حضور خدا است؛ حضوري كه غيبت در آن متصور نيست، گويي همه فرزندان آدم يك جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمدهاند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انساني خود را حضوري مييابد و يافتهاش گواهي روشن بر وجود خدا و خداوندگاري او است، ولي قرار گرفتن انسانها در گردونه زمان و تحولات جهان، آدمي را چنان مشغول و از خود بي خود ميكند كه از آن علم حضوري كه به آفريدگار خود داشت، غافل ميگردد.(5)
در نتيجه اصل اين پيمان مربوط به فرزندان حضت آدم(ع) است نه جنيان و با توجه به توضيحات مفسران پيرامون اين عهد هم ماهيت به ياد نياوردن اين امر عقلاني يا فطري براي برخي انسان ها روشن مي شود و هم اين واقعه مربوط به بعد از تمرد شيطان خواهد بود.
پينوشتها:
1. اعراف(7) آيه 172 - 174.
2. طبرسي، مجمعالبيان، بيروت، مؤسسه اعلمي،ج5، ص 390، بيروت، مؤسسه اعلمي، فخر رازي تفسير كبير، چ داراحياءالتراث، بيروت، ج15، ص 47 - 46.
3. شيخ طوسي، تفسير تبيان، نشر دار الكتب الاسلاميه تهران بي تا، ج5، ص 28.
4. مجمعالبيان، ج4، ص 391؛ و نيز: تفسير رازي، ج15، ص 53.
5. علامه طبا طبايي، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني محمد باقر، قم، انتشارات جامعه مدرسين، سال 1374 ه ش، ج8، ص 455.
موفق باشید.






