با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در فقه اسلامي براي مرتد،تعريف و شرائط خاصي بيان شده است كه مطابق آن مرتد مسلماني است كه منكر خدا و يا پيغمبر شود يا منكر حكم ضروري دين يعني حكمي كه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند مثل واجب بودن نماز و... در صورتي كه به انكار خدا يا پيغمبر برگردد، باشد.(1)
به عبارت ديگر مرتد مانند فرد مورد سوال مسلمان زاده اي است كه بعد از بلوغ اسلام را انتخاب نموده است و سپس فعل يا قولي از او صادر شود كه نشان دهنده انكار اصل دين يا اصلي از اصول دين چون توحيد يا نبوت يا معاد باشد، و يا يكي از ضروريات دين را منكر شود كه انكار او به تكذيب توحيد يا رسالت پيامبر اكرم (ص) منتهي گردد. در اين صورت ارتداد حاصل خواهد شد.
توجه به اين نكته لازم است كه انكار ضروري، آنگاه موجب ارتداد مي‌شود كه شخص منكر، به پيامد انكارش آگاه باشد. يعني بداند كه انكار ضروري او به تكذيب توحيد و يا رسالت پيامبر اكرم (ص) منتهي مي‌گردد. كه در اين صورت، اگر مرتد مرد باشد، به اعدام محكوم است و توبه‏اش، از جهت ظاهرى، پذيرفته نمى‏شود. يعنى اگر با اعتقاد و باور قلبى توبه كند، خداى متعال مى‏پذيرد و نماز و عبادتش صحيح است؛ ولي بر جريان حكم اعدامش تأثير ندارد.
اما اگر زن باشد كشته نمى‏شود. او را به توبه فرا مى‏خوانند، چنانچه توبه كرد، آزادش مى‏كنند؛ و الا در زندان باقى مى‏ماند و در تنگناى معيشتى قرار مى‏گيرد تا توبه كند.(2)
البته كساني كه در حال تحقيق باشند مشمول حكم ارتداد نيستند. حتي اگر نتيجه تحقيق آنها بازگشت از اسلام و گرايش به آيين ديگري باشد مشروط بر اين كه سخني برخلاف اسلام نگويند كسي با آن‌ها كاري ندارد و از اين مجازات‌ها معافند.(3)
مطابق آنچه بيان شد كسي كه به حقانيت دين اسلام علم و آگاهي داشته، اما در عين حال به دلائل مختلفي مانند لجاجت و...در صدد مخالف برمي آيد، مرتد است.
در پايان به دو نكته توجه داشته باشيد:
1. حكم ارتداد يك حكم اجتماعى و سياسى است، نه فردي و شخصي، به همين جهت ارتداد زماني است كه انكار دين اسلام با علم به حقانيت به آن باشد، يعني شخص به رغم قبول حقانيّت دين اسلام، به جهت انگيزه‏هاي نادرست، از دين اسلام خارج شده و در مقابل آن موضع‏گيري نمايد. بر اين اساس اگر كسي دين ديگري غير از اسلام را (آن هم پس از بررسي و به دور از هر گونه پيش داوري و مشكلات ديگر) انتخاب نمايد، اين عقيده براي او محترم است. تا زماني كه به صورت موضع‏گيري در مقابل اسلام در نيايد، يا به صورت سخنراني و تحريك ديگران در مقابل اسلام جبهه گيري نكند، كسي مزاحم او نمي شود.
در نتيجه اگر فردي در خانواده مسلمان تشخيص داد دين اسلام بر حق نيست، مي‏تواند دين ديگر را انتخاب كند بدون آنكه براي ديگري نقل كرده و در صدد تبليغ آن باشد.
2. تغيير دين از روي لجاجت اگر به معناي عدم قصد جدي باشد ممكن است مشمول حكم ارتداد نگردد. مثلاً شخصي از برخورد مثلاً فلان عالم اسلامي ناراحت شده و ...كل اسلام را زير سوال برده و آن را رد مي كند و به نوعي لجاجت به خرج مي دهد و حال آنكه واقعاً از درون به آن اعتقاد دارد فعلاً لجاجت به خرج مي دهد. لذا مراد، لجاجت افرادي است كه به رغم اطلاع از حقائق دين اسلام، كمر همت به نابودي آن بسته و مانند سلمان رشدي و ديگران به شدن بر عليه آن تبليغ مي كنند.
پي نوشت ها :
1. امام خميني، تحرير الوسيله، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، بي‌تا، م 2447.
2. ر.ك طاهرى، حبيب الله‌،حقوق مدنى،چ دفتر انتشارات اسلامي، قم 1418 ه ق، ج 1، ص 107.
3. عبد الكريم موسوي اردبيلي، فقه الحدود و التعزيرات، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1413 ق، ص 840.
موفق باشید.