ضمن عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما من پسری هستم 22 ساله دانشجو من 5سال پیش برای اولین بار توی زندگی با جنس مخالف رابطه ی عاطفی برقرار کردم طرف مقابلمم خیلی دوسش داشتم اما اون منو سرکار گذاشت و بعداز 2سال رابطه منو رها کرد من الان 2ساله که با هیچکس رابطه نداشتم یعنی نمیتونم رابطه داشته باشم چون شدیدا پسری هستم که به یکسری اصول پایبندم مثلا اصلا اهل دختربازی یا دوست دختر داشتن نیستم اصلا چنین چیزی واسم معنایی نداره واسه همین بعداز اون شکست دیگه حاضر نیستم با کسی چنین ارتباطی داشته باشم چون اون موقعم که این اتفاق واسم افتاد به ازدواج فکر می کردم واصلا فکر نمیکردم دختری که انقدر دوسش داشتمو می گفت دوستم داره به این راحتی منو تنها بذاره و بره سراغ کس دیگه ای حالا بعداز گذشت این 2سال تنهایی من با این که 2سال توی دانشگاهم اما تا حالا با یه دختر بیشتر از 2 دقیقه حرف نزدم و همیشم مخاطب واقع شدم هنوز هیچ دختری و مخاطب قرار ندادم من همیشه ازین که دختری و نمیشناسم و بخوام باهاش صمیمی حرف بزنم خیلی احساس گناه میکنم و از این که دختریم منو نمیشناس وبخواد صمیمی باهام برخورد کنه خیلی بدم میاد واسه همین اکثرا با جنس مخالف به طور رسمی برخورد می کنم تا هم به خودم اجازه ی صمیمی شدن ندم و هم به طرف مقابلم اما مشکل اینجاست که من الان شدیدا احساس میکنم به یه همزبون نیاز دارم دلم میخواد یکی دوستم داشته باشه و من یکیو دوست داشته باشم اما میخوام این علاقه تا آخر ادامه داشته باشه نمیخوام این رابطه به صورت دوستی باشه با این اوصاف که من الان واسه ازدواج سنم کمه و خانوادم مخالف وخودمم نمیتونم راضی بشم که با یه دختر فقط دوست باشم وبعداز یه مدت من برم دنبال کاره خودم و اونم بر دنبال کارخودش نمیدونم چجوری میتونم با این احساس نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن از طرف جنس مخالف میتونم بجنگم این مسئله انقدر برام اذیت کننده شده که من تو تخیلم با یه معشوق خیالی ارتباط برقرار میکنم وبهش عشق میورزم واونم به من عشق میورزه شاید دارم دیونه میشم شایدم شدم خواهشم از شما اینه با همه ی این توصیفاتی که کردم به من کمک کنین بهم بگین چطور میتونم این احساسو از بین ببرم یا بهش جهت بدم که تا سن ازدواجم بتونم دوام بیارم مرسی.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قبل از پاسخ دادن به سوالات شما لازم است به چند نكته فقهي توجه كنيد.
رابطه هاي منطقي و بر اساس ضوابط شرع كه هيچ گونه گناهي بين دختر و پسر اتفاق نمي افتد، در محيط كار، در دانشگاه يا در ارتباطات فاميلي اشكالي ندارد. مراجع تقليد فتوا داده اند كه ارتباط شغلي اگر باعث مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشكال ندارد (سيد مسعود معصومي، احكام روابط زن و مرد، ص 137). بر اساس فتاواي فقيهان، مردها مي توانند با نامحرم صحبت كنند به اين شرط كه به قصد لذت و ريبه نباشد و با اين صحبت كردن به گناه آلوده نشوند؛ البته خوب است به قدر ضرورت بسنده كنند؛ چون فرموده اند كه صحبت كردن با نامحرم به غير ضرورت مكروه است؛ خصوصا اگر مخاطب جوان باشد. پس اگر رابطه شما با حفظ موازين شرع و عرف باشد، به اين معنا كه ديگران رابطه شما را رابطه احساسي و عاشقانه نمي دانند و شما را دوست دختر و دوست پسر نمي پندارند اشكالي ندارد و اگر به ازدواج بينجامد مشكلي ايجاد نخواهد كرد. بي ترديد ترس يا خاطره تلخ شما از ارتباط ناكام قبلي كه به گفته خودتان هنوز هم به خاطر آن از بي اعتمادي دم مي زنيد مي تواند زندگي شما را همچنان تحت تاثير خود قرار دهد. اين فتاوا را گفتيم كه بدانيد شما با بزرگ كردن خاطره اي ناگوار ممكن است دچار توهمات يا بدبيني هايي نسبت به همه زنان يا دختران شويد. پس لازم است بدانيد كه دين ما دين انعطاف پذيري است و علاوه بر تاكيد بر گذشت و عفو كساني كه به نحوي به ما بد كرده اند، از ما مي خواهد روابط اجتماعي خود را بدون افراط و تفريط در پيش بگيريم تا خدايي ناكرده ديگران نسبت به ما تصور بدي نداشته باشند.
اما در ادامه به نكات ذيل توجه كنيد:
1. قبل از هر چيز به شما تبريك مي گوييم كه با روحيه خداجويانه و به خاطر جلب رضايت حق از برقراري روابط ناصحيح، خودداري مي كنيد. قطعا تاثير اين شيوه پسنديده را در زندگي زناشويي آينده خود خواهيد ديد. كساني كه دست به روابط گوناگون مي زنند پس از ازدواج دچار مشكلاتي مي شوند كه كوچكترين آن بي رغبتي به همسرشان است.
2. همانطور كه مي دانيد احساسات عاشقانه برخاسته از همان غرايز جنسي و از آثار رواني آن است. بنابراين نبايد اين احساسات به ظاهر پاك و مقدس انسان را بفريبد. بايد يادتان باشد كه جوانيد و سرشار از عاطفه و در اوج غرايز جنسي و به طور قطع توانمندتر از حضرت اميرمومنان علي (ع) نيستيد كه به زنان جوان سلام نمي كرد و مي فرمود: مي ترسم صدايشان مرا خوش آيد و زودتر از پاداشي كه مي جويم گناه به من برسد (كليني، كافي، ج 2، ص 648). شما از حضرت موسي(ع) با ايمان تر نيستيد كه وقتي پشت سر دختران شعيب راه مي رفت، به آن ها گفت: بايستيد و پشت سر من بياييد و راه را به من نشان دهيد. شما وارسته تر از حضرت يوسف (ع) نيستيد كه خداوند فرمود: اگر مقام عصمت و نبوت يوسف و كمك ما نمي بود، ممكن بود در برابر وسوسه هاي زليخا به خطا برود.
3. گذشته از اينكه چون در اين رابطه هاي عاشقانه انسان عواطف خرج مي كند، وقتي با ازدواج به هم مي رسند (البته اگر برسند) نخواهند توانست آن گونه كه لازمه زندگي زناشويي است، عاطفه خرج هم كنند و عشق و صفا و صميميتي كه لازمه زندگي مشترك و ستون خيمه زندگي زناشويي خواهد بود، كمرنگ خواهد شد.
4. بنابراين به شما توصيه مي كنيم كه همين رويه اي كه در پيش گرفته ايد را داشته باشيد يعني تا زماني كه زمينه ازدواجتان فراهم نشده بر در قلب خود قفلي بزنيد و آن را تا زمان مناسب به روي كسي نگشاييد؛ همان گونه كه غرايز جنسي خود را كنترل مي كنيد و از راه مشروع، يعني ازدواج به آن پاسخ مي دهيد.
5. بي ترديد ايام جواني، دوران بيداري غريزه جنسي و گرايش به جنس مخالف است. دراين ايام شوق جنسي و احساسات بر روان آدمي سايه مي افكند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تاثير قرار مي دهد و سبب تحريك پذيري وي، برخورد با جنس مخالف مي شود. طبيعي است اين نياز دروني بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تامين شود. راه پذيرفتني آن نيز ازدواج است؛ ولي متاسفانه به دلايل مختلف فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، نظير بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات خانواده ها و توجه به بعضي تشريفات غيرلازم، معضل اشتغال و آينده شغلي جوانان، ادامه تحصيل آنها و عدم وجود امكانات و شرايط مالي مناسب برخي خانواده ها سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تامين عاقلانه و صحيح اين غريزه سركش، به انحراف كشيده شده مي شود.
6. بنابراين به شما توصيه مي كنيم از هم اكنون در صدد فراهم كردن مقدمات ازدواج از طريق كار نيمه وقت در كنار تحصيل باشيد و در عين حال به مرور زمان خانواده خود را از اين قضيه مطلع نماييد. البته براي اينكه مشكلات اقتصادي به يك باره هجوم نياورد، بهترين راه اين است كه، فرد مناسب و سازگار با شرايط خود را انتخاب و يك نامزدي شرعي ساده كنيد. ليكن تا مراسم عروسي را تا دو سه سال به تاخير اندازيد. اين برنامه چند فايده دارد:
1. شما مي توانيد در حد نسبتا محدودي به تامين غريزه جنسي خود بپردازيد.
2. از مزاياي شيرين دوران نامزدي كه دلپذير ترين دوران زندگي است، بهره مند شويد.
3. در برخورد با مشكلات به تدريج پختگي و توانايي لازم براي حل آنها را پيدا كنيد.
4. در كنار تحصيل، كم كم بر مشكلات اقتصادي غلبه پيدا كرده و براي تشكيل خانواده آماده مي شويد.
نكات تكميلي
1. از فكر و ترسيم صحنه هاي محرك در ذهن و خيال خود بپرهيزيد: عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل مي كند (عيسي به اصحاب خود گفت.... موسي به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مي دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينكه زنا كنيد؛ زيرا كسي كه خيال زنا كند، مانند كسي است كه در خانه اي نقش و نگار شده، دود و آتش به پا كند. چنين كاري گرچه خانه را نمي سوزاند؛ ولي زينت و صفاي آن را مكدر كرده و فاسد مي كند.(1)
2. از نگاه هاي مسموم و مناظر تحريك آميز دوري كنيد: رسول خدا مي فرمايند: نگاه هوس آلود، تيري است مسموم از تيرهاي شيطان؛ هركس آن را به جهت خوف الهي ترك كند، خداوند ايماني به او مي بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مي كند. (2)
3. اجتناب از نشست هاي غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك آميز
4. اعتدال در خوردن: بي ترديد پرخوري و بي نظمي در خوردن، در ذخيره سازي و انباشتن مواد تحريك زا موثر است. در حديثي حضرت رسول اكرم (ص) پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغيب مي كند مي فرمايد: هر كس قدرت بر ازدواج ندارد، روزه بگيرد، يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف مي كند.
5. تلاوت قرآن: بي شك انس با قرآن، تلاوت و تدبر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است كه به سرعت كار هر پريشاني را رو به سامان مي برد و زخم هاي پنهان را التيام مي دهد.
پي نوشت ها:
1. وسائل الشيعه، ج 14، ص 240.
2. وسائل الشيعه، حرعاملي، ح 14، ص138.
موفق و موید باشید






