با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
هر چند موضوع منع كتابت حديث و نيز انتشار آن در نقل هاي شيعه و اهل سنت متفاوت است، با اين حال در بعضي از پژوهش هاي روايي، اين موضوع به شكل مستند مورد تحقيق قرار گرفته است كه به خلاصه اي از دو پژوهش اشاره مي شود.
در پژوهش اول نوشته شده است:
مي گويند عمر (خليفه دوم) مىخواست احاديث را جمع كند اصحاب هم رأى دادند، ولى بعدا منصرف شده گفت: يهود كه اين كار را با منقولات از پيغمبرشان كردند، از كتاب خدا دست برداشتند و به سنت پرداختند، ابن سعد در طبقات و هروى در كتاب ذم الكلام اضافه مىكند كه عمر يك ماه در ترديد بود تا رأى نهايى خود را اعلام نمود.
با نهى خليفه دوم از كتابت حديث و نيز به گمان اينكه احاديث ممكن است با كتاب خدا آميزش يافته و در نتيجه مشتبه گردد، جمعى متعمدا احاديث را از بين بردند. چنان كه از ابوبكر نقل شد تعداد كثيرى حديث از پيغمبر نوشته بود و از خوف اين كه آن چه نوشته چنان كه شنيده باشد نباشد، همه را نابود كرد.
پس، آن چه در سرگذشت حديث بر سر روايات و احاديث آمده اين است كه داستان منع كتابت احاديث پيامبر (ص) و منع و جلوگيري از آن بدون فاصله بعد از رحلت حضرت توسط خليفه اول آغاز و به شكل سلسله وار به خليفه دوم و سوم تا عهد و عصر حكومت عمر بن عبد العزيز كه در آن زمان كتابت حديث آزاد شد، ادامه پيدا كرد.
حال اين سوال مطرح است كه سير تدوين حديث در شيعه چگونه بوده و چگونه در حالي كه در زمان خلفاء به شدت از انتشار احاديث جلوگيري مي شده، پس احاديث مربوط به رسول خدا (ص)از چه راهي به دست ما رسيده است؟
در پژوهش ياد شده آمده است:
سير حديث و تدوين آن نزد اماميه به نحوه ديگرى است.
بايد بدانيم مدار حديث اهل سنت تا نيمه قرن دوم هجرى نقل شفاهى و مستند آن حافظه روات بود، زيرا عامه به واسطه نهى خليفه دوم از كتابت حديث، به تدوين و ضبط آن نپرداختند.
نقل شده است كه صحابه و تابعين، حديث را نمىنوشتند و فقط به حفظ مى سپردند. تا اين كه به واسطه گذشت زمان و در گذشت علماء، ترس نابودى حديث پيش آمد،بنا بر اين، عمر بن عبد العزيز(از خلفاي آن دوره) به ابابكر حزمى نوشت: كه سنن و احاديث را جمع نمايد.
ولى در اين عقيده اهل بيت رسالت مخالف بوده و علاوه بر دستور كتابت حديث، خود به ضبط آن پرداختند. و چنان كه ديديم ابن حجر و سيوطى حضرت على و حسن (ع) را در شمار صحابه رسول اكرم كه نوشتن احاديث پيغمبر را روا مىدانستند، شمردهاند.
بنابر اين، اول كتاب حديث، طبق نوشته شيعه و بعض عامه از آن على بن ابي طالب (ع) و به املاء پيغمبر است .و اين كتاب نزد امام باقر وجود داشته كه حضرتش آن را به حكم بن عتيبه نشان داده ديگر از پيشينيان شيعه، كه به تأليف كتاب حديث نام برده شده اند (سلمان فارسى و ابوذر غفارى) است ...از آن پس على بن ابى رافع و برادرش عبد الله، كه هر دو كاتب امير المؤمنين بوده اند و سليم بن قيس كه از جمله اولياء اصحاب آن جناب بوده در حديث و قضاياى بعد از پيغمبر كتاب پرداختند.
ولى از آغاز سده دوم ببعد خاصه در زمان حضرت باقر (114 ه) و حضرت صادق (148ه)، روات و مؤلفين شيعه در علم الحديث بطور محسوس، فزونى يافتند چنانكه ذهبى در ترجمه ابان بن تغلب گويد: تشيع در طبقه تابعان و تابع تابعان در ميان دين داران و پارسايان و ثقات فراوان و بسيار گشت.(1)
علاوه بر اين تحقيق، مناسب است به خلاصه اي از يكي ديگر از پژوهش محققانه اي كه يكي از علماي صاحب نام در تاريخ سر گذشت حديث انجام داده است، اشاره كنيم
ايشان درمقاله اي به نام "سرگذشت حديث" با اشاره به نقش مستقيم خلفاي سه گانه در منع و جلوگيري از كتابت احاديث، نوشته است:
ابتدا ابوبكر بر آن شد كه اين سلاح(سياست منع كتابت حديث) را در انحصار خويش درآورد و بدين منظور، تا پانصد حديث از پيامبر اكرم جمع آوري و تدوين نمود، ليكن پس از مدتي دريافت كه بهره اي از اين كار خود نخواهد برد، زيرا امكان انحصار وجود نداشت و در نتيجه تمام آن احاديث را در آتش سوزانيد.
عمر نيز در دوران حكومتش، سياست منع حديث را به شدت دنبال نمود.
عثمان با دسته بندي خاصي كه پديد آمده بود (با شگرد خاصي از سوي عمر ) به خلافت رسيد. در زمان عثمان، مبارزه دستگاه خلافت عليه نقل احاديث شديد تر شد.
و اما در زمان خلافت مولاي متقيان(ع)، ايشان برنامه كار خويش را چنين ترتيب داده بودند كه بر وفق روش پيامبر و بر خلاف رويه خلفا عمل نمايند. به ويژه در مسئله حديث، براي محو نمودن آثار خلفا، مبارزه اي پي گير و دامنه دار انجام دادند.
علاوه بر حضرت در اصرار بر كتابت و حفظ ميراث نبوي، گروه ديگري نيز بودند كه به قيمت از كف دادن جان، سنت راستين، يعني بيانات و روش پيامبر را، در ميان مسلمين نشر و ترويج مي كردند.
" ابوذر " صحابي بزرگ رسول خدا، از سران اين گروه به شمار مي آيد ...
" رشيد هجري "، بزرگ مردي ديگر از اين گروه است.
" ميثم تمار " نيز گام بردار همين طريق بود.
تا آن گاه كه با روي كار آمدن عمربن عبدالعزيز، دوره ي صد ساله ي جلوگيري از احاديث پايان يافت....(2)
علاوه بر تمامي اين مطالب، در موضوع كتابت و جمع آوري احاديث،
نام يكي از بزرگان صدر اسلام و شخصيتي مورد اعتماد اهل بيت به نام "سليم ابن قيس" مي درخشد. ايشان در همان زمان خفقان حاكميت خلفاي سه گانه و پس از آن، در گرد آوري احاديث صحيح از امير مومنان امام حسن مجتبي، امام حسين و امام سجاد سلام الله عليهم اجمعين تلاشي جانانه انجام داد، به شكلي كه كتابش، مرجعي مطمئن در نقل روايات و تاريخ آن عصر (عصرمقابله حق و باطل) براي شيعه محسوب شد و در عصر حاضر نيز اين كتاب در دسترس عموم قرار دارد كه مي توان برا ي دست يابي به اطلاعات مفصل تر در اين باره،به كتاب هاي مربوطه مراجعه كرد.(3)
پي نوشت ها:
1. رك،كاظم مدير شانه چي، كتاب علم الحديث،قم،انتشارات اسلامي، از ص 26 به بعد با اقتباس و ويرايش
2.ر ك، مقدمه علامه سيد مرتضي عسگري بر كتاب سيري در صحيحين، محمد صادق نجمي، با اقتباس و ويرايش.
3. ر ك، 1. انصاري زنجاني اسماعيل، اسرار آل محمد صلوات الله عليه، قم، انتشارات الهادي،سال 1416 ه ق، چاپ اول 2. افتخار زاده محمود رضا، تاريخ سياسي صدر اسلام، تهران، انتشارات رسالت قلم، سال 1377 ه ش، چاپ اول.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۷/۱۱ ۲۳:۴۶
شناسه مطلب: 78058






