با سلام
از آنجایی که همه چیز خداست و هیچ چیز خارج از خدا نیست و مشیعت الهی و اراده الهی و کلیه اسماء و صفات و هر چه در تصور هست و نیست و من و شما و این نوشته ها و هرچه در عوالم ظاهر و نهان و شهود و غیب هست و..... در یک کلمه خدا می باشد این خلقت برای چیست ؟
خداوند کنز مخفی نبوده که نیاز به کشف داشته باشد که بخواهد خلق کند؟ خدا خداست یعنی خدا همین و بس . این بودم و می خواستم آن شوم و دیده بشم و ....... از این حرفها که به خدا نمی چسبد مگر آن که نقصی در کارش باشد که نمی شود خدا پس باز می بینیم خدا نیازمند خدایی می شود که صورت مسئله بقوت خود باقی است
شیطان فرشته ای بوده بدون اراده و مجرد که بخواهد سر پیچی کند؟ اصلاً گیرم سر پیچی کند به کجا می تواند برود ؟ هر جا برود یا هر کسی را ببرد که آخر دست باز هم داخل خدا دارد پرسه می زند؟
بهشت و جهنم و دوزخ و جهان های بعد از آنها هم که جدا از خدا نیستند ؟ چه بگوییم سایه خداوند و جهان نازل اینها اصطلاحات بنده و شماست باز همه و همه خدا هستند، پس این دعوا چه معنی داره؟
ما از یک روح هستیم و یک روح وجود دارد یک بخش از این روح میرود در عذاب یک بخش می رود در بهشت؟؟؟؟ این روح بخش پذیر که نیست که تیکه تیکه شود اصلا فرض محال بخش پذیر شود مال خودش است بفرستد بهشت بفرستد جهنم ! که چه ؟ مگه کمبود دارد؟ اصلاً من و شما تعالی پیدا کنیم ، که چه؟ مگه آن بخش که در اسف السافلین است از خدا جداست ؟ مگه بالا بودن من و شما مهم است در زمانی که من و شمایی وجود نداریم؟
گیرم همه شیعه راستین یا منحط بی بازگشت، خوب ؟ آخرش که باز همه همون جای اولیم خدا هستیم ،نیستیم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار اگر چه سؤالات متعددي را در ضمن مطالب خود بيان فرموده ايد، لكن با توجه به اين كه در تمامي اين موارد پيش فرض ذهني شما برآمده از يك تحليل و برداشت نادرست نسبت به مساله وحدت وجود مي باشد (همه چيز خداست و هيچ چيز خارج از خدا نيست و...) لذا براي پاسخ گوئي و رفع شبهات و سؤالات شما لازم است به تبيين مفهومي وحدت وجود و نظرات مختلف ارائه شده در اين باره و نظر صحيح در اين زمينه بپردازيم اميدواريم كه با مطالعه دقيق در اين زمينه پاسخ عمده سؤالات شما روشن گردد. لذا از شما در خواست مي نمائيم. پس از مطالعه دقيق مطالب بيان شده در صورت مبهم ماندن مساله وحدت وجود و يا باقي ماندن برخي از سؤالات فعلي شما به صورت مستقل از همين طريق مطرح فرمائيد . در ميان مسلمانان وحدت وجود به چهار گونه مطرح شده است:
1- وحدت وجود يعني وحدت شهود. اين گونه تفسير به تعبير شهيد مطهري از سوي متوسطان عرفا بيان شده و كسي نيز ايرادي بر آن نگرفته است.(1)
در اين نظريه هر چند گفته مي شود كه وجود منحصر به وجود حضرت حق است. اما منظور اين است كه ذات حق وجود لا يتناهي مي باشد. عارف با رؤيت عظمت حق، موجودات متناهي را در برابر او هيچ و غير قابل اعتنا مي بيند, اين نوع وحدت در حقيقت وحدت مشهود و موجود است، نه وحدت وجود.
2- تمام عالم مساوي با خداست. ذات احديت به صورت مجرد از مظاهر و مجالي، بالفعل متحقق نيست. خداوند مجموع عالم ظاهري باشد.
اين نظريه به جهله صوفيه نسبت داده شده و از سوي عرفاي بزرگ تكذيب و تكفير شده است. ملا صدرا اين قول را كفر آشكار مي داند. (2)
3- وحدت تشكيكي وجود.
اين وحدت عبارت است از اين كه حقيقت وجود واحد، صاحب مراتب است.
يك مرتبه از آن حقيقت، واجب است و مرتبه ديگر ممكن. اين وحدت وجود در آراي اوليه صدر المتالهين شيرازي وجود دارد كه مبتني بر فهم اصالت وجود است.
در مواجهه با اشياي خارجي دو مفهوم به دست مي آوريم:
يكي وجود و هستي كه در ميان همه موجودات مشترك است (اشتراك معنوي وجود). ديگري چيستي و ماهيت كه تنها به بخش خاصي از اشيا اختصاص دارد مانند انسان، آب و اسب و درخت.
از يك سو همه اشيا موجودند. از طرفي اين اشيا اموري گوناگونند؛ يعني ذهن ما دو حيثيت اشتراك وجود و هستي و تفاوت و اختلاف را تشخيص مي دهد. در اين جا اين مساله مطرح مي شود كه كدام يك از اين دو مفهوم ذهني اصالت دارد و كدام يك اعتباري است.
چون بر اساس نظر فلسفي اشياء خارجي تنها يك واقعيت دارند. فقط يكي از دو مفهوم وجود و ماهيت در ازاي آن واقعيت خارجي قرار مي گيرند. مدعاي حكمت متعاليه آن است كه وجود، اصل است يعني واقعيت خارجي ما به ازاي مفهوم وجود است و ماهيت تنها نمايانگر حدود و قالب هاي وجود عيني است كه در ذهن منعكس مي شود. (3)
آيا حقيقت وجود كه طارد عدم و تشكيل دهنده خارج است، واحد است يا كثير؟
اگر واحد است، چگونه امر واحد (كه از تمام جهات واحد است) منشأ انتزاع ماهيات كثير و گوناگون شده، يعني چرا ذهن ما انواع كثير و افراد مختلف دريافت مي كند؟
اگر كثير است, وجود به چه نحو است و چرا تنها مفهوم واحد در ذهن ما دارد؟
در پاسخ، سه نظريه مطرح شده است كه مجال براي طرح همه آن ها نيست. (4)
يك پاسخ، همين گونه سوم از وحدت وجود، يعني وحدت تشكيكي وجود است. ملا صدرا پس از طرح اصالت وجود به اين بحث مي پردازد كه آيا وجود خارجي همانند مفهوم وجود امري واحد است يا وجودات متبايني در خارج داريم.
وي پس از اثبات اين نكات كه وجود خارجي نيز امر واحدي است، به چگونگي تحليل اين وحدت مي پردازد.
به اعتقاد وي از آن جا كه در خارج چيزي جز وجود محض نيست و ماهيت اعتباري است, وحدت موجودات را بايد براساس وجود تفسير كرد، نه بر اساس ماهيت.
از سوي ديگر, كثرت و تمايزات موجودات امري بديهي و مشهود است؛ بنابراين كثرت نيز نيازمند توجيه و تفسير است.
به نظر ايشان چون ماهيت امري اعتباري است، نمي توان كثرت خارجي را به كثرت ماهوي باز گرداند؛ بلكه كثرت را نيز بايد بر اساس وجود تفسير كرد. به اين ترتيب , وحدت و كثرت هر دو به وجود باز مي گردند؛ يعني وجود هم بيانگر وحدت موجود است و هم توجيه كننده كثرت آن ها.
اشتراك موجودات وجود است و امتياز آن ها نيز وجود است، مانند مراتب اعداد كه كثرت غيرمتناهي را تشكيل مي دهند. امتيازشان از گونه اشتراك است. زيرا, اعداد اشتراك شان همان عدديت است و عدد يعني مجموعه اي از وحدات.
پس هر عددي با عدد ديگر در اين جهت شريك است كه هر دو، مجموعه اي از وحدت ها هستند. البته هر عددي از عدد ديگر متمايز است، زيرا واضح است كه عدد چهار غير از عدد پنج , شش و هفت است. اما امتياز هر عددي از عدد ديگر با اشتراك آن ها مغاير نيست؛ يعني از دو سنخ و از دو جنس نيست، زيرا امتياز هر عددي از عدد ديگر، به اضافه شدن واحد يا واحدهايي است؛ يعني همان چيزي كه مناط عدديت و مناط اشتراك اعداد است، مناط اختلاف , كثرت و امتياز آن ها واقع شده است يا مثلا" نور ضعيف و قوي در اصل حقيقت نوريت، با هم شريكند. در عين حال نور قوي و نور ضعيف با هم فرق دارند و از يكديگر متمايزند. اين تمايز به شدت و ضعف است، ولي شدت و ضعف نور خارج از حقيقت نور نيست؛ يعني نه اين است كه نور در اثر اختلاط غير نور به نور داراي شدت يا ضعف شده؛ نور شديد مركب است از نور و غير نور؛ نور ضعيف مركب است از نور و غير نور. پس اشتراك نور قوي و ضعيف همان خود نوريت است. امتياز آن ها نيز تراكم و عدم تراكم نور است. تراكم نور امري خارج از نور نيست كه با نور مختلط شده باشد. (5)
موجودات نيز چنين هستنند؛ يعني اشتراك شان همان وجود است و امتيازشان نيز باز وجود است.
اين موضوع همان وحدت تشكيكي وجود است.(6)
از اين رو صدق وجود بر واجب، اولي و اشد است بر صدق وجود بر ممكن. هم واجب و هم ممكن هر دو اشتراك شان در وجود است و امتيازشان نيز وجود است، ولي صدق وجود بر علت العلل كه واجب است، اولي و اقدم است بر صدق وجود بر ممكن كه معلول است.
4- تفسير چهارم از وحدت وجود كه صدر المتالهين به تدريج آن را در جلدهاي ديگر كتاب گرانسنگ خود اسفار بر مي گزيند، (7) تحليل خاص عرفا است كه توسط ابن عربي و پيروانش تبيين شد. بر اساس اين نظريه وجود از جميع جهات بسيط و واحد است. كثرت طولي و عرضي در او راه ندارد. اين حقيقت واحد، خداست و غير او وجود نيست، بلكه وجود نما است.
به عبارت ديگر كثرت ها نمود است، نه بود.
وجود خلق و كثرت در نمود است، نه هر چه آن نمايد، عين بود است.
نظريه تجلي كه در صدر تبيين كثرت هاي ظاهري و رابطه آن ها با حق تعالي است, همچنين تحليل مراحل و مراتب تجلي ذات الهي, بر اساس همين نگرش است. (8)
بر اساس اين ديدگاه نسبت كثرات به وجود خداوند، نسبت سايه به صاحب سايه و يا آيينه به صاحب تصوير است. همه عالم هستي سايه آن وجود واحد است و همه موجودات تجلي آن ذات يگانه.
اين بدان معنا نيست كه وجود كثرات و وجود ممكنات همان وجود خداست و يا خدا در اين موجودات حلول كرده است. اين ها ادعاهايي بي پايه بوده و به هيچ وجه در ذهن عرفاي بزرگ اسلامي و حكيمان متاله نبوده و نيست و نخواهد بود.
در اين بيان مختصر بخشي از ديدگاه آيه الله جوادي آملي بيان شد؛ در مورد نظرات ديگر مراجع نيز مي توانيد به سايت اين بزرگواران مراجعه بفرماييد.
پي نوشت ها:
1.شهيد مطهري، مجموعه آثار (تماشاگه راز) انتشارات صدرا، تهران 1374ش، ج 23، ص 393.
2. صدر الدين شيرازي، الاسفار الاربعه، قم، منشورات مصطفوي، ج 2، ص 345؛ جوادي آملي، رحيق مختوم، قم ، نشر اسرا، چاپ اول، 1375 ش، بخش يكم از جلد اول، ص 472 - 492؛ رنجكار، آشنايي با علوم اسلامي، تهران و قم، سمت و طه، چاپ اول، 1378 ش، ص 153.
3. علامه طباطبايي، بدايه الحكمه , دفتر انتشارات اسلامي، قم، بي تا، ص 12 - 13؛ مصباح يزدي، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 136، ج اول، ص 306 - 308.
4. اصول فلسفه و روش رئاليزم، قم، دفتر انتشارات اسلامي، بي تا، ج 1 - 5، ص 387 - 390.
5. همان، قسمت پاورقي، ص 390 - 394.
6. اسفار، ج 1، ص 36.
7. همان، ج 2، ص 286 - 347.
8. شرح رساله المشاعر به تصحيح سيد جلال الدين آشتياني، تهران، امير كبير، 1376 ش، ص 35 - 41،
شرح مقدمه قيصري، سيد جلال الدين آشتياني، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1365 ش، ص 139 - 141؛ مهر تابان، سيد محمدحسين حسيني طهراني، تهران، انتشارات باقر العلوم، بي تا، ص 121 - 148.
دوست گرامی !
این پاسخ از طریق سایت پاسخگو و توسط کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برای شما ارسال گردید.
در این مرکز پرسشها پس از ثبت به گروه های علمی تخصصی ارسال و پس از ارزیابی، ویراستاری از نمونه خ






