با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بلوغ شرعى بر اساس بلوغ طبيعى مقرر مي شود در همه مناطق جهان با در نظر گرفتن شرايط طبيعى و اجتماعى، دختران زودتر به بلوغ طبيعى مى‏رسند و فعّاليّت غدد جنسى در آنان قبل از پسران آغاز مى‏گردد. لذا تقدّم بلوغ شرعى و تكليف دختران بر پسران بر اساس صلاحيّت طبيعى و به معناى هماهنگى قوانين تشريع با مقرّرات تكوين است.
در واقع برنامه احكام اسلامى براى سعادت و كمال انسان در زندگى ترسيم شده و آدابى است كه دربردارنده برنامه تربيتى و زندگى سعادت مندانه مى‏باشد و زمانى متوجه انسان مى‏شود كه اوّلاً قابليّت دريافت داشته باشد، ثانياً بتواند آن‏ها را در زندگى به كار گيرد در مجموع زماني اين امر مقرر مي شود كه افراد به رشد نسبي عقلي رسيده باشند و مسلم در مورد دختران آن است كه زودتر از پسران به رشد عقلي رسيده و قابليت دريافت و اجراء تكاليف شرعي دارند و يكى از نشانه‏هاى آن، به سخن در آمدن دختران قبل از پسران است. آنان پيش از پسران زبان مى‏گشايند. با توجه به رابطه‏اى كه بين انديشه و عقل و سخن گفتن وجود دارد، اين نتيجه به دست مى‏آيد كه دستگاه فكرى دختران زودتر از پسران به كار مى‏افتد. (1)
بنابراين اينكه خداوند برنامه خود را زودتر متوجه دختران و زنان نموده، نشانه آن است كه از نظر بلوغ ذهنى، اينان بر مردان تقدّم دارند واين نشانه عنايت خداوند به زنان است كه توانسته‏اند زودتر از مردان برنامه تربيتى واحكام اسلامى را دريافت نموده و براى خوشبختى و كمال خود در زندگى به كار گيرند.
به علاوه آنكه بلوغ جسمي آنان نيز زودتر از مردان است و طبيعي است كه اين امر، زمينه اي براي بروز برخي رفتارها و انحرافات بوده و اين دسته از افراد بيشتر از پسران هم سن و سال در معرض خطر قرار دارند. لذا تكليف خود مي تواند عاملي بسيار قوي براي جلوگيري انحرافات باشد.
خلاصه تقدم بلوغ فكري و جسمي دختران مي تواند به عنوان عاملي براي تقدم آنها در تكليف باشد كه البته توجه داشته باشيد بيان اين دو مورد دليل بر آن نيست كه فلسفه اين حكم تنها به موارد بيان شده ختم مي شود. چرا كه در واقع آنچه بيان شد بخشي از حكمت آن است كه ما با عقل محدود خود به آن رسيده و عمل مي كنيم و هيچ گاه مدعي نيستيم به تمام حكمتهاي اين امر پي برده و حكمت بيان شده را دليل تام اين امر مي دانيم. بلكه منطقي ترين دليل براي اجراء اين حكم، آن است كه اين حكم به عنوان حكمي شرعي از مجاري معتبر ديني به ما رسيده و ما مكلف به انجام آن هستيم چنان كه در امور عادي هم اين گونه عمل مي نماييم. با اعتمادي كه به پزشكان متخصص داريم، به نسخه هاي آن ها عمل مي كنيم؛ بدون اين كه از خواص داروهاي نوشته شده مطلع باشيم.
پي نوشت:
1. ر.ك فلسفي، محمد تقي، بزرگسال و جوان از نظر تمايلات و افكار، چ دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1387ه.ش،‌ ج 2، ص 132.
موفق و موید باشید