در تفسیر ابن کثیر در تفسیر آیه43سوره نسا می گوید امام علی مشروب خورده این را توضیح دهید؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم در اين معنا روايات متعددي در كتب معتبر حديث اهل سنت وجود دارد كه امام علي را در زمره افرادي شمرده اند كه قبل از نزول اين آيه مرتكب شرب خمر شده و امام جماعت گشته و ... ؛ (1)
در مورد اين احاديث از حيث متن و سند چند نكته قابل ذكر است:
1. بنا بر بعض اين روايات عبد الرحمان بن عوف مهمان كننده و تهييه كننده شراب بود و امام علي امامت نماز را داشت و در قرائت قرآن مرتكب غلط شد. بنا بر بعض ديگر مهمان كننده مردي از انصار بود و عبد الرحمان از مهمانان بود و امام جماعت هم علي بود. در بعض روايات صحبت از مهماني نيست و امام جماعت عبد الرحمان است و از غلط خواندن قرآن هم سخني نرفته است. در حديث ديگر مهمان كننده و امام جماعت امام علي است و سوره را درست خوانده، ولي بعد از قرائت سوره گفته: "نه من دين دارم و نه شما" و بنا بر حديث ديگر اين آيه بعد از تحريم خمر نازل شده است در حالي بنا بر روايت ديگر هنگام نزول اين آيه، خمر حرام نبوده است. (2) با اين همه تشويش در اين روايات چگونه مي توان به آنها اعتماد كرد؟
2. اين روايت را ابي عبد الرحمان سلمي از امام علي نقل مي كند و اين فرد بنا به نقل بخاري از طرفداران عثمان و دشمنان علي بن ابي طالب بوده است. بخاري نقل مي كند كه روزي او با ابن عطيه كه علوي بود، نزاع داشت و به ابن عطيه گفت: مي داني چرا صاحب تو (يعني امام علي) بر ريختن خون مسلمانان جرأت دارد؟ او را سخن پيامبر جرأت داده است! قبل از فتح مكه بعضي مسلمانان مدينه براي مشركان قريش نامه اي نوشت و از قصد پيامبر آنان را خبر داد و پيامبر علي را مأمور گرفتن آن نامه از زني كه حامل آن بود، كرد و وقتي نامه را نزد پيامبر آوردند، عمر خواست گردن نويسنده نامه كه از بدريون بود، را بزند كه رسول خدا فرمود: رهايش كن، تو چه مي داني، شايد خدا وقتي به جانفشاني اهل بدر نظر كرده، فرموده: اي اهل بدر شما هر كاري بعد از اين انجام دهيد ، بخشيده شده است.
اين كلام پيامبر به علي (كه بدري است) جرأت كشتار مسلمانان را داده است. (3)
طبيعي است كه چنين كسي براي منكوب كردن شخصيت امام علي و براي تقرب به درگاه مثل معاويه عليه امام چنين احاديثي بسازد.
3. در خباثت خمر هر چه بگوييم كم گفته ايم و معلوم است كه شخصيتي كه پرورده دامن رسول خداست و آيينه كمالات آن حضرت مي باشد، هيچ گاه به چنين خبيثي تمايل نمي يابد، حتي اگر در قرآن و شرع هم حرام نگردد.
4. وقتي كسي مست مي شود و به عربده كشي مي پردازد، مكنونات ضمير خود را آشكار مي سازد و نعوذ بالله اگر امام مست شود و بخواهد مكنونات قلبي اش را ظاهر كند، مگر در قلب او تمايل به شرك بوده و به بتها علاقه مند بوده كه بي اختيار آن را اظهار كند؟ (4)
5. جعل كنندگان اين روايات توجه نداشتند كه آيات قبل هر چند به اين صراحت و شدت تحريم خمر را بيان نكرده، ولي به گونه اي از خمر مذمت كرده كه هر انسان متنزهي مي فهميده و از خوردن آن خودداري مي كرده جز كساني كه به شرب خمر دلبستگي شديد داشتند و تا اين بيان شديد و غليظ نازل نشد، دست نكشيدند.
بسياري از مفسران گفته اند كه وقتي آيه 67 سوره نحل نازل شد و خمر را در مقابل "رزق حسن=روزي نيكو" قرار داد، خيلي از آن برداشت مكروه بودن كردند و ارتكاب مكروه هم معمول بود و وقتي آيه 219 بقره نازل شد، بسياري كه نفوس طاهر داشتند، از شرب خمر دست كشيدند، ولي بعضي همچنان بر شرب خمر اصرار داشتند تا اينكه آيه 43 نساء نازل شد و باز ادامه دادند تا آيه 91 مائده نازل شد و آن گاه دست كشيدند. (5)
چه جرأتي دارند كساني كه بر علي،اين نفس طاهر اسلام كه هيچ گاه به مكروهي هم اقبال نداشت، جرأت ارتكاب شرب خمر مي دهند.
6. كساني كه اين روايات را ساخته اند در صدد بوده اند امام علي را به رتبه ديگر صحابه پيامبر بخصوص اصحابي كه مد نظر آنها بوده اند، تنزل دهند و بگويند شراب نوشيدن قبل از نزول اين آيه اختصاص به آنها نداشته بلكه شخصي مانند امام علي هم در اين خط بوده و اين از كرامت آنان نمي كاهد.
همه محدثان اهل سنت نوشته اند كه خليفه دوم عمر به شرب خمر علاقه ويژه داشت و با نزول آيات مذكور دست نمي كشيد و بعد از نزول هر آيه اي از آيات مذمت خمر مي گفت من تا بيان شافي و كاملي بر نهي از شرب خمر نباشد، دست نمي كشم و به شرب خمر ادامه داد تا آيه 91 مائده نازل شد و آن گاه بود كه اعلام كرد ديگر دست كشيدم. (6)
اين روايت مورد اتفاق به خوبي علت جعل روايت شرب خمر امام علي را روشن مي كند.
پي نوشت ها:
1. براي مشاهده بعضي از اين روايات ر.ك: محمد جواد بلاغي نجفي، آلاء الرحمان، قم، بنياد بعثت، 1420ق، ج2، ص115-116.
2. همان، ص 116.
3. بخاري، صحيح، بيروت، دارالفكر، 1401ق، ج4، ص 38-39؛ احمد بن حنبل، مسند، بيروت، دارصادر، ج1، ص105.
4. آلاء الرحمان، همان.
5. ملا حويش، بيان المعاني، دمشق، مطبعه الترقي، 1382ق، ج‏6، ص366.
6. احمد بن حنبل، مسند، بيروت، دار صادر، ج1، ص53. أ
دوست گرامی !
این پاسخ از طریق سایت پاسخگو و توسط کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برای شما ارسال گردید.
در این مرکز پرسشها پس از ثبت به گروه های علمی تخصصی ارسال و پس از ارزیابی، ویراستاری از نمونه خ