با سلام در خانواده ما پدرم که سرش شلوغ است و ما هم انتظار زیادی از او نداریم ولی مادرم انسان ساکتی است و با ما حرف نمی زند و وقتی به سکوت او اعتراض میکنیم می گوید در دین سکوت تقدیس شده و سکوت بالاتر از فریاد هاست و پیامبر هم تا زمانی که از ایشان سئوال نمی شد حرف نمی زدند؟ خلاصه محیط خانه ما خیلی خشک است البته ما همه اهل درس هستیم. مشکل اصلی درباره برادر کوچکترم است. او اعتماد به نفس برای صحبت کردن ندارد و به شدت درون گرا است و درباره هیچ چیط با ما حرف نمی زند درصورتی که ما می دانیم مشکلات زیادی دارد.می خواهم از دین برایم چیز هایی بگویید که مادرم را قانع کند که حرف زدن همیشه بد نیست و درواقع گره بسیاری از مشکلات خانوادگی با حرف زدن باز می شود. چون مادرم حرف مشاوران را قبول ندارد فقط باید از ائمه بشنود. با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اخلاق يكي از موضوعاتي است كه هر فردي خواه يا ناخواه با آن درگير بوده و پرداختن به آن خالي از فايده نيست. يكي از مواردي كه در اين زمينه مهم تلقي ميشود، اين است كه سفارش اسلام بر سكوت است يا حرف زدن؟
- اين مطلب كاملاً واضح و مشخص است كه حرف زدن زياد و بيهوده، باعث لغويات و دخالت شيطان در انسان مي شود و به هيچ وجه توصيه نشده است، آنچه كه در اسلام تأكيد شده، مفيد واقع شدن و بهره بردن خود و ديگران در صحبت است.
شايد خودمان حداقل يكبار عواقب سخن بي جا را تجربه كرده باشيم، سخني كه روابط ميان دو يا چند نفر را تيره و تار كرده، فردي را از حق مسلّمش محروم كرده و زندگي را تباه و اميدي را نااميد كرده و شمردن تمام آنها از حوصله خارج است. و اين جز زباني سركش نيست كه نه تنها به خود صاحب سخن آسيب ميرساند بلكه اطرافيان از گزند سخنان او نيز در امان نيستند. « همانا اين زبان سركش صاحب خود را به هلاكت مياندازد.»(1) «سخن در بند توست تا آن را نگفته باشي چون گفتي تودر بند آني.»(2) اينگونه است كه انسان خود را اسير بي ارادگي اش ميسازد.
- سكوت و ناشناختهها:
در برابر سخن گفتن سكوت قرار ميگيرد، اما آيا هميشه سكوت ارزشمند است؟ يكي از تبعاتي كه سكوت با خود به همراه دارد ناشناخته ماندن است به قول شاعر :
تا مرد سخن نگفته باشد درّ و گهرش نهفته باشد.
اين شعر اشاره به سخن حضرت امير دارد كه فرمودند: «سخن بگوييد تا شناخته شويد زيرا كه انسان در زير زبانش نهفته است»(3)
براي سكوت فوايدي را نيز ميتوان ذكر كرد از آن جمله ميتوان هنگام عصبانيت سكوت بهترين رفتار است چرا كه ممكن است كلامي از دهان خارج شود كه بعد از به خاطر آوردن آن خودمان شرمگين شويم.
- كداميك ارزشمندتر است سكوت يا سخن؟
شايد شما هم مثل من بارها و بارها از ارزشمندي سكوت در برابر سخن، شنيده باشيد تا جايي كه آن را ارزشمندتر از سخن گفتن تصور كنيد. براي روشن شدن مطلب، اينكه كداميك ارزشمندتر است به روايات متوسل ميشويم. از امام زين العابدين در مورد سخن گفتن و خموش بودن پرسش كردند كه كداميك از اين دو از ديگري برتر است.
امام عليه السلام فرمود: هر يك از اين دو آفاتي در بر دارد كه اگر از آفات دور بماند ترديدي نيست كه كلام از سكوت برتر است، پرسيد چگونه كلام از سكوت برتر است با وجود اينكه خطرها همه متوجه كلام است و سكوت زياني ندارد؟ امام فرمود : خداوند پيامبران و جانشينان آنان را به سكوت كردن و خاموش زيستن مبعوث نكرده است آنها مأمور بودهاند كه مردم را هدايت نمايند و اين رهبري جز با كلام و ارشاد تأمين نميشد. امتهاي آن پيامبران با اطاعت از رهبري آنان مستحق بهشت شدند. ولايت پروردگار با سخن گفتن آغاز و انجام يافت و مردم از عذاب الهي به بركت كلام الهي رهايي يافتند هر چه بوده و هست از كلام و سخن گفتن است، آنگاه فرمود من هرگز رتبه ماه را با آفتاب برابر نميدانم يعني گفتار به مانند روشني آفتاب و سكوت در رتبه به منزله ماه ميباشد و اين دو با هم برابر نيستند سپس فرمود چون تو سكوت را در ذات خود آن بي خطر پنداشتي بدين جهت او را بر كلام تفضيل دادي با اينكه قطعاً كلام از سكوت برتر است.
در مورد شما هم اين روايت صدق مي كند، زيرا نوجوانان نياز به هم صحبت دارند، خصوصاً در اجتماع امروز كه هزاران رهزن وجود دارد.
- نكات مهم و حياتي در مواجهه با اين مشكل:
1- با تمام رواياتي كه در فضيلت سكوت داريم كه به برخي از آنها اشاره كرديم، مومن بايد زمان شناس و موقعيت سنج باشد. جايي كه سخن مفسده دارد، بايد از آن اجتناب كند و مهر سكوت بر زبان خود بزند، اما جايي كه حرف زدن انساني را از منجلاب در مي آورد، خيلي واضح است كه بايد در مورد آن اقدام كرد، از طرفي اين شخص كه قرار است با صحبت، دركش كنيد، فرزند اين خانواده است كه از هر واجبي واجب تر است.
2- از آنجايي كه مادر شما به امور شرعي حسّاس است، از كانال شرع وارد شده و به او تفهيم كنيد كه تربيت و توجه به فرزندش، واجب شرعي است و نبايد در آن راستا كوتاهي كند، زيرا آن دنيا به خاطر رفتارش توبيخ مي شود. به او بگوييد: او يك انسان است و قرار است خليفۀ الهي روي زمين شود، پس بايد براي رسيدن به كمال از عواطف مادري هم بهره مند شود تا بتواند رشد و تعالي يابد.
3- با مادرتان صحبت كنيد و جريان برادر كوچك خود را برايش تشريح كنيد و مسايلي كه امروزه در مدارس اتفاق مي افتد و اينكه نوجوانان در اين سن نياز به مشورت و راهنمايي بزرگترها دارند را برايش باز كنيد. ضمناً بگوييد مادر مربي خانه است و امر تربيت به دوش اوست و بايد در جاي جاي زندگي مخصوصاً دوران كودكي و نوجواني فرزند، كمك حال باشد و پاي درد دل آنها بنشيند.
4- اما نكته اي هم براي خودتان بيان كنيم: رابطۀ عاطفي خود را با برادر، تقويت كنيد تا به نحوي كوتاهي هاي حاصله از مادرتان را جبران كنيد. سعي كنيد با مطالعات و مشاوره هايي كه مي گيريد، با ايشان دوست و مأنوس تر شويد. ضمناً براي اينكه نحوۀ برخورد با ايشان را دقيق تر پي بگيريد، مي توانيد با بخش تلفني اين مركز به شماره( 09640) تماس بگيريد.
پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه، ترجمۀ مرحوم دشتي، خطبه 176.
2. نهج البلاغه، ترجمۀ مرحوم دشتي، حكمت 381.
3. نهج البلاغه، ترجمۀ مرحوم دشتي، حكمت 392.
موفق باشید.






