سلام علیکم
خواهشمندم سؤالات زیر را به صورت دقیق و مجزا پاسخ دهید :
1 . تعریف عصمت را بیان نمایید.
2 . آیا عصمت فقط موهبتی است از جانب خدا و فقط او عطا میکند یا اکتسابی است تا بتوانند بندگان به آن دست یابند؟
3 . اگر عصمت دارای انواعی است ؛ انواع آن را نام ببرید؟
مشکرم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در باره فراز اول پرسش بايد گفت: عصمت اسم مصدر از «عصم» است و عصم به معناى منع كردن و بازداشتن است. اين منع گاهى به نحو سلب اختيار است و گاهى به نحو فراهم كردن وسائل و مقدماتى است كه فرد بتواند به اختيار خود از كار خوددارى كند.(1)
ابن زجاج از لغت شناسان معروف عرب، اصل عصمت را ريسمان معني كرده كه سپس توسعه معنايى پيدا كرده است و در معناى توسعه يافته به هر وسيلهاى كه باعث حفظ چيزى شود، عصمت گفته مىشود.(2)
شيخ مفيد از بزرگان علماء متقدم شيعه نيز عصمت را به معناى ريسمان گرفته است و فرموده عصمت مانند اين است كه به فردى كه در حال غرق شدن است، ريسمانى داده شود تا به وسيله آن خود را نجات دهد.(3)
بنابراين در معناى لغوى عصمت دو امر مورد توجه است:
اول) كمك از جانب غير كه براى ديگرى محافظى و ريسمانى قرار دهد.
دوم) استفاده از ريسمان به اختيار خود. اين معنا را روايات ما نيز تاييد مىكنند. چنانكه از امير المؤمنين (ص) وارده شده كه فرمود «ان التقوى عصمه لك فى حياتك» «تقوى نگه دارنده (ريسمان) تو در زندگانيت است.»(4)
اما معناى اصطلاحى عصمت نيرويى است كه انسان را از وقوع در خطا و از ارتكاب گناه باز مىدارد، اين نيرو درونى است نه بيرونى و باعث مىشود كه انسان خطا و اشتباه و گناه نكند. به عبارت ديگر عصمت ملكهاى است نفسانى كه انسان را از اينكه در خطاء واقع شود و مرتكب گناه گردد، باز مىدارد.(5) بنابراين عصمت مستند به اختيار آدمى است اما توفيق الهى هم مىخواهد. يعنى معصوم به عصمت الهى (ريسمان الهى) معصوم است و اختيار او علت تامه ملكه عصمت نيست.(6)
پس عصمت "ملكه" و عبارت است از صفت راسخ نفسانى زوالناپذير كه در آن تغييرى نيست. اما "حال" صفتى نفسانى است كه ثابت و هميشگى نباشد. بنابراين عصمت صفتى است كه در نفس رسوخ كرده و انسان را از گناهان باز مىدارد، هر چند قدرت بر انجام گناه را از او سلب نمىكند.(7)
با توجه به اين مطالب در باره فراز دوم پرسش بايد گفت: گوهر اصلي انسان كه نفس ناطقه اوست، به گونه اي آفريده شده كه اگر بخواهد، با تامين برخي شرايط به آساني مي تواند به قله بلند عصمت برسد، زيرا نفس انسان با حركت جوهري و تكامل معنوي از قوه به فعليت رسيده و مي تواند از آفتهاي سهو، نيسان، غفلت، جهالت و هر گونه ناپاكي مصون باشد، چون محدوده اي نفوذ شيطان تنها محصور به مراحل وهم و خيال است كه وابسته به نشئه طبيعت انسان است، اما مراتب عقل و قلب كاملا از قلمرو و نفوذ شيطان مصون است.
سهو، نسيان، غفلت و جهل و هر ناپاكي ديگر در آن ساحت قدسي راه نمييابد. بنابراين چون شوون هستي انسان محدود به مراتب طبيعي، خيالي وهمي نيست، اگر كسي به مرتبه عقل خالص و قلب سليم راه يافت، مي تواند همچون فرشتگان از گزند لغزش هاي علمي و عملي مصون بماند. (8)
عصمت پيامبران و امامان گرچه يك موهبت الهي است. امّا به لحاظ اين كه خداوند ميدانسته كه آنان منهاي عصمت هم با ديگران در مراتب اخلاص و فداكاري فرق داشته، از اين رو، اين موهبت را به آن ها بخشيده است.
بنابراين معصومين، شايستگي و ويژگيهاي ذاتي براي قبول مقام عصمت داشتهاند. افاضه و موهبت الهي بيحساب و بدون جهت نيست.
از سوي ديگر مصونيت معصومان در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقواي آنها سرچشمه ميگيرد، درست همانند پرهيز از پاره اي از گناهان براي ما كه به خاطر علم و آگاهي و ايمان و معرفت آن را ترك ميكنيم، مثلاً هرگز با بدن لخت و عريان، قدم در كوچه و خيابان نميگذاريم. گروه زيادي از مردم نسبت به گناهاني مانند سرقت مسلحانه در شب يا قتل انسانهاي بيگناه يا انتحار و خودكشي مصونيت دارند. داراي حا لت دروني خاصي ميباشند كه عوامل پيدايش اين نوع گناهان در محيط ذهن آن ها، آن چنان محكوم و مورد تنفر ميباشد كه حتي به فكر آن نيزنمي افتند. بنابراين بيش تر انسانها از حد و درجه ضعيفي از عصمت برخوردارند.
عصمت معصومان نيز همين گونه است. يعني ناشي ازعلم آنان به حقيقت و آثار و عواقب گناه است. با اين تفاوت كه آن ها به تمام گناهان آگاهي دارند. نيز از ايماني مستحكم برخوردارند كه پشتوانه محكمي براي اين علم ميباشد. اين علم قوي آثار شوم گناه را در نظر آنها مجسم مينمايد. موجب ميشود كه آن ها گناه انجام ندهند. پس عصمت معصومان از دو چيز برخوردار است، يكي علم و آگاهي از حقيقت و آثار گناه؛ ديگر ايمان محكم كه آن ها را از گناه باز ميدارد، بي آن كه اختيار شان براي انجام يا ترك گناه سلب شده باشد.
معصوم در عين قدرت بر انجام گناه، با اختيار خود گناه را ترك مينمايد. مانند انساني كه به سيم لختِ برق دست نميزند و يا باقي مانده غذاي بيمارِ مبتلا به جذام و سل را نميخورد.
از آن جا كه منشأ عصمت «اراده و اختيار» آدمي است (9) هر انسان صاحب ارادهاي، ميتواند با رياضت شرعي و تهذيب نفس، به مقام عصمت دست يابد. بنابراين خداوند هيچ كس را از رسيدن به مقام عصمت محروم نكرده است. عصمت منحصر به پيغمبران و امامان معصوم(ع) نيست. (10)
از طرف ديگر عصمت مراتب متعدد دارد. مقصود از عصمتِ معصومان، پيامبران و ائمه(ع) و حضرت زهرا(س)، تنها عصمت از گناهان - آن هم پس از سنين متعارف بلوغ و تكليف نيست. - بلكه عصمت از سهو و خطا و از زمان طفوليت را نيز در بر ميگيرد. روشن است كه چنين عصمتي در امت اسلام، منحصر در چهاره معصوم(ع) است.
در نتيجه عصمت داراي مراتب است و بالاترين مرتبه آن، چيزي است كه پيشوايان معصوم به آن دست يافته اند. اما مراتب پائين تر عصمت كه عصمت از گناه باشد، براي ديگران نيز دست يافتني است.
پي نوشت ها:
1. احمد فراهيدي، معجم مقاييس اللغة، نشر مركز الاعلام الاسلامي، قم، 1375 ش، ج 4، ص 331 .
2. منظور، لسان العرب نشر درالاحيا للمطبوعات، بيروت، ج 12 ، ص 405.
3. شيخ مفيد، اوائل المقالات تصحيح دكتر مهدى محقق، انتشارات دانشگاه تهران، ص66.
4. عبدالواحد آمدى غررر الحكم و در رالكم با شرح فارسى تصحيح مير جلال الدين محدث ارموى، انتشارات دانشگاه تهران، ج 2، ص 509 همچنين ر. ج. حديث شماره 3390، ج2، ص 206.
5. علامه طبا طبايي. تفسير الميزان، نشر جامعه مدرسين قم بي تا ، ج2، ص134 و 138 ذيل آيه 213 سوره بقره.
6. همان، ج2، ص 445 ذيل آيه 286 بقره و ج 5، ص 162- 164 ذيل آيه 33 سوره يوسف.
7. حسن يوسفيان و احمد حسين شريفى، پژوهشى در عصمت معصومان، ناشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول زمستان 77، ص 29.
8. آيه الله جوادي آملي، وحي و نبوت در قرآن، نشر مركز اسرا ، قم،1381 ش، ص 201.
9. يوسفيان، پژوهشي در عصمت معصومان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ اول، 1377، فصل سوم، ص 72 - 43.
10. آيه الله جوادي آملي، تفسير موضوعي قرآن كريم، نشر مركز اسرا، قم 1378ش. ج 9، ص 20-22.
موفق و موید باشید






