چرا ما باید از کسی مثلا از پیامبران یا امامان پیروی کنیم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
براي ضرورت و نياز انسان به دين آسماني و پيروي از پيامبران و امامان، دلايل بسياري وجود دارد كه به برخي از آن ها در چند محور اشاره مي شود؛ البته اصل اين امور عقلي هستند كه در هر بخش برخي مويدات نقلي آن را هم بيان مي كنيم:
1- ضرورت دين در حوزه رشد عقلى:
عقل براى هدايت و تأمين سعادت انسان كافى نيست، بلكه عقل جهت رشد و شناخت برخى از واقعيات، نياز به دين دارد. (1) زيرا عقل در شناخت برخى از مسايل عاجز است. در تشخيص حق و باطل دچار مشكل مىشود. دين است كه در برخى موارد زمينههاى حكم عقل را فراهم مىنمايد.(2) آن را در تفسير زندگى، شناخت جهان و شناخت مبدأ و معاد كمك مىكند.(3)
بر اساس نياز عقل به دين است كه يكى از فلسفههاى بعثت پيامبران «رشد عقلانى» بيان شده است. امام على (ع) فرمود: «خداوند رسولانش را فرستاد... تا گنجينههاى عقل را آشكار سازند...».(4)
استاد آيت اللَّه جوادى آملى مىنويسد:«... مثلاً عقل انسان، بعضى از صفات جزئيه خداوند، مانند سمع و بصر و كلام الهى و هم چنين حقيقت معاد و چگونگى آن و احكام الهى را كاملاً درك نمىكند و بايد آنها را از نقل (حديث) استفاده كند...».(5)
2- ضرورت دين در تشريع و قانونگذاري:
انديشمندان باور دارند كه انسانها مدنى بوده و نياز به زندگى دسته جمعى دارند تا نيازهاى خويش را با تعامل تأمين كنند. اولين مؤلفه زندگى دسته جمعى، وجود قانون و اجراى آن است؛ زيرا بدون قانون نمىتوان امنيت و عدالت را برقرار كرد و از حقوق مردم دفاع نمود.
طرفداران دين معتقدند كه عقل و علم به تنهايى قادر نيستند كه همه مصالح و مفاسد انسانها را درك كرده و بر اساس آن قانون وضع كند: «ما نبايد فراموش كنيم كه معلومات و ادراكات عقلى ما در برابر آنچه كه نمىدانيم، قطرهاى در مقابل يك اقيانوس عظيم است، و اين حقيقتى است كه همه دانشمندان اعم از مادى و غير مادى به آن معترفند...».(6)
محدوديت عقل انسان از يك سو و نياز انسان به قانون از جانب ديگر اين امر را ضرورى مىنمايد كه خداوند هم بايد قانون وضع كند و هم براى اجراى قانون پيامبران را ارسال نمايد تا آنها با اجراى قانون، ارتباط انسانها با خدا را بر قرار نمايند و سعادت آنان را تأمين كنند. اين قوانين همان دين است كه مجريان آن پيامبران هستند. در تعريف دين گفته شده است:
«مراد از دين مكتبى است كه از مجموعه عقايد اخلاق و قوانين و مقررات اجرايى تشكيل شده و هدف آن راهنمايى انسان براى سعادتمندى است».(7)
امام صادق (ع) در خصوص فلسفه بعثت پيامبران فرمود:
«... هنگامى كه ثابت كرديم خالق و آفريدگارى داريم و آن آفريدگار هرگز به چشم ديده نمىشود و قابل لمس نيست تا بندگانش با او تماس مستقيم داشته باشند، ثابت مىشود كه او سفيرانى ميان بندگانش دارد كه دستورهاى او را به آنها مىرسانند و آنها را به آنچه مصالح و منافع شان در آن است و مايه بقاى آنها، و ترك آن مايه فناى آنان مىشود، رهنمون مىشوند».(8)
3- ضرورت دين در حوزه اخلاق و تربيت:
در حوزه اخلاق و تربيت نيز انسانها به دين نياز دارند، زيرا عقل و دانش انسان در رشد فضايل اخلاقى و تفسير و شناخت مفاهيم آن عاجز است؛ از اين رو امروزه اين لغزش به وجود آمده است كه ارزشهاى اخلاقى و كرامت انسانى، در لذت دنيوى، قدرت گرايى و ثروت ظهور مىكند.(9)
در مكاتب اخلاقى به وجود آمده، هر كدام خوشبختى انسان را در يك چيز دانستهاند: يكى در لذّتگرايى، ديگرى در ترك لذّت، يكى در سود خواهى و ديگرى در قدرتطلبى، كه «نيچه» فيلسوف آلمانى، خوشبختى انسان را در رسيدن به قدرت هر چه بيش تر مىداند، حتى با از بين بردن انسانها. و اين نشان از سردرگمى عقل در شناخت راه سعادت و نجات بشرى است. براى نجات بشريت و پيمودن راه سعادت بايد از دين كمك گرفت، دينى كه توسط رسولان الهى براى ما انسانها آورده شده است. به همين جهت پيامبر (ص) فرمود: «اِنَّى بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخلاَق؛ (10) من براى كامل كردن فضيلت هاي اخلاقي مبعوث شدم».
اين حديث بيانگر آن است كه عقل به تنهايى براى كسب فضايل و مفاهيم اخلاقى كافى نيست، بلكه براى تشكيل جامعه آرمانى نياز به مكمّل دارد كه آموزههاى اخلاقى است. شايد بر همين اساس باشد كه يكى از فلسفههاى بعثت پيامبر (ص) تعليم و تربيت بيان شده است. (11) دين نه تنها در تعريف و ارائه مفاهيم اخلاقى نقش دارد، بلكه پشتوانه مهم اجراى بايدها و نبايدهاى اخلاقى است. عقل انسانها نمىتواند هواهاى نفسانى را مغلوب كند، بلكه در تضاد اين دو (عقل و شهوت) پيروز ميدان نفس اماره است.
شايد انسانها خوب و بد و راه خوشبختى را بشناسند، اما انگيره و عاملى كه بتواند آنها را به انجام برساند، نبوده يا ضعيف است.
بنا بر اين، دين با ايجاد ايمان و باور به خداوند و رستاخيز و حسابرسى قيامت و بيان ارزشهاى الهى و انسان، پشتوانه بسيار محكمى براى اخلاق انسانى است كه براى اجراى مفاهيم اخلاقى نياز به تشويق است؛ از اين رو پيامبران الهى معلمان جامعه خوانده شده اند و مردم، دانش آموزانى كه پيامبران با بهرهگيرى از دو عنصر «بشارت و انذار» به هدايت آنان مىپردازند. (12) بر اساس نقش دين در زندگى و پرورش اخلاق است كه برخى از انديشمندان غير مسلمان نيز بر ضرورت دين تأكيد كردهاند.
«تولستوى» مىگويد: ايمان آن چيزى است كه آدمى با آن زندگى مىكند.(13) دنيا بدون دين زندان است.
استاد شهيد مطهرى در خصوص نقش دين مىنويسد: اولين اثر ايمان اين است كه پشتوانه اخلاق است. (14) خواجه نصير طوسى و بوعلى سينا نيز عقيده دارند كه براى ايجاد مدينه فاضله و جامعه سعادتمند به دين و آموزههاى آن نياز است.(15)
4- ضرورت دين در راهنمايى به زندگى و آرامش بخشي:
انسان داراى دو بُعد مادى و معنوى است كه پرورش و هدايت هر دو نياز به راهنمايى دارند. عقل و علم در پرورش بُعد مادى تا اندازهاى موفق بودهاند، ولى تقويت و پرورش بُعد معنوى، نياز به راهنماى ديگر دارد كه دين است. دين در ايجاد آرامش (كه يكى از نيازهاى روحى انسان است) نقش بنيادى دارد، زيرا دين با راهنمايى خود زندگى انسان را هدفمند نموده و زمينه هايى را فراهم مىكند كه انسان به مبدأ و معاد اعتقاد پيدا كند. اعتقاد به مبدأ و معاد سختىها و مشكلات زندگى را معنا دار نموده و به انسان آرامش مىدهد. دين، اطلاعاتى را در اختيار انسان مىنهد تا زندگى براى او در مجموعه هستى، ميسّر و مطبوع شود.
به تعبير ديگر: بين آدمى و جهان و زندگى و خويشتن او آشتى بر قرار گردد و همه چيز را به ديد مثبت بنگرد. دكتر «بيل» در پيامى به جهانيان، آنان را به داشتن قدرت مثبت نگريستن فراخوانده و گفته است: با اطمينان به نفس، شور و حرارت، نگرش مثبت و كمك پروردگار مىتوانى مشكلات شخصى خويش را حل كنى. قرآن كريم نيز يكى از پيامهاى دين را آرامش روانى مىداند:«ألا بِذِكرِاللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب».(16)
5_ نقش دين در برقرارى قسط و عدل:
تاريخ انسانها چالش و اختلافات و ظلمهايى را شاهد بوده، اين در حالى است كه بشر از عقل و دانش برخوردار مىباشد. عقل در چالش زدايى و ايجاد زندگى مسالمت آميز موفق نبوده؛ همچنين عقل در تعريف صلح و تبيين شرايط و عوامل برقرارى عدالت نيز دچار مشكل شده است و عامل بازدارنده در برابر ظالمان به حساب نمىآيد.
دين، نخست ظلم، عدل و صلح را تعريف نموده، مردم را به ظلم ستيزى و حمايت از مظلومان سفارش كرده؛ از اين رو پيامبران الهى در طول تاريخ با عدالت ستيزان مبارزه نموده و تاريخ شاهد درگيرى حق و باطل بوده است. از سوى ديگر دين همگان را به صلح سفارش نموده و شرايط صلح را بيان كرده است، افزون بر اين كه اسلام جهاد در راه عدل را لازم دانسته و در عين حال همه پيروان اديان الهى را به همگرايى و گفتگو فرا خوانده است.
يكى از فلسفه بعثت انبيا آزادى انسانها از اسارت و ظلم پذيرى و برپايى قسط و عدل بيان شده است:«پيامبران خود را با ادله و معجزات (به خلق) فرستاديم و براي شان كتاب و ميزان عدل نازل كريم تا مردم به راستى و عدالت گرايند».(17) اين همان نقش دين در زندگى اجتماعي است.
با توجه به مطالب ياد شده معلوم مي شود كه نياز انسان به دين حقيقتي عقلاني و غير قابل انكار است. انسان هرگز نمي تواند بدون دين، يك انسان واقعي و داراي حيات انساني در دنيا باشد، چه رسد به حيات ابدي و اخروي.
پى نوشتها:
1. بقره (2) آيه 151.
2. ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران، بي تا، ج 7، ص 18.
3. همان، ص 33.
4. محمد بن يعقوب كليني، اصول كافى، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1388 ق، ج 1، ص 16.
5. جوادى آملى، انتظار بشر از دين، نشر مركز اسرا، قم، 1387 ش، ص37.
6. پيام قرآن، ج 7، ص 51.
7. انتظار بشر از دين، ص 24؛ محمد تقى جعفرى، فلسفه دين، نشر فرهنگ اسلامي، تهران 1360 ش، ص 16.
8. كافى، ج 1، ص 168.
9. زين العابدين قربانى، اخلاق و تعليم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1378 ش، ص 34.
10. علي متقي، كنزالعمال، نشر موسسه رسالت ،بيروت، 1413 ق، ج 11، ص 420.
11. جمعه (62) آيه 2.
12. پيام قرآن، ج 7، ص 28 - 29.
13. مرتضي مطهري، بيست گفتار، انتشارات نشر اسلامي قم، بي تا، ص 189.
14. همان.
15. انتظار بشر از دين، ص 37.
16. همان، ص 42؛ رعد (13) آيه 28.
17. آل عمران(3) آيه 64.
موفق و موید باشید






