با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
براي شناخت خداوند از راههاي متعددي مي توان استفاده كرد. اما به نظر مي رسد بهترين راه ، شناخت از طريق آيات و نشانه هاست كه داراي دو بخشي آفاقي و انفسي است كه در روايات از انفسي با عنوان خود شناسي ياد شده است؛ در روايتي از رسول اكرم (ص)نقل شده است كه فرمود" أَعْرَفُكُمْ بِنَفْسِهِ أَعْرَفُكُمْ بِرَبِّه‏"(1) هر كدام شما به نفس خود آشناتر باشد به خداى خود آشناتر است‏ و يا در ديگري نقل شده است كه فرمود "مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏"(2) هر آن كس خود را شناخت، خدايش را شناخته‏ ...
و در برخي از روايات از معرفت نفس به عنوان سودمندترين وسيله خداشناسي ياد شده است. "الْمَعْرِفَةُ بِالنَّفْسِ أَنْفَعُ الْمَعْرِفَتَيْن‏" (3) شناسائى با نفس خود سودمندترين دو معرفت است.
در واقع قرآن براي شناخت خدا دو راه معرفي كرده است: الف: شناخت آفاقي و بررسي موجودات برون از ذات. ب : شناخت انفسي و سير در نفس خويش. آن چنانكه در سوره فصلت به هر دو طريق اشاره كرده و مي فرمايد: سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ"(4) به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟!
بر اين اساس در مجموع دو راه براي شناخت خداوند معرفي و از معرفت نفس به عنوان بهترين آنها ياد شده است چرا كه معرفت نخست ، معرفت به علم حصولي است كه انسان در آن غرق در مفاهيم و معاني مي‏باشد و با چيدن صغري و كبري به نتيجه مي‏رسد، و در اين معرفت گام از محيط معاني و مفاهيم كه جايگاه همگي، ذهن است فراتر نمي‏گذارد و از طريق يك رشته تصورات كه حكم آيينه را دارند به حقيقتي نائل مي‏آيد در حالي كه طريق دوم كنكاشي در پيرامون مفاهيم و معاني نيست در آنجا از طريق شهود و تعلق خويش به مقام واجب، به حقيقت پي مي‏برد، و در پيمودن اين طريق از الفاظ و مفاهيم و تصورات كمك نمي‏گيرد، بلكه هر چه هست رؤيت و شهود با ديده قلب و بينايي روح است كه از هر نوع شك و ترديد پيراسته مي‏باشد.
تفاوت اين دو مرحله تفاوت شنيدن و رؤيت است، فرض كنيم انساني آتش را نديده و نشنيده است، در مرحله نخست با خصوصيات آن از طريق سمع آشنا مي‏شود، و در مرحلة بعد، آتش برافروخته را مشاهده مي‏كند. و تفاوت ميان اين دو مرحله فراوان است گاهي گام فراتر مي‏نهد و از مرحله رؤيت به مرحلة چشيدن مي‏رسد و آن در جايي است كه معرفت به حد كمال برسد.
لذا انسان مي تواند از طرق مختلف خصوصاً معرفت نفش، شناخت خود را نسبت به خداوند افزايش داده و سبب قرب را فراهم نمايد چرا كه اولين گام براي قرب، شناخت و معرفت كامل است و هر چه معرفت حقيقي بيشتر باشد، قرب ونزديكي نيز بيشتر خواهد بود. و اين همان چيزي است كه مقدمه عمل مي باشد و بالطبع عملي مراد است كه به دستور خداوند و مورد رضايت وي بوده باشد.
بنابراين به اعتقاد ما بهترين راه رسيدن به اين مقصد، شناخت از طريق نفس و درنتيجه بندگى خدا و پرستش خداوند است و هيچ كار و فعاليتى براى بندگى خدا غير از عبادتش كه در دستور شرع مبين به نام «واجبات» و «مستحبات» آمده است عبادت و پرستش نمى‏باشد. البته مراد از عبادت تنها كارهايى نيست كه قصد قربت شرط صحت آن است مثل نماز و روزه، بلكه مراد از عبادت تمام كارهايى است كه مورد رضايت الهى باشد كه انسان آنها را با قصد تقرب انجام دهد؛ چه قصد تقرب شرط صحت آن باشد مثل عبادات، يا قصد تقرب شرط صحت آن نباشد بلكه شرط كمال و ثواب در آنهاست مثل كار كردن، كشاورزى، صنعتگرى، كارگرى، شستشو و ملاقات بيماران و بستگان، مدرسه سازى و خلاصه همه كارهاى روزمره انسان.
پي نوشت ها:
1. فتال نيشابورى، روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، چ رضى‏، قم، بي تا، ج 1، ص 20.
2. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار،چ دارالكتب الاسلاميه، تهران، بي تا، ج 2، ص 32.
3. تميمى آمدى، عبد الواحد، ‏تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، چ دفتر تبليغات‏، 1366 ه ش، ص 232.
4. ذاريات (53)آيه 20.
موفق و موید باشید