با سلام
این روز ها خیلی اذیتم از اینکه نمی دونم خدا ازبندهش چی می خواد ، که منم هدف زندگیم رو براساس اون هدف گذار کنم.
نمی دونم درس خوندن (در رشته مهندسی راه و ترابری ) چه رابطه یی با بندگی داره .
اصلا یه بنده (بنده خدا) چرا باید درس بخونه.؟
اگه درس نخونم چکار کنم.؟
اصلا شک زندگی بنده ها چطوری باید باشه تا تمام زندگیش نماز باشه؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
يكي از مهم ترين انگيزه هايي كه در هر انساني وجود دارد، انگيزه كمال طلبي و خودشكوفايي است. اين انگيزه مهم ترين عامل و محرك در شكل گيري و جهت دهي به رفتار انسان هاست. هر رفتاري كه ما انسان ها انجام مي دهيم، محصول سه عامل، انگيزه، نياز و هدف است. اگر اين سه عامل در كنار هم قرار گيرند، شرايط تحقق يك رفتار فراهم مي شود. اما گاهي اوقات شناخت افراد نسبت به اين سه عامل دچار مشكل مي شود. به عبارت ديگر وجود برخي ابهامات موجب مي شود چيزي كه در حد يك انگيزه است، جاي هدف را مي گيرد. كسي كه تحت تأثير اين عوامل سه گانه اقدام به فعاليتي كرده بود، در استمرار فعاليتش دچار انحراف يا لغزش و يا دچار دلسردي و ركود مي شود.
هدف از زندگي رسيدن به تكامل همه جانبه است. تكامل اخلاقي , علمي , روحي, فكري و فرهنگي كه ثمره آن رسيدن به حيات ابدي است. هدف از زندگي تنها كسب علم و دانش نيست، بلكه در كنار آن چيزهاي ديگري نيز لازم است. جديت در تحصيل مورد رضايت خداست. اما لازم است بدانيد در قبال خداوند و پدر ومادر و جامعه و. . . نيز وظايفي داريد. اميدواريم در آن جهات نيز موفق باشيد.
تحصيل به تنهايي نمي تواند هدف غايي يك محصل باشد. مدرسه و دانشگاه وسيله اي است كه راهيابي به آن انگيزه و شوق در انسان ايجاد مي كند تا با تمام توان تلاش كند و به هدفش كه رسيدن به كمال است دست يابد. بنابراين هيچ گاه نبايد به دانشگاه و مدرسه به عنوان هدف غايي و نهايي نگاه كرد. بلكه آغاز يك حركت جديد و مشخص. دانشگاه مسير علمي شما را مشخص تر مي كند. جهت حركت به سوي كمال و هدف را نشان مي دهد. بنابراين مدرسه و دانشگاه جاي ماندن نيست، جاي رسيدن نيست، بلكه يك مسير است به سوي آن چه اهداف بعدي زندگي را تشكيل مي دهد.
براي اينكه انسان هدف مناسبي براي زندگي خود انتخاب كند، بايد ببيند چرا آفريده شده است. آن كس كه هدفش در زندگي متناسب با هدف از آفرينش باشد، به آرامش و سعادت دست يافته، همه جنبه‏هاي وجوديش را در مسير صحيح حيات قرار خواهد داد.
پيروي كامل از خدا، كه بندگي است، در قرآن به عنوان هدف آفرينش انسان معرفي شده است. «و ماخلقت الجن و الانس الاّ ليعبدون و جن و انس را جز براي بندگي نيافريدم». (1)
حقيقت عبادت اين است كه عبد خودش را در مقام بندگي قرار دهد. رو به سوي معبود كند. خدا را معبود خود بداند. يعني عبد از همه چيز و حتي از خودش بريده شود. فقط به ياد پروردگارش باشد. كساني كه عبادت را به معرفت تفسير كرده‏اند، همين معنا را اراده كرده‏اند. (2)
امام حسين به اصحاب خود فرمود:«خداوند بزرگ بندگان را نيافريده، مگر به خاطر اين كه او را بشناسند. هنگامي كه او را بشناسند، عبادتش مي‏كنند. هنگامي كه بندگي او كنند، از بندگي غير او بي نياز مي‏شوند». (3)
عبادتي كه در آيه مراد است، همه شئون زندگي بشر را در بر مي‏گيرد. گسترده‏تر از مراسم خاص عبادي مانند نماز و روزه است.
البته بندگي خدا كه به عنوان هدف آفرينش انسان معرفي شده، هدف مياني و راه رسيدن به هدف نهايي است.
هدف نهايي آفرينش انسان بازگشت به سوي خدا و لقاء الله است: انا لله و انا اليه راجعون ، (4)
حال كه معلوم شد هدف از زندگي انسان بازگشت به سوي خدا و لقاء الله است و راه و طريق آن بندگي او است ، از يك سو فرصت اندك است و راه بسي سخت و دشوار. پس بايد در كسب معرفت و تحصيل فضائل اخلاقي و اطاعت و بندگي تمام تلاش را مبذول داشت. از سوي ديگر از لغزش ها و خطاها نااميد نشد كه خداي رحمان بخشنده و مهربان است و راه توبه را تا آخرين لحظات براي انسان بازگذاشته است.
در كنار عزم و اراده و تلاش در راه بندگي خدا بايد از امدادهاي غيبي نيز بهره جست. از دعا و توسل به مقربان درگاه الهي غافل نشد. دعا و مناجات و درخواست خدا، هم خود به عنوان يك عمل و عبادت باعث كمال نفس مي‏شود، و هم اجابت آن توفيق افزون تري را براي انسان در پي دارد.
وقتي هدف، بندگي و در راه خدا بودن باشد، انسان مي تواند به هر كاري حتي كارهاي مباح رنگ و ارزش خدايي بزند. به ورزش رفته و از سلامتي بدني برخوردار باشد، يا از نشاط كافي و لازم برخوردار باشد، تا بتواند بهتر درس بخواند، عبادت كند. به ديگران خدمت كند. بدين ترتيب انسان به كاري كه تنها مباح بوده و ارزش معنوي ندارد، رنگ معنويت و خدايي مي زند؛ اگر چه ورزش و تفريح حتي بدون اين انگيزه نيز اشكال ندارد و كسي نمي گويد كه بايد هدف فقط عبادت و درس و كارهاي واجب و مستحب باشد.
اسلام هيچ نعمت و كار لذت بخشي را كه از راه مشروع و عاقلانه به دست آمده باشد، تحريم نكرده و صريحاً در برخي آيات آن را تجويز كرده است، حتي از كساني كه بيهوده خود يا ديگران را از نعمت هاي الهي محروم مي كنند، نكوهش مي كند:
قل من حرم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق. . . ؛(5) بگو چه كسي زينت خدا را كه براي بندگان خود بر آورده و روزي هاي پاك و پاكيزه را منع كرده است؟"
از اين رو استفاده از نعمت ها و لذت بردن از آن ها از ديد قرآن اشكالي ندارد. آن چه در اين باره قرآن محكوم كرده، ترجيح دادن لذت هاي زودگذر و لحظه اي و كم ارزش بر لذايذ ابدي ارزشمند است.
پي نوشت ها :
1. ذاريات(51) آيه 56.
2. طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، انتشارات جامعه مدرسين،قم، ج 18، ص 420.
3. فرهنگ جامع سخنان امام حسين، نشر معرفت، سخن 497، ص 604.
4. بقره (2)آيه 156 و 46 و مائده (5)آيه 105.
5. اعراف (7) آيه 32.
دوست گرامی !
این پاسخ از طریق سایت پاسخگو و توسط کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برای شما ارسال گردید.
در این مرکز پرسشها پس از ثبت به گروه های علمی تخصصی ارسال و پس از ارزیابی، ویراستاری از نمونه خ