سلام دختری هستم18ساله از کودکی احساس میکنم یک مشکل روحی و روانی دارم البته منظورم این نیست که یک بیمار روانی هستم از کودکی تا به حالا گه گاهی میشود احساس گیجی میکنم نه اینکه سرم گیج برود نه همانند اینکه در بیداری خواب ببینم مخصوصا وقتی در محیط بیرون از خانه باشم دچار چنین حالت منگی و گیجی میشوم خیلی هم به حجاب و مسائل دینی مقیدم البته گاهی به گاه نماز را ترک میکنم و همیشه اظطراب این را دارم که خدا بر من بلایی نازل کند به خاطر گناهانی که کردم احساس میکنم وقتی بیشتر درباره دین و خدا فکر میکنم این حالت و استرس و گیجی به سراغم می آیدباور حقایق دینی و این جهان برایم مشکل است من بسیار خیال پردازم میترسم دچار بیماری روانی باشم میشود مدتی از این مسائل دینی و مباحث دوری کنم تا بلکه حالم بهبود یابد!

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي، بي ترديد يك نامه كتبي نمي تواند به همه جوانب مشكل شما بپردازد. در صورت امكان به شما توصيه مي كنيم با مراجعه حضوري نزد روانشناس باليني و ارائه تاريخچه مشكل خود، از ايشان بصورت حضوري كمك بگيريد. اما در اين نامه به بيان مطالبي مي پردازيم كه تا زمان مراجعه حضوري مناسب به نظر مي رسد.
بايد توجه داشته باشيد كه فرد در سنين نوجواني تا اوائل جواني، از لحاظ عاطفي در موقعيتي است كه زمان پديدار شدن عواطف انتزاعي است؛ يعني، موضوع عواطف، غالبا مسايل معنوي يا انتزاعي مي باشد، نظير دفاع از ستمديده و محروم، فداكاري، علاقه به اشخاص يا امور معنوي. در صورتي كه فرد، خود را در برخورد با واقعيات، شكست خورده ببيند، نوعي حالت نگراني و بيمناكي به وي دست مي دهد و بيشتر در خويش فرو مي رود و حجم تفكرات رويايي و خيال پردازانه از واقعيت ها فراتر مي رود. در واقع روياها و تخيلات، نوعي سپر دفاعي در برابر واقعيتهاي دردناك و آزار دهنده دنياي بيرون محسوب مي شود.
توصيه ابتدايي ما اين است كه سعي كنيد ارتباط خود با فضاي عيني و خارجي را بيشتر كرده و در فعاليتهاي اجتماعي و جمع دوستان بيشتر حاضر شويد. مهارتهاي ارتباطي مختلف از جمله روشهاي ارتباط مؤثر را آموزش ببينيد و در نهايت سعي كنيد تا استعدادهاي خود را صرف كارهاي هنري مورد علاقه خود نماييد، كه صد در صد موجب شكوفايي استعدادهاي نهفته شما خواهد بود.
در ادامه به نكات ذيل توجه فرمائيد.
1. خواهر گرامي؛ به نظر مي رسد، بي بهره از مشكلي از جنس غم كه اصطلاحا با عنوان افسردگي شناخته مي شود نيستيد. بنابراين اولين و مهمترين توصيه ما اين است كه در اولين فرصت به يك روانشناس باليني مجرب جهت تشخيص و در صورت صلاحديد ايشان به يك روانپزشك جهت دارودرماني مراجعه فرمائيد.
2. همچنين مي توان شروع رگه هايي از وسواس فكري را مشاهده كرد. به طور كلي، معمولا اختلال وسواس در سنين اواخر نوجواني يا اوايل جواني، بيشتر در 25 سالگي و اغلب طي دوره اي پر استرس آغاز مي شود. در اين زمينه، پيش گيري و درمان بموقع توسط يك روانشناس باليني مجرب بهترين توصيه اي است كه مي توان به شما ارائه نمود.
3. ورود افكار مختلف به ذهن امري عادي است.ولي اين ما هستيم كه زمان و نحوه ورود آنها را تعيين مي نماييم و يا آنها را كاسته يا توسعه مي دهيم. پرنده لجام گسيخته خيال چون چكاوكي است كه هر دم بر سرشاخساري نشسته و به سرعت به شاخه ديگر پرواز مي كند و اين آدميان اند كه شاخسار ها را گسترش داده يا هرس مي كنند.
3. افكاري كه به ذهن ما وارد شده و باعث اضطراب ما مي شوند؛ از دو حال خارج نيستند: 1. يا واقعا خطرناك اند2. و يا ما آنها را خطرناك قلمداد نموده ايم. كه ميزان حالات دوم بيشتر است. يعني خيلي اوقات ما دچار خطاي شناختي شده و صرف اينكه فكر نابجا, يا تصوير شخصي در ذهنمان مي آيد گمان مي كنيم در واقعيت هم همين امر در حال انجام بوده به همين خاطر به سرعت آشفته شده و احساس وحشت و ناراحتي وجودمان را گرفته و در پي از بين بردن آنها دست به يكسري اقدامات عملي و يكسري افكار ضد آنها مي زنيم تا آنها را فراموش كنيم. بعد از اين كار ( اقدامات عملي و افكار متضاد افكار اوليه) كمي احساس راحتي و آرامش مي نماييم . ولي زماني نمي گذرد كه دوباره همان تصاوير با شدت بيشتري به ما هجوم مي آور د و ما مجبور به تكرار آن چرخه معيوب مي شويم .نتيجه اين كار, گرفتار شدن در يك وسواس فكري است كه دائم ما را آزار مي دهد. در حاليكه اگر از همان ابتدا «فكر» را از «واقعيت» متمايز مي نموديم و صرف وجود« فكر» ما را به وحشت نمي انداخت دچار اين چرخه معيوب نمي شديم. با اين توضيح كوتاه نظرتان را به نكات عملي زير جهت كنترل افكار جلب مى‏كنيم:
1- كنترل چنين افكار مزاحم نيازمند تلاش مستمر و مداوم شماست و نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مى‏شود.
2- خطور اينگونه افكار مزاحم در ذهنتان كه بدون اختيار به شما هجوم مى‏آورند، گناه محسوب نمى‏شود. بنابراين نگران آن نباشيد.
3- معمولًا اين افكار به هنگام بيكارى به سراغ فرد مى‏آيد، سعى كنيد با يك برنامه‏ريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانه‏روزى خود را پر كنيد و هيچ‏گاه بيكار نباشيد. به مطالعه، نظافت اتاق، كمك به دوستان، ورزش و مشغول باشيد. و هر گاه بيكار شديدخود را به كارى مشغول سازيد.
4- براى اوقات شبانه روز جدولى را تهيه كنيد و كارها و فعاليت هاى شبانه روزى خود را در آن يادداشت نموده و سعى كنيد برنامه اى تهيه نمائيد كه زمان خالى بودن فعاليت نداشته باشيد. برنامه تدوين شده بايد متناسب با توانايى هاى جسمى و روانى تان باشد (جدول خود كنترلي اسكينر مناسب است. شما مي توانيد اين جدول را در اينترنت جستجو نماييد).
5- مطمئن باشيد وقتى به چيزى فكر مى‏كنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلًا اگر در ذهن و قلبتان به فردى فحش مى‏دهيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهيد كرد. يعنى فكر كردن درباره موضوعي الزاما به فعل و انجام آن منتهى نمى‏شود.
6- در صورتى كه به چنين افكارى اهميت ندهيد مطمئن باشيد اگر تحمل كنيد پس از چندى نهايتا آن را رها خواهيد كرد. اما اين بدان معنا نيست كه از انجام واجبات و فرائض ديني سرباز زنيد. اما لازم نيست به اموري كه خودتان آنها را ذكر كرديد تا مدتي بينديشيد (تفكر در مورد دين يا خدا فعلا درباره شما مناسب نيست. اگر هم اين افكار به سراغ شما آمد هيچ اشكالي ندارد. مهم اين است كه آن مبارزه نكنيد. اجازه بدهيد اين افكار بيايد. مطمئن باشيد كه اگر به آنها اهميت ندهيد به همان سرعت كه آمده است مي رود. از لحاظ شرعي هم هيچ اشكالي بر شما نيست).
7- هرگاه فكر مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول كار ديگرى كنيد و با ايجاد حواس‏پرتى از آن افكار مزاحم دورى كنيد.
8- هرگاه اين فكر به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت.
9- اگر احساس مى كنيد نمى توانيد يا در عمل نتوانستيد، موضوعات جايگزين را به جاى افكار مزاحم وسواسى خود قرار دهيد، كش نازكى را دور مچ دست خود ببنديد و هرگاه بدون اختيار افكار مزاحم به سراغتان آمد، آن كش را بكشيد و رها كنيد تا با احساس دردى كه روى مچ دستتان ايجاد مى شود، از آن فضاى روانى بيرون آئيد نا خودآگاه موضوع ذهنى تان عوض خواهد شد. توجه داشته باشيد كه از روشهاي مشابه اما خطرناك بشدت پرهيز كنيد. اقدام به خود زني يا هر عمل ديگري كه شما آن را بناميد، موجب بدتر شدن اوضاع خواهد شد.
10. راهكارهاى فوق را حدود يك ماه به كار بگيريد.دو عامل عمده اى كه به اين گونه مشكلات دامن مى زند عبارتند از بيكارى و تنهايى. البته تعارضات فكرى و روانى مبتنى بر گذشته فرد در اين ميان تأثيرگذار است و ريشه يابى آن نيازمند يك دوره مشاوره روانشناسي است. اگر والدين شما از مشكلتان بي خبرند زياد خوشحال نباشيد. قطعا در اين مورد نياز به حمايت والدين خود داريد.
در پايان باز هم مي گوييم، از نظر ما مراجعه به روانشناس باليني زن الزامي است.
معرفي كتاب:
1. كنترل فشار رواني، جرالد.اس.گرينبرگ، ترجمه: دكتر محسن دهقاني و همكاران، انتشارات رشد.
2. روش هاي كاهش فشار رواني (اصول كنترل استرس)، ويرا پايفر، مترجم: سياوش جمالفر و مهرنوش انصاري، نشر ارسباران.

موفق و موید باشید